دقیق نمیدونم چیشد ولی،یهو همه چی عوض شد
خیلی فک کردم ولی چیزی تغییر نکرده بود
اتفاق خاصی نیفتاد ولی یهو ناامید شدم
بی هدف شدم
اینجوری شد که از همه دور شدم
تمایلی به انجام کارای که جدی دوسشونم داشتم و دارم ندارم
وقتی حتی داشتم بهترین کارا رو هم انجام میدادم این میومد تو ذهنم که تهش قراره چی بشه؟
همینا باعث میشدن شل شم
دیگه چیزی نمیتونست حالمو خوب کنه
اینجور بود که آخراش میگفتم ببین حتی دیگه توام نمیتونی حال منو درست کنی
من و تو .
چیزی که چه روزها بابتش نگذشت اما اون حال من هیچجوره اوکی نمیشد