شاید فکر کنی تویه مسیر زندگیت تنها ترینی اما من آخر تمامه مسیر هایی که میری با چتر خیسم منتظرت ایستادم.
eat the rude
عزیز کرده، دوست داشتنم نسبت به تو، مثل ریشه های یه درخت کهنه اس. هر روز عمیق تر میشه، محکم تر میشه
عزیز کرده، حرومم کردی عزیزم. احساساتم رو، مهربونیم رو، وفاداریم رو، فداکاریم رو، آغوشم رو، اسرافم کردی در صورتی که من محتاج ذره ذره ی تو بودم.
eat the rude
عزیز کرده، حرومم کردی عزیزم. احساساتم رو، مهربونیم رو، وفاداریم رو، فداکاریم رو، آغوشم رو، اسرافم کر
عزیز کرده، دلم برات تنگ شده، بیشتر از هرچیزی بهت احتیاج دارم، به بودن و حس کردنت، دلم میخواد باز کنارم باشی، دوسم داشته باشی و بازم بهم بگی که چقدر برات مهمم ولی دیگه به چشمای خوشگلت نمیام اما اینو بدون تا همیشه یه گوشه از قلبم و ذهنم متعلق به توعه.
هدایت شده از ویلوبی'
برای فرار از مشکلاتم میخوابم ولی باز خوابشون رو میبینم.