و تا ابد با داستان های ناگفته، در درونم پنهان و غمگین قدم خواهم زد.
《Midnight Lilium》
چرا آدمها در یاد من زندگی میکنند
و من در یاد هیچکس نیستم؟
《Midnight Lilium》
آدمها میروند و پرسشهایی بهجا میگذارند که سالها بیصدا در ما قدم میزنند.
《Midnight Lilium》
همهی آدمها نیاز دارن یه دوست صمیمی داشته باشن که فقط دوست صمیمی خودشون باشه.
《Midnight Lilium》
کاش اونقدری که تو ذهنم باهات حرف میزنم میتونستم تو واقعیت هم باهات حرف بزنم.
《Midnight Lilium》
تو که شاهدِ اندوهِ من بودی،
تو چرا تصمیم گرفتی زخمِ جدیدتری باشی؟
《Midnight Lilium》