eitaa logo
کتاب باز(مینیمالیست
145 دنبال‌کننده
95 عکس
39 ویدیو
158 فایل
«﷽» ✨ کتاب باز (مینیمالیست)🌺✅ کمتر، بیشتر است. محفل منابع علمی،پژوهش و نکات علمی. 🖋 مسؤول (رضا ملازاده یامچی) @AbdolReza_Mollazadeh110 💡 بازتاب‌دادن پژوهش‌های حوزه‌های مختلف به معنای تأیید یا رد آن‌ها نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺نکاتی مهم برای کسانی که برنامه دارند در ازمون ارشد شرکت کنند 🌹🌹🌹کلید موفقت در هر کاری اول توکل برخدا و بعد هم برنامه ریزی و تلاش در اون کاره. عزیزانی که دارن خودشون رو برای کنکور ارشد آماده می کنن میتونن باخوندن این مطلب یک برنامه ریزی دقیق بکنن.
منابع پیشنهادی کنکور ارشد علوم قرآن و حدیث 👇👇👇
دشمنت گر شد ملایم احتیاط از کف مده مکرها در پـرده بـاشد آب زیـر کــاه را. بیدل دهلوی
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹🌷ای دیده اگر کور نئی گور ببین وین عالم پر فتنه و پر شور ببین شاهان و سران و سروران زیر گلند روهای چو مه در دهن مور ببین.... https://t.me/Reza_MollazadehYamchi110
📖 کتابِ ۱۹۸۴ 👤نویسنده: جورج اورول یک روز "وینستون" متوجه جمعیتی شد که  با سر و صدای زیادی در وسط چهارراه تجمع کرده بودند. با خودش گفت شروع شد! شروع شد! انقلاب شروع شد! مردم  بالاخره طغیان کردند. نزدیک شد، دو زن چاق بر سر یک قابلمه با هم درگیر شده بودند و هریک سعی داشت آن را از دست دیگری درآورد و موهای یکی از آنها به‌شدت پریشان شده بود. یک لحظه هر دو قابلمه را کشیدند و دسته قابلمه کنده شد. وینستون با تنفر آنها را تماشا می کرد. با این حال صدایی که در آن لحظه از حنجره چندصد زن برخاسته بود به طور عجیبی قدرتمند به نظر می رسید! چرا آنها نمی‌توانستند همین فریاد را برای موضوعی واقعا مهم سر دهند؟ آنها تا به آگاهی نرسند، طغیان نخواهند کرد، و تا طغیان نکنند به آگاهی نخواهند رسید...
عرض تسلیت شهادت_امام_کاظم (علیه السلام) ✍️ ▪️ «تَفَقَّهُوا فِي دِينِ اللَّهِ؛ فَإِنَّ الْفِقْهَ مِفْتَاحُ الْبَصِيرَةِ وَ تَمَامُ الْعِبَادَةِ وَ السَّبَبُ إِلَى الْمَنَازِلِ الرَّفِيعَةِ وَ الرُّتَبِ الْجَلِيلَةِ فِي الدِّينِ وَ الدُّنْيَا، وَ فَضْلُ الْفَقِيهِ عَلَى الْعَابِدِ كَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْكَوَاكِبِ، وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فِي دِينِهِ، لَمْ يَرْضَ اللَّهُ لَهُ عَمَلا»؛ ▪️ در دین خدا تفقه کنید؛ زيرا فقه كليد بصیرت و تمام عبادت، و سبب رسيدن بدرجات عالى و مراتب بزرگ در دين و دنيا است، ارزش فقيه نسبت به عابد مانند فضیلت خورشيد است نسبت به ستاره و هر كه فقاهت و فهم دين نداشته باشد، خداوند از عمل او راضی نمی شود. 📓تحف العقول، النص، ص۴۱۰
حاج‌میثم‌مطیعیوای_از_تن_نحیف.mp3
زمان: حجم: 8.8M
امشب میانِ سجده آقا دعایمان کن ... 🏴🥹🤲
به نام خدا گُزیده‌ای از اخلاق نیکوی رسول‌خدا (ص) به مناسبت عید سعید مبعث ❤️❤️❤️❤️❤️❤️ «لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ»(احزاب/۲۱) 🌺🌺🌺🌺🌺🌺 - وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود. - عزيزترين افراد نزد او کسی بود که خيرش بيشتر به ديگران می‌رسيد. - بردباری‌اش همواره بر خشم او سبقت می‌گرفت. - هيچ خصلتی نزد او منفورتر از دروغ‌گويی نبود. - از همهٔ مردم متواضع‌تر و ساكت‌تر بود. - هنگام راه رفتن با آرامی و وقار راه می‌رفت. - در راه رفتن قدم‌ها را بر زمين نمی‌کشيد. - هرکه را می‌ديد، در سلام کردن پیشی می‌گرفت. - با دست اشاره می‌کرد، نه با چشم و ابرو. - سکوتش طولانی بود و تا نياز نمی‌شد سخن نمی‌گفت. - هرگاه با کسی هم‌صحبت می‌شد، به سخنان او خوب گوش می‌داد. - چون با کسی سخن می‌گفت، کاملاً برمی‌گشت و رو به او می‌نشست. - هنگام ورود به مجلسی، در آخر و نزديکِ در می‌نشست، نه در صدر مجلس. - در مجلس، جای خاصی را به خود اختصاص نمی‌داد. - هرگز در حضور مردم تکيه نمی‌زد. - اگر از کسی خطای می‌دید، آن را نقل نمی‌کرد. - هرگز با کسی جدل نمی‌کرد. - سخن کسی را قطع نمی‌کرد، مگر آن‌که حرف باطل بگويد. - چون سخن نادرستی از کسی می‌شنيد نمی‌فرمود: «چرا فلانی چنين گفت»، بلکه می‌فرمود: «چرا با برخی مردمان چنين می‌گويند؟» - با فقیران زياد همنشین بود و با آنان هم‌غذا می‌شد. - دعوت بندگان و غلامان را می‌پذيرفت. - هديه را قبول می‌کرد، اگرچه به اندازهٔ يک جرعه شير بود. - بيش از همه صلهٔ رحم به جا می‌آورد. - هرکه عذر می‌آورد، عذر او را قبول می‌کرد. - کسی را حقير نمی‌شمرد. - هرگز به کسی دشنام نداد و يا کسی را با لقب‌های بد نمی‌خواند. - هرگز عيب مردم را جست‌وجو نمی‌کرد. - از بيماران عيادت می‌کرد، اگرچه در دور افتاده‌ترين نقطهٔ مدينه بود. - سراغ اصحاب خود را می‌گرفت و همواره جويای حال آنان می‌شد. - دوستانش را با بهترين نام‌هايشان صدا می‌زد. - با دوستانش در کارها بسيار مشورت می‌کرد و بر آن تأکيد می‌فرمود. - در جمع يارانش دايره‌وار می‌نشست و اگر غريبه‌ای بر آنان وارد می‌شد، نمی‌توانست تشخيص دهد که پيامبر کدام‌يک از ايشان است. - هرگاه چيزی به فقير می‌بخشيد، به دست خودش می‌داد و به کسی حواله نمی‌کرد. - اگر در حال نماز بود و کسی پيش او می‌آمد، نمازش را کوتاه می‌کرد. - اگر در نماز بود و کودکی گريه می‌کرد، نمازش را کوتاه می‌کرد. - هرگاه کسی از او حاجتی می‌خواست، اگر مقدور بود، روا می‌فرمود و گرنه با سخنی خوش یا وعده‌ای نيکو، او را راضی می‌کرد. - هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد، مگر آن‌که برای گناه باشد. - پيران را بسيار گرامی می‌داشت و با کودکان بسيار مهربان بود. - غريبان را خيلی مراعات می‌کرد. - با نيکی به بدان، دل آنان را به دست می‌آورد و مجذوب خود می‌کرد. - همواره خندان بود. - مزاح می‌کرد اما به بهانهٔ مزاح و خنداندن، حرف باطل نمی‌زد. - نام بد را تغيير می‌داد و به جای آن نام نيک می‌گذاشت. - برای خدا آن‌چنان به خشم می‌آمد که ديگر کسی او را نمی‌شناخت. - هرگز برای خودش انتقام نگرفت، مگر آن‌که حريم حق شکسته شود. - در خوراک و پوشاک، چيزی زيادتر از خدمت‌کارانش نداشت. - کفش و لباس را، خودش وصله می‌کرد. - با دست خودش شير می‌دوشيد و پای شترش را خودش می‌بست. - هر مَرکبی مهيا بود، سوار می‌شد و برايش فرقی نمی‌کرد. - چون جامهٔ نوی می‌پوشيد، جامهٔ قبلی خود را به فقيری می‌بخشيد. - ژوليده‌مویی را ناپسند می‌دانست. - هميشه خوشبو بود. - هميشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می‌زد. - نور چشم او در نماز بود و آسايش و آرامش خود را در نماز می‌يافت. - از همهٔ مردم خوش‌روتر بود. - هرگز نعمتی را نکوهش نکرد. - اندکی نعمت را بزرگ می‌شمرد. - هرگز از از غذايی بد نگفت و هنگام غذا هرچه حاضر می‌کردند می‌خورد. - بر سر غذا از همه زودتر حاضر می‌شد و از همه ديرتر دست می‌کشيد. - تا گرسنه نمی‌شد غذا ميل نمی‌کرد و قبل از سير شدن منصرف می‌شد. - معده‌اش هيچ‌گاه دو غذا را در خود جمع نکرد. - تا آن‌جا که امکان داشت تنها غذا نمی‌خورد. - از دوشيزگان پرده‌نشين باحياتر بود. - با صداى بلند نمی‌خندید. - در امور خانه به خانوادهٔ خود خدمت مى‌كرد.
طلع البدر علینا.mp3
زمان: حجم: 3.5M
طلع البدر علينا من ثنية الوداع ما شب چهارده از «ثنیة الوداع» بر ما طلوع کرد. وجب الشكر علينا ما دعا لله داع شکر خدا بر ما واجب شد برای ندایی که به سوی خدا دعوت می‌کند. أيها المبعوث فينا جئت بالأمر المطاع ای که در میان مبعوث شده‌ای، با دستوری پذیرفته آمدی. جئت شرفت المدينة مرحباً يا خير داع با ورودت مدینه را شرافت دادی، خوش آمدی ای بهترین دعوت کننده! طلع النور المبين نور خير المرسلين نور آشکار طلوع کرد؛ نور بهترین پیامبران. نور أمن و سلام؛ نور حق و يقين نور امنیت و سلامتی، نور حق و یقین. ساقه الله تعالى رحمة للعالمين خداوند او را به عنوان رحمتی برای جهانیان فرستاد. فعلى البر شعاع و على البحر شعاع پس شعاع نورش در خشکی و دریا منتشر شده است. مرسل بالحق جاء نطقه وحي السماء پیامبری که به حق آمده، سخنش وحی آسمانی است. قوله قول فصيح يتحدى البلغاء گفته‌هایش روشن، سخن‌وران را به برابری فرامی‌خواند. فيه للجسم شفاء فيه للروح دواء در سخنانش درمانِ جسم و داروی روح است. أيها الهادي سلاماً ما وعى القرآن واع ای هادی، درود بر تو باد! تا زمانی که درک‌کننده‌ای قرآن را درک کند. جاءنا الهادي البشير مطرق العاني الأسير هدایت‌کننده