شآید اینجا.
با شنیدن این مداحی، میتونم قطرات آب مه پاش روی صورتم، نسیم خیلی ملایم آخر شب عراق، خش خش خرده سنگ زیر پام و بوی روغن سوخته رو با تمام وجودم حس کنم.
- زندگیم خیلی وقته یکنواخت شده، در واقع راکد و ساکنه. زندگیم که نه، خودم اینجوری میگذرونم، بدون هیچ تلاشی واسه تحول. خیلی وقته هیچ کار با معنی ای نمیکنم. صرفا برام شده گذر روز ها، نه هدفی، نه اجرا، نه کاری واسه ی موندگار شدن. صرفا بیدار میشم و می خوابم. من، خیلی وقته بر مدار این چرخه ی معیوب میچرخم و نمیدونم کی قراره چوب بکنم لا چرخ این چرخه ی مریض تا از این وضعیت در بیام. کاش یه تکونی به خودت بدی کوثر تا پنج یا ده سال دیگه حسرت این روزا و کارای نکرده رو نخوری. / #یهکلوم