میٰانِ هَمهِ گَشتَم وُ عاٰشِق نَشُدَم مَن..
تُو چِه بُودی کِه تُو راٰ دیدَم ُو دیواٰنهِ شُدَم مَن...
من به بندِ تو اسیرم، تو ز من بیخبری؟!
آفرین! معرفت این است که ز من میگذری.. :)
یکی ازم پرسید :
چرا انقدر آرومی انگار هیچی برات مهم نیست،
گفتم که:
همه چیزایی که ترسیده بودم سرم بیاد،سرم اومد دیگه نگران چی باشم؟
خوشحالم که دیگه ذوقی برام نمونده که کسی بخواد کورش کنه ...
گفته بودم دل نمیبازم.. ولی دیدی چه شد؟!
آمدی، با دیدنت، بیاختیار عاشق شدم! :) ..
دوستت دارم زیاد ، اما نمیگویم به تو !
چون که عاشق بعد از این اقرار ، تنها میشود ....✨