eitaa logo
𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
712 دنبال‌کننده
115 عکس
5 ویدیو
0 فایل
«هوالمحبوب» قلم‌ِذهن‌به‌حکم‌ِدل‌می‌نویسد. ‌‌|‌𝙃☫𝙈𝙀|🇮🇷 [برای همکاری: @Mahhva86 ] نوشته‌هامتعلق‌به‌نویسنده‌می‌باشد‌وانتشارآن‌بدون‌ذکر‌نام اشکال‌دارد. . . . ولی‌اگه‌زیادی‌دلت‌خواست‌برداری، صلوات‌یادت‌نره:)*
مشاهده در ایتا
دانلود
مگر‌گریه‌برتو‌نجاتم‌بدهد‌علی‌جان.
شاید این آخرین فرصت زندگی کردن باشد. شاید این لحظه‌های آخر باشد که در خاک وطن هستی.. شاید این آخرین لبخند، آخرین اشک، آخرین مکالمه و آخرین بغل باشد.. شاید بازگشتی وجود نداشته باشد، شاید این غروب آخرین غروب و شاید این اسفند آخرین اسفند باشد؛ شاید تمام کارها و هرچیزی و همه چیز آخرین فرصت خودش را امتحان کند. و من هیچ برای آخرین ها آماده نیستم.
روزی در صفحات تاریخ نوشته خواهد شد: مردمانی باشرف، با هرچه شد، پایِ وطنشان ماندند و تسلیم نشدند؛ و معنای "وفاداری" و "وطن‌پرستی" را تفسیر کردند. -شهیدمرتضی‌آوینی
يَا مَنْ سَتَرَ الْقَبِيحَ يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَهِ
اي آن كه زشتي را پوشاندي اي آن كه بر گناه سرزنش نكردي
بین افسانه‌ی ققنوس و سرگذشت ایران تشابهی می‌توان دید. ایران نیز چون آن مرغ شگفت بی‌همتا بارها در آتش سوخته و باز از خاکستر خویش زائیده شده است. -محمدعلی اسلامی ندوشن 🪞
«اگر دیگر نیامدم ای درخت آلویِ کنار در فراموش مکن که در بهاران از روی وفا شکوفا شوی حتی اگر صاحب تو باز نگردد.»
«همگیِ ما از سرمایِ زمستانِ امسال، تمام شدیم» روزی نبوده است که به یادتان نباشم؛ اما عزیزِ من، کاش کاری از دستم برمی‌آمد. کاش می‌توانستم زمان را برگردانم، شما را برگردانم. عزیزانم؛ کجایِ جهان بگذارمتان که زیباتر شود آنجا؟ به آن روز فکر می‌کنم، به آخرینِ همه‌چیز. به آخرین باری که صبح چشم هایتان را گشودید، صبحانه خوردید و با عزیزانتان حرف زدید. به آخرین آهنگی که گوش دادید و آخرین باری که خندیدید. آخرین باری که رویا بافتید و به آسمان نگاه کردید. به روزی فکر میکنم که برای آخرین بار عاشق ایران بودید، برای آخرین بار امید داشتید و برای آخرین بار مثل همیشه شجاع و شریف بودید. حتی به آخرین بار های خودمان هم فکر می‌کنم. ما بعد از شما دیگر با اندوهِ جهان برای زنده نگه داشتنِ روحمان نجنگیدیم. راستی، چقدر همه چیز درباره‌ی شما زیباست. چشم‌هایتان، خنده هایتان، قلب هایتان. چقدر نام هایتان به زیبایی در قلبم ریشه کرده است. در صدا کردن نامتان یک «کجایی؟!» پنهان است... یک «کاش می‌بودی»، یک «کاش نمی‌رفتی». نامِ شما را حذف به قرینه‌ی این همه دلتنگی و پرسش صدا میزنم... مانده‌ام خیره به راه، نه توانِ ایستادن دارم، نه تابِ نگاه. -به یاد شهدای زمستان اخیر