هر چی بیشتر فکر میکنم تا شاید یه دلیل خوب برای یکم شاد بودن پیدا کنم باز میفهمم که نه، چقدر بدبختی دارم.
ولی خیلی عجیبه، یک میلیارد اونقدر بی ارزشه که نه میشه باهاش ماشین گرفت نه خونهای ولی اونقدر با ارزشه که هر کاری هم میکنی باز اون پول جمع نمیشه، هی.»
ازت متنفرم، اگر واقعا به قول خودت برات مهم بودم و کارات به صلاحم بود هرگز اینطوری اعصابمو به هم نمیریختی که مجبور بشم گریه کنم اونم توی اینجا، حالم ازت بهم میخوره.
مــــن ؛
ازت متنفرم، اگر واقعا به قول خودت برات مهم بودم و کارات به صلاحم بود هرگز اینطوری اعصابمو به هم نمیر
اون دوست عزیزی که پرسیده بود چی شده، باید بگم که روانیم کردن با کاراشون، سیاست های کثیفشون و در حال حاضر هم که دارم اعصابمو کنترل میکنم، یکم فقط یکم دوباره خواستم کمی با محبت باهاشون صحبت کنم فکر کردن کین، دوباره میگم قطعاً درود بر تنهایی، درود.