کنکوری داشتیم اینجا؟
خوبی مشتیا، اوضاع احوال؟
همه عالی؟ مطمئن مطمئن؟
ته دنیا نیست ها؟
مبارک باشه؟خدایی؟
مبارکههههه.》
می خوام با ناظممون صحبت کنم بزاره گوشی ببرم مدرسه.
موقع برگشت، پیاده میام شدیدا آهنگ می طلبه.
ام میگم وسط جنگ و بیماری جدید یه موجود فضایی بیاد دیگه کاملا با همه چیز روبه رو شدم، تقریبا.
مــــن ؛
واقعا دنیا زیادی ترسناک داره میشه.
بعد چرا باید در این اتفاق های عجیب من به عنوان یک انسان روی زمین باشم؟
مثلا یه سیب قرمزی، یه بیدمجنونی یه پروانه ای، اصلا یه گلدون، ای کاش یه گلدون بودم.