مــــن ؛
خیلی رندوم دیدمش،کلاً با هم بودیم دو تا از فعالیتهاهم با هم انجام دادیم مثل سوت زدن و... از اونجا که دارم شمعامو برای سیزن ونگوک جمع میکنم نمیخواستم شمع خرج کنم ولی میخواستم باهاش صحبت کنم و بدونم از کجاست.
سر همین به زور کشوندمش یکی از بخشهایی که آب هست,اونجا از طریق قایقها یه متنی نوشتم ولی هرچی اشاره کردم که برو سمتش نرفت و نفهمید که باید بخونتش. خلاصه که حوصلم سر رفت اومدم اینور و گم شد.
کلاً اساس و روند بازی اسکای خیلی روند آرومیه حتی وقتی که میخواد یه داستانو تعریف کنه خیلی با آرامش پیش میره- خیلی!
و جدیداً واقعاً خستم میکنه.