سلام از کسی که فقط اومده سلام بده چون می خواد بره و تا حدودا ظهر یا بعد از ظهر قرار نیست خبری ازش باشه، وی از ساعت هفت صبح بیداره و مثل همیشه کوره و فقط کمی استرس مسابقه رو داره و در حال حاضر می خواد بره لباساشو اماده کنه و...
همین الان یه مادر و پسر از کنار خونمون رد شدن، احتمالا می خواستن برن مسجد، پسر بچه هه میپرسید بعد رکوع چیکار کنم مامانشم توضیح میداد، مامانش داشت بهش اموزش نماز میداد.
مــــن ؛
اِهم،فقط اومدم بگم که هنوز زندم.
واقعا فقط زندم همین،فقط نفس میکشم،چون واقعا پاهام و زانو هام نابود شدن؛نابود.