عشق کهکشانی دیشب یه طوری بود که نمیدوم باید باهاش میخندیدم گریه میکردم، ذوق میکردم یا دلم میسوخت.
نمیدونم اینجا نیاز به ناشناس و یا راه ارتباطی داره یا نه ولی خب
افراد اینجا با اونجا برای من متفاوته»
سلامی دوباره از کسی که حدود ۳ ساعت باشگاه بوده و داره با بدن درد بعد باشگاه دست و پنجه نرم میکنه،
الانم گرمشه و مثل همیشه ولو شده رو تختو زل زده به گوشی...
من همیشه اون ادمی بودم که عاشق دوش قبل از باشگاه و متنفر از دوش بعد از باشگاه بود.