مــــن ؛
این بخشو نمیگم بخش قبلیش که نیاونیا از دیوار رفت بالا.
دختره با چی چی میره شراب میخوره و مست میشه خیلی گوگولی بودن ژنرال میره میارتش ازش کلی مراقبت میکنه:))))
میشه برگردم به وقتی که هر شب با بچه ها تو کوچه دمپایی پرتاب میکردیمو مسابقه میزاشتیم ؟
میشه برگردم به وقتی که میرفتم خونهی عزیزو کلی ازمون استقبال میکردو با دختر خالم میرفتیم زیر زمینو کلی باهم بازی میکردیم و کلی میخندیدیم؟
کلی بدبختی برای گریه کردن داشتم ، ناراحتی نداشتن خانواده ژنرال زی شنگ هم اضافه شد.