تو خنده ی دوری در یاد
تو قاصدکی دور از باد
من زخمی قبل از مردن
من ساکت قبل از فریاد
داد از دل من داد ای داد
عکسی که پر از رویا بود
در خاطره ای تار افتاد
عکسی که در آن خندیدم
از سینه ی دیوار افتاد
داد از دل من داد ای داد
واقعیت اینه که هر کسی میتونه چند تا کتابو قورت بده و هضم نشده بالا بیاره ازشون پشت به پشت هم کلمه بچینه و یکمی هم اسپری بَهبَه بزنه که بوی بد نده، اسمشم بذاره متن ادبی؛
اگرچه هیچ معنی و مفهومی نداره.
«روبهروی آینه میایستم
و آینه سعی میکند
سعی میکند، سعی میکند
از این همه خرابه چهره بسازد.»
_گروس عبدالملکیان.