هدایت شده از -آرام-
غالباً در هر تصادف میرود چیزی زِ دست
لحظه برخورد چشمت با نگاهم، دل بِرفت... :)
"حسین فروتن"
نزدیکت می شوم
بوی دریا می آید
دور که می شوم
صدای باران
بگو تکلیفم با چشم هایت چیست؟
لنگر بیندازم عاشقی کنم
یا چتر بردارم و دلبری کنم؟
"خاورمیانه را به تقلید چشمان شرقیِ تو ساخته اند!
پرالتهاب، اندوهگین، خسته، زیبا...
-نزار قبانی
یادم باشد؛یادم باشد؛
یک قرص نان بیشتر سفارش دهم
تا اگر توی راه مرد خستهی کهنه پوشی را دیدم
یا زنی که با بچهای در بغل گدایی میکند
یا طفلی که بار بازیافت دارد
یا حتی معتادی را
دعوتش کنم به یک پرس طعم و بوی نان تازه
تا بداند دوستش دارم. تا بداند از ماست
تا بداند با من غریبه نیست
گفتی صبوری کن
صبر کردم یه روز دو روز یه سال دوسال چهارسال پنج سال
چیشد،همش که شد تنهایی....