eitaa logo
مبهم
38 دنبال‌کننده
126 عکس
17 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
صدای ذوق کردن ادما>>>
-
مبهم
که آفتاب بیاید، نیامد
او هم چشم‌هایَش را می‌بندد و به من فکر می‌کند؟
-
پرده‌ی اول|مرد رودخانه - سایه ی تو به درخت آبنوس رسید. در همان شبی که ماه نیمه بود و میخواستی خودت را به دریا‌ بیندازی. چهار نخ سیگار را ترک کرده بودی و حالا یک پاکت می‌کشیدی. سکوت کرده بودی اما سایه‌ات سرش را برد بین شاخه های آبنوس و فریاد می‌زد. همان شب بود ؟ همان شب بود که تو از زمان بیگانه شدی؟
و خوش به حال جهانی که کنارت بود.
هدایت شده از [. کــافه رَسـتاک .]
نَشمَه:معشوقه پنهانی به گویش یزدی
«برای تو چه بگویم؟ بگویم زخمم آن‌قدر عمیق شده که می‌توان در آن درختی کاشت؟ بگویم غمگینم و مرگ کاری نمی‌کند؟»
بابا لنگ دراز عزیزم خواستم که بدانید سخت مشتاق دیدارتان هستم.
مبهم
-چهرازی‌ِپاییزی
رفت،عین رفتن جان از بدن دیدم که جانم میرود