eitaa logo
مبهم
38 دنبال‌کننده
126 عکس
17 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
گفت مرا به چه تشبيه مى كنى؟ گفتم: نمكدان خوشحال شد، گفت تا كنون كسى به من نگفته است، بامزه‌‌ام لبخند زدم ولى مقصودم اين بود نمک بر زخمهايم میپاشد و با حرف هايش قلبم را مى سوزاند!
سکوت تنها صدامونه
درد از لحظه‌ای شروع میشه که چشماتو باز میکنم
«از اوج قله های مه آلود دوردست پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من.»
«و آن حرف‌هایی را که برای تو نزدم، همه را گریه کردم.»
تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت.
تو‌آواز‌خدایان‌هستی
هدایت شده از  .هِلی.
و در نهایت یک روز ما روشن خواهیم کرد چراغ خانه رویاهایمان را.
کاغذ سفیدی هستی؛ که مرا به شعر وا می‌دارد.
-
خوشحالی ؟ بوی صفحه های کتاب نو.
من یاد گرفته‌ام چگونه زخم‌هایم را مثلِ پیراهنم بدوزم...