eitaa logo
مبهم
38 دنبال‌کننده
126 عکس
17 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
از این سرایِ زشت ، پناه می‌برم به شعر.
کاش هر دو در نهایت نمیرند
و من در هر پلکی یک‌ بار دیدنت را می‌بازم! _عباس‌معروفی
ای بلای تو به جانم که تو جانی و جهانی
در سینه‌ام سرمایی از زمستانی ناشناخته رخنه کرده است من فردای روزِ رفتنت هستم.
مبهم
تو همدردی یا تو هم ، دردی ؟
با من‌ همه همدردند، الا تو که خود دردی.
«حرف زدنت آفتاب ناگهان است.»
آینه‌ای ندارم از آن آه می‌کشم
«من پرندگانی را می‌شناسم که وقتی بال‌شان را بُریدند، دویدن را یاد گرفتند. پرندگانی که نام مستعارشان، زن است.»
و امید را چنان چنگ زده بودم که از سر انگشتانم خون جاری شده بود.
_
آمد اما در نگاهش آن نوازش‌ها نبود