بچه که بودم با خودم تنهایی قایم موشک بازی میکردم
هنوزم همینه!
من همه جا رو میگردم تا بالاخره یه روزی دستم به خدا بخوره
اونوقت که همه چی رو بهش میگم
هر چیزی که تو دلم هست.......
یک روز هم گفتیم که غم تکانی کنیم..
نگذاشتی.
بدتر غم کِشی کردی، غم تکانی مثل خانه تکانی است
خانه فقط تمیز میشود همین.
غم تکانی هم مثل همینه فقط غم هات مرتب میشن
نمی شه دور ریخت.اما، اما تو غم کِشی کردی..
مثل اسباب کِشی یعنی اضاف کردی
آخه نامرد غم کم داشتم!
مبهم
من خنده زنم بر دل، دل خنده زند بر من اینجاست که میخندد دیوانه به دیوانه
من خنده زنم بر غم، غم خنده کند بر من
اینجاست که میخندد ویرانه به دیوانه
یه جا نوشته بود
درونگراها کنار بعضیا برونگرا ترینن
منم معتقدم
برونگراها کنار بعضی آدما درونگرا ترینن.....