eitaa logo
مبهم
38 دنبال‌کننده
126 عکس
17 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
«نامه‌ات را که می‌خواندم، یک‌وقت متوجه شدم که دارم بلندبلند باهات حرف می‌زنم. مثل دیوانه‌ها! انگار که تو اینجا بودی. در برقِ آفتاب که روی آینه افتاده بود، بودی.» - نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
گیرم میان فراز و فرود های الکی که باید برای ماندن و رفتن یکی را انتخاب کنم .
«آدم بعضی‌وقت‌ها حس می‌کند که احتیاج به همدردی دارد و اگر نتواند عقده‌ دلش را باز کند، کارش سخت خواهد بود. من هم اوقاتی برایم پیش می‌آید که حرف‌ها از دهنم بیرون می‌ریزد، اما کسی را نمی‌یابم که آن‌ها را به او بگویم.»
" آن حرفش پایم را شکست. دیگر نمی‌توانستم پا به پای او همراهش باشم، در میانه راه افتادم."
هدایت شده از [. کــافه رَسـتاک .]
«و شاید تقدیرش چنین بود که لحظه ای از عمرش را با تو همدل باشد» _ایوان تورگنیف
-نَمایش تَمام میشَود وَحقیقَت عُریان
واقعاتموم‌شد
تو مث کفش الستاری میمونی که خیلی وقته میخامش
-گویی زنی خود را از ماه دار زده است
مبهم
صحنه ای که من هر روز عصر میبینم در انتظار دوتا آدم که این روزا شدن مهم ترین آدمای زندگیم!
درسته همه‌چی خوبه اما، جایه خالی پیامکِ بیا سرخیابون ما داریم میایم عجیب سنگینی میکنه.
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردن است -شهریار