در چشمان تو
مساحتی برای مرگ و عشق است
آیا به گمشدهای چون من رخصت میدهی
به بیابانهای تو بیایم
و درِ پلکهایت را پشت سرم ببندم
و با مرگ خود کمی خلوت کنم؟!
هدایت شده از [. کــافه رَسـتاک .]
به چه مشغول کنم دیده و دل راکه مدام
دل تو را میطلبد ، دیده تو را میجوید…
•صائب_تبریزی•
بايد آرام دوستت بدارم!
دوست داشتن با صداى بلند آزارت میدهد
بايد آرام دوستت بدارم
مثل مغازههاى كتابفروشى
نه مثل چاپخانهها و پرنده فروشىها
«فرصتی نمانده است
بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا
یا من تو را میکشم
یا تو چاقو را در آب خواهی شست.»