«نبودنت
نقشهی خانه را عوض كرده است
و هرچه مى گردم
آن گوشهى ديوانهى اتاق را پيدا نمى كنم»
آنجا یک قهوه خانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای، چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله، همیشه عجله! کدام گوری میخواستم بروم؟ من به بهانه رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشتهام....
Bomrani04_Ishallah.mp3
زمان:
حجم:
9.6M
-روش مصرف؟
وقتی غم داره از دیوارِ راست میره بالا و دل و دماغ نداری، اینو بزار و اجازه بده زندگی تو رو بغل کنه:))