هدایت شده از ملتهب"
گفت
تا به امروز دیدی من دلی را بشکنم؟!
بغض کردم، خودخوری کردم،
نگفتم بارها ..
مرا در گلدانی دفن کنید.
میدانم شعری از دلم جوانه میزند
و جهان به اندازهی شاخه گلی زیبا میشود.