مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان میرسد
شاد باش! این رنج بیپایان به پایان میرسد
گرچه گاهی تندبادی شاخهای را هم شکست
سرو میماند ولی توفان به پایان میرسد
زندگی بر مردم آزادهی بیآرزو
سخت میگیرد ولی آسان به پایان میرسد
داستان شمع با آتش روایت شد ولی
عاقبت با دیدهی گریان به پایان میرسد
سیل آه خلق سدّ ظلم را خواهد شکست
قصهی تاریخ بیسلطان به پایان میرسد.
- درگیرکردنآدمهایجدید ،
تنهابرای ِفراموشیآدمهایقدیمی ؛ خودخواهانهترینکاردنیاست .
مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
- بعضیوقتاسکوتکردنازحرفنداشتن نیست ؛ گاهیوقتاهمهستکهخیلیحرف داریولیپیشخودتمیگیمگهاونقدرگفتم
چیشد ؟ چیعوضشد ؟ .