"عاقلان با قهوه عمر خویش را طی میکنند
عاشقان با عطر چای و طعم گس در پیش یار"
«ظاهراً ساکت نشستهام روی صندلی، کتاب میخوانم و چای مینوشم و اما از درون جنگ جهانیِ اولم، با همان آشوب و مرگ و ویرانیها..
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست،
گر هم گله ای هست ،دگر حوصله ای نیست.
_ بهمن رافعی
« در نهایت کسي قلبت را میشکند
که به او گفته بودي از شکسته شدن خستهاي .. »