مُدَوَّر.
میزنم عینک به چشمم درس میخوانم ولی... ۵ ساعت روی یک خط مانده ام در فکر تو:)
ناگهان عینکِ خود را بر زمین،کوبیدم و
دفترم را پاره پاره کردهام، در فکر تو (:
-منتظر بودم یک شب برایم بنویسی
شبت بخیر جان دلم؛ و من از ذوق دیدنش؛ تا صبح خوابم نبره!((: