eitaa logo
🎮‌ مود بازان 🎮 (بازی های مود شده هک شده)
3.6هزار دنبال‌کننده
658 عکس
105 ویدیو
84 فایل
تمام بازی های مود ایرانی و خارجی😉 ما رو به دوستاتون معرفی کنید😊 🎮 @Modplayers 🎮 #لفت_ندید😢
مشاهده در ایتا
دانلود
28.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 ترسناک ترین ویدیو های واقعی ظبط شده از جن و ارواح 🎞 🎥 ویدیو های واقعی از دیدن جن !!! ⏱ زمان : 12:49 دقیقه
🔴 سلام من یه خاطره از جن دارم. یه شب تو اتاقم خوابیده بودم یه دفه حس کردم جو سنگینی روی اتاق است من چشمام رو باز کردم و یه دفعه احساس کردم یه دست روی دهنمه با این حال که هیچ کس به جز من تو اتاق نبود. با زبونم زدم بهش یه‌دفعه رفت و گفتم بسم الله الرحمن الرحیم و ناگهان دیدم که اون جو روی اتاق رفت و دیگه اون احساس دست رو نکردم. یه خاطره از روح سلام دیروز ۳۰ آبان من تو اتاق حدودا ساعت ۳یا ۴ بود من بیرون رو نگاه کردم و یه روح دیدم احتمالا زن بود که از شرق به غرب میرفت تا خواستم خوب دقت کنم دیدم غیبش زده و فهمیدم که روح بوده. ◾️
25.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 تصاویر واقعی از اجنه آخرالزمانی !! 🎞 🎥 جدیدترین فیلمهای وحشتناک ⏱ زمان : 17:00 دقیق
🔴 سلام منم اومدم یکی از تجربه های ترسناکمو بگم😅 من از ۵ سال پیش ک ۱۰ سالم بود ب طور عجیبی ب دیدن فیلمای ترسناک علاقه مند شدم خیلی تحقیقاتی دربای جنا و ارواح ها داشتم خیلیم میترسیدم اما خب دست بردار نبودمو ادامه میدادم گذشت و گذشت همه اینا یه شب روم اثر کرد اونم ۱ ماه پیش بود که شب توی خواب حس کردم مامانم داره صدام میکنه اما تا چشامو باز کردم کسی نبود رفتم مامانمو صدا کردمو گفتم کاری داشتی گفت ن من خوابم اصن اتاقت نیومدم منم گفتم حتما توهم زدم رفتم دوباره خوابیدم.... دم دمای صب بود ک داشتم میرفتم یه ابی به صورتم بزنم از اشپزخونه اومدم بیرون از دور ک اتاقمو دیدم، دیدم ی چادر مشکی افتاده رو تختم از ترس نزدیک بود جیغ بکشم بابامو صدا کردم همرام اومد اتاقم اما تا رفتم تو اتاق دیدم بجای چادر عروسک خرسی بنفشم رو تخته پدر مادرمم باور نمیکردن تا اینکه شب بعدش دوباره این اتفاق افتاد اما خودم کاره ای نبودم شب ک اون اتفاق افتاد مادرم صب برام تعریف کرد که تو شب تو خونه راه میرفتی با یکیم که کنارت بود صحبت میکردی هرچی زدم تو گوشت از خواب بلند نشدی اونجا بود ک منو بردن پیش دعا نویس و خوب شدم اما هنوزم فیلمای ترسناکو میبینم اخه ادم نشدم😂 فیلم ترسناکی نیس ک من ندیده باشم مهم اینجا اون موجودات از اذیت من دست برداشتنو زندگی پر از ارامشی دارم امیدوارم برای هیچکس این اتفاقات نیوفته درضمن یه توصیه هم کنم اگه فیلم ترسناک کلا داستانای ترسناک میخونین یا میبینین اشکال نداره اما بهش فکر نکنید چون یه حسی دارن به این دنیا که اگه زیاد تو فکرشون باشی تو دنیاتون پا میزارن و دردسرا شروع میشه:) ◾️
🔴 سلام خسته نباشید خانواده پدری من احل سیستان و بلوچستان هستن (زاهدان) خونه پدر بزرگ من ی خونه قدیمی که داخلش پر دعا هست وقتی شبا میخوابیدم احساس وجود یک نفرو در کنار خودم میکردم بعضی وقتا هم احساس برخورد چیزی رو به بدنم میکردم هرشب وقتی همه میخابیدن با صداهایی از خواب بیدار میشدم طبقه دوم همون خونه خانواده عموم داخلش زندگی میکردن شب قبل از اینکه بخایم از اون شهر بریم به اسرار دختر کوچیکه عموم بالا خوابیدم با خودم گفتم شاید اونجا بتونم برای یک شبم که شده راحت بخوابم وقتی همه خوابیدن من صدای چندتا حیوون هم زمان شنیدم وقتی دقت کردم از بالکن صدای سگ میومد و از پذیرایی صدای اردک زن عمومو بیدار کردم ولی وقتی اون بیدار شد دیگه هیچ صدایی نیومد بهم گفت خیالاتی شدم گفت بخاطره اینکه زیاد بهش فکر میکنم باعث شده این حسو بکنم ولی من مطمئن بودم وقتی دوباره خوابید حس کردم یکی از درای خونه مثل در اتاق خودم که هرشب صدا میداد و من فکر میکردم بخاطر باد کولر خلاصه اون شب با هزار بدبختی گزشت و وقتی با چندتا. بزرگتر درمیون گزاشتم بهم گفتن جن نیست و بختک که فقط قصد آزار و اذیت منو داره به همین خاطر گفتن که نباید با اون چهره ی زیبا شب وتنها تو خونه باشم این داستان ما سال پیش منه که سیزده سالن بود کاملا واقعی باور کردنش با خودتون ◾️
من یه دختر 16 ساله هستم که پدر مادرم توی تصادف فوت کردن و من هیچوقت نتونستم حتی مادربزرگمم ببینم چون اون یه پیر زنه خیلی بدجنس بود که مادرمو توی بچگی اذیت میکرد. روز رفتن به خونه جدیدم رسید و همه وسایلامو تقریبا جمع کرده بودم و اماده رفتن بودم. وقتی رسیدم به خونه همه وسایلارو تا شب با کارگرا چیدیم و بهشون دستمزد رو دادمو رفتن ولی وقتی میخواستم‌ بخوابم پشت پرده یه صدای عجیبی اومد صدای یه پیر زن بود از ترس تا صبح چشمامو نذاشتم روی هم وقتی که صبح شد نامه ای کنار تختم پیدا کردم نوشته بود: سلام نوه ی عزیزم! خوش اومدی به خونه ی من، امیدوارم شب های لذت بخشی داشته باشیم. تهش یه امضای خونی بود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
21.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 داستان پیرزن جادوگر و روستای جن زده 🎞 🎥 داستان ترسناک روستای جن زده!!? ⏱ زمان : 11:21 دقیقه