eitaa logo
مفتکر
101 دنبال‌کننده
67 عکس
16 ویدیو
1 فایل
مُفْتَکِرِ تواَم چنان، کز هم خلق غافلم... @AmirAbolfathi
مشاهده در ایتا
دانلود
جناب آقای رئیس‌جمهور؛ سلام علیکم اگر هنوز ادعای پیروی از سیره علوی دارید، بدانید نخستین آزمون جدی شما امروز است. حتی اگر سفر معاون شما با «هزینهٔ شخصی» انجام شده باشد، پرسش بزرگ‌تر این است: چرا در شرایطی که میلیون‌ها هم‌وطن، امکان یک سفر ساده یا اقامت در هتلی دو‌ستاره را هم ندارند، چنین نمایشی از رفاهِ دور از دسترس مردم، اجرا می‌شود؟ مگر نخوانده‌اید که امام علی علیه‌السلام به استاندارش هشدار داد: «با چه حقی بر سر سفره‌هایی می‌نشینی که نیازمندان را بدان راهی نیست؟». امروز مردم می‌پرسند: با چه حقی مسئولی که گماردهٔ شماست، در اقدامی عجیب، خود را در نقطه‌ای که نه‌تنها مردمان محروم، بل برخی سرمایه‌داران را هم بدانجا راه نیست، به رخ می‌کشد؟ شمایی که دم از مرام علی علیه‌السلام و عدالت علوی می‌زدید، پاسخ‌گو باشید: آیا سفرهای لاکچری—حتی با مال شخصی—در برابر مردمان محروم، چیزی جز «تفرعنِ حکمرانی» و فراموشیِ آرمان‌های علوی است؟ جناب رئیس‌جمهور! سیره امام علی علیه‌السلام به ما می‌آموزد که حکمران در سکوتش نسبت به خطای کارگزاران، شریکِ جرم است. اگر امروز را به‌سرعت عزل نکنید، تاریخ این سکوت را نه‌تنها نقض عدالت، که خیانت به اعتماد مردم ثبت خواهد کرد. ✍ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
📍سه بایستۀ مجری احکام الهی 🌕 جامعه‌ای که به نام اسلام شکل می‌گیرد، کارگزارانش مجریان فرمان خدا هستند؛ در بیان امام علی علیه السلام این مجریان، نمی‌توانند اوامر الهی را به پا دارند، مگر به سه شرط: 🔸 سازش‌ناپذیری (لَا يُصَانِعُ): نخستین شرط، پایبندی مطلق به حق و امتناع از هرگونه معامله با مصلحت یا رشوه است؛ چرا که سازش با ستمگران و آلودگی به فساد مالی، بنیان عدالت و اخلاق جامعه را ویران می‌کند. 🔹 مقاومت در برابر باطل (لَا يُضَارِعُ): دومین ویژگی، شجاعتی آهنین و استواری در برابر هرگونه ظلم است که ریشه در ایمان استوار دارد. همان‌گونه که امام علی(ع) در رویارویی با معاویه، ذره‌ای از حق عدول نکرد، مجری الهی نیز در مسیر عدالت، تسلیم‌ناپذیر است. 🔸 بی‌طمعی (لَا يَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ): سومین خصیصه، طمع نبستن به مقام، مال و هوس‌های دنیوی است. 🆔 @Moftaker
🌕 امام على عليه‌السلام: شنوندۀ سخن زشت و مبتذل، شريک گوينده است. ⚪️ متن اصلی روایت: «سَامِعُ هُجْرِ الْقَوْلِ شَرِيكُ الْقَائِل‏» 📚تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۲۲۳ 🆔 @Moftaker
❇️ سیاست، دیانت و مرزهای چشم‌پوشی فرض کنید، رابطۀ ما با آمریکا تغییر کند... ترامپ به تهران بیاید، پزشکیان راهی واشینگتن شود، سفارت‌ها بازگشایی گردد... در چنین لحظه‌ای، اگر پای ما به آمریکا باز شود، باید چگونه موضع‌گیری کنیم؟ آیا صرف باز شدن باب دیپلماسی، به معنای تغییر بنیادین در اصول است؟ چه چیزی باید تغییر کند و چه چیزی نباید؟ امام خمینی در سال ۱۳۶۶ صراحتاً فرمودند: «اگر ما از مسئله قُدس بگذریم، اگر ما از صدام بگذریم، اگر ما از همه کسانی که به ما بدی کردند بگذریم، نمی‌توانیم از مسئله حجاز بگذریم.» اما گویا واقعیت امروز، به ما نشان داده است که در امر سیاست چیزی قطعی و ثابتی وجود ندارد؛ یعنی در دنیای سیاست، از مفهوم «دشمن همیشگی» و «دوست همیشگی» معنازدایی شده است. اما سؤال اصلی‌تر اینجاست: چگونه می‌توان میان سیاست‌ورزی و دیانت پیوند برقرار کرد؟ آیا می‌توان اهل تعامل بود و در عین حال مرزهای اعتقادی را محفوظ نگه داشت؟ آیا اگر امروز کسی چون حجت‌الإسلام قاسمیان، از وضعیت فحشا و فساد در حکومت آل‌سعود روایت می‌کند، باید به‌خاطر بازسازی روابط سیاسی، از این واقعیت‌ها چشم‌پوشی کند؟ به‌ویژه وقتی که می‌دانیم عربستانِ امروز، در مقایسه با ۳۸ سال پیش، نه‌تنها اصلاح نشده، بلکه به‌لحاظ سیاسی و دیانتی، چهره‌ای خبیث‌تر از خود نشان داده است... (🔸) دامنه‌ی این چشم‌پوشی‌ها تا کجاست؟ در کجا باید ایستاد و گفت: «تا این نقطه می‌توان پیش رفت، اما نه بیشتر»؟ چه معیارهایی باید برای تعامل یا تقابل تعریف شود؟ 🔸«این روزها ریاض برای خارجی‌ها کمتر ممنوع است. یک تاجرِ کاملاً پرهیزگار به من گفت: «می‌ترسم به خاطر ننوشیدن مشروب دستگیر شوم.» یکی دیگر از کسانی که به مهمانی می‌رود می‌گوید: «کوکائین، الکل و فاحشه‌هایی وجود دارد که من در جنوب کالیفرنیا ندیده‌ام. واقعاً چیزهای سنگینی هستند.» یک مقام ارشد سابق سعودی می‌گوید کارگران جنسی، که بسیاری از آنها اهل اروپای شرقی هستند، می‌توانند برای شرکت در یک مهمانی ۳۰۰۰ دلار و برای اقامت شبانه ۱۰۰۰۰ دلار درآمد کسب کنند.» (economist) ✍ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
❇️اسماعیلت را قربانی کن! و اکنون در منا‌یی: ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده‌ای؛ اسماعیلِ تو کیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ موقعیت و شُغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ معشوقت؟ خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه‌ات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانی‌ات؟ زیبایی‌ات؟ من چه می‌دانم. این را تو خود می‌دانی، تو خود آن را، او را، هر چه هست و هر که هست، باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب کنی؛ من فقط می‌توانم نشانی‌هایش را به تو بدهم: آنچه تو را در راه ایمان، ضعیف می‌کند، آنچه تو را در رفتن، به ماندن می‌خواند؛ آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می‌افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی‌اش نمی‌گذارد تا پیام را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به فرار می‌خواند، آنچه تو را به توجیه و تأویل‌های مصلحت‌جویانه می‌کشاند و عشق به او کور و کرت می‌کند؛ ابراهیمی و ضعف اسماعیلی‌ات تو را بازیچه ابلیس می‌سازد. در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگی‌ات تنها یک چیز هست که برای به دست آوردنش از بلندی فرود می‌آیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم‌وارت را از دست می‌دهی؛ او اسماعیل تو است، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، یا یک حالت، یک وضع و حتی یک نقطه ضعف! اسماعیلِ ابراهیم، پسرش بود! 📖علی شریعتی، مجموعه آثار، ج۶،ص ۱۴۵-۱۴۶. 🆔 @Moftaker
❇️ سرنوشت جنگ ایران و اسرائیل امام علی علیه السلام: «هيچگاه كسی‌ را به جنگ مخوان و اگر به‌سوی‌ جنگ خوانده شدی‌، برو؛ زيرا كه دعوت‌کننده به جنگ ستمكار است و شخص ستمكار دراُفتادنی‌ و شكست‌خوردنی‌.» إن‌شاء‌الله 🆔 @Moftaker
❇️ چند بیت طوفانی از استاد شفیعی کدکنی، خطاب به رژیم جعلی صهیونیستی: گر جمع «مادران به خطا»، نامتان نهیم هرگز نکرده‌ایم خطا در خطابتان 🆔 @Moftaker
رژیم کودک‌کُش بداند، همان‌طور که طبق مبانی فقهی خود، حکم بر حرمت ساخت داده‌اند، در فقه قاعدهٔ «الإضطرار یبیح المحظورات» هم داریم... و چه اضطراری، بالاتر از جنگ با یک رژیم خون‌ریز و تهدید خیلی جدیِ جان و مال مردم؟! 🆔 @Moftaker
Mohsen Chavoshi 1_5098275666688739331.mp3
زمان: حجم: 13M
🎼 چکیدۀ ناب تمام تحلیل‌های سیاسی و راهبردی از زبان محسن چاوشی 🔸کشتار کودکان و غیرنظامیان با تکه‌های پیکرمان با گیسوان دخترمان می‌خواستید چکار کنید ما زنده‌ایم مثل امید این چند روزه را بروید بر کشتن افتخار کنید 🔸صلح تحمیلی شیپور جنگ را زده و یکباره صلح می‌طلبید ابلیس‌زادگان پلید ای بدترین اهل زمین با ما رسیدگان به یقین پس مایلید قمار کنید 🔸دشمن شناسی و ضرورت همدلی مردم آزادۀ جهان مردم! علاج در وطن است دنیا فقط لب و دهن است این جنگ جنگ تن به تن است آزادگان کل جهان فکری برای تربیت اقوام برده‌دار کنید 🔸ضعف و زبونی رژیم حرام‌زاده این ظلم‌های بی‌حدشان افکار تیره و بدشان آژیرهای ممتدشان سوراخ‌های گنبدشان این موش‌های شب زده را ای گربه‌ها شکار کنید 🔸نمایش ترس دشمن و توصیه به فرار آنها کودک کشان ورطه نیست بزدل تر از شما چه کسی است ما در مسیر آمدنیم جرثومگان ظلم و ستم وقت هست تا به همت هم از خانه‌ها فرار کنید 🔸نمایش قدرت نظامی و موشکی صحبت نه از زیاد و کم است شمشیر خشمِ ما دودم است یک ضربه نیز مغتنم است این تیغ تیغ روز جزاست کعبه برای فهم شماست سجده به ذوالفقار کنید 🔸 نگاه توحیدی مردم! خدا مراقب ماست جز خیر ما ندید و نخواست آری! خدا که در همه جاست از شر دشمنان چه هراس؟ تنها حساب بر نظر و الطاف کردگار کنید 🔸سرسختی با وطن فروشان و خائنان خائن همیشه بوده و هست این دستپخت اجنبی است نفرین به این جماعت پَست وقتی غبار فتنه نشست رحمی مباد بر ستم مزدور جیره خوار کنید 🆔 @Moftaker
❇️ سایهٔ سنگین انتظارات کاذب بر میدان نبرد در میانهٔ آتش جنگ، پدیده‌ای خطرناک رُخ نموده است: تحلیلگران، نویسندگان و کسانی که دانستگی لازم و مسئولیت مستقیمِ مدیریت عملیات را بر دوش ندارند و از پیچیدگی‌های میدان نبرد، [اگر نگوییم بی‌اطلاع‌] کم اطلاع‌اند، با قاطعیتی شگفت‌، دست به «تحدید اهداف نظامی» می‌زنند. آنان از پشت میزهای امن و زیر باد کولر، با بنان و بیان خود فریاد برمی‌آورند که «فلان نقطه باید بمباران شود» و چندین مورد دیگر... این نگاه کوته‌بینانه، آفتی استراتژیک است. زیرا وقتی نیروهای عمل‌کننده به دلایل خاص خود، مسیر و هدفی متفاوت را برگزینند، افکار عمومی، عملیات صورت‌گرفته را ناقص می‌پندارند. غافل از اینکه همین انتظارات کاذبِ برساختهٔ ناآگاهان، خود به سلاحی مخرب علیه میدان نبرد تبدیل می‌شود. باری، بدانیم و‌ آگاه باشیم که جنگ را کسانی می‌فهمند که بوی باروت را حس کرده‌اند، نه کسانی که تنها نقشه‌ها را از دور می‌نگرند و تنها اسامی چند مکان استراتژیک دشمن را از همین رسانه‌های خودی و‌ ناخودی شنیده‌اند. ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
❇️ وعده صادق ۳: فصلی پیروز، اما کتاب جنگ هنوز باز است یکم. پیروزی در «وعده صادق ۳» – با ضربات کاری بر پیکرهٔ دشمن– فصلِ درخشانی از کتاب مقاومت ما بود. اما به یاد داشته باشیم: پیروزی در یک فصل، به معنای بسته شدن کتاب جنگ نیست. جنگ فرآیندی طولانی برای «تحمیل ارادهٔ ملی و دفع پایدار تهدیدات» است و عملیات‌ها تنها فصولی از این کتاب‌اند. دوم. همین امروز دشمن در حال پیش‌نویس فصل بعدی است و در پشت پردهٔ آتش‌بس [توقف و...]، با پشتیبانی قدرت‌های خارجی، در حال تجدید قواست: انتقال محموله‌های تسلیحاتی از مسیرهای متعدد ادامه دارد و در اتاق‌های ترور خود، مشغول مشق‌های دیگرند. تاریخ هشت‌سالهٔ جنگ نیز به ما آموخته است که پس از عملیات‌های بزرگ، دشمن با سلاح‌های نوین به کارزار بازگشته است (از جمله پس از عملیات والفجر ۸). سوم. همان‌گونه که نیروهای مسلح در آمادگی صددرصد، خود را برای نبرد بعدی تجهیز می‌کنند، در این میان، وظیفهٔ ما، ورق زدنِ هوشیارانهٔ کتاب جنگ است. ما نیز باید، ذهن‌ خود را برای فصول غیرقابل پیش‌بینی آتی آماده سازیم. ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
❇️ سروِ آزاده و گرگ‌های ابریشم‌پوش 🔸 سروِ آزاده، ریشه در خاکی کهن داشت؛ و بادهایی از جانب غرب می‌وزید که وعده‌های شیرین می‌آوردند. 🔹 گرگ‌های ابریشم‌پوش، با نعره‌ای نرم به درآمدند: «دست تو را بگیریم، تا اوج آسمان‌ها!» 🔸 پیرِ باغ، شاخه‌های خشکیده را نشان داد: «نگاه کنید! زخم‌های کهنه از پنجه‌های همین نعره‌زنهاست!» 🔹 اما شاخه‌های نوشکفتۀ فریفتۀ ابریشم، نجوا کردند: «شاید این بار، توبه کرده‌اند،! بگذار نزدیک شوند!» 🔸 و چه زود فراموش کرده بودند که این سال‌ها، نخست زهرِ شهدنما در ریشه‌اش ریختند تا شیرۀ ایمانش را بمکند. 🔹 سپس، توفانِ ساختگی برپا کردند؛ سگ‌های زنجیرگسسته را با طُعمۀ سکه‌های بیگانه به جانش انداختند. 🔸 اشکِ زمینش را با فریب جام‌های زهرآگین سرکشیدند. 🔹 خارهای گزنده را در پیکرش نشاندند؛ هر برگِ سبزی که جنبید، در خون غلتاندند. 🔸 جسورتر شدند؛ حق توحش خواستند و هر جنایتی در سایه‌سارش کردند. 🔹 به نام بهارِ دروغین، ریشه‌های نان را سوزاندند و غنچه‌هایش را به بادِ فساد سپردند. 🔸 سرو به خروش آمد؛ اما گرگ‌ها زخمی‌تر از قبل شدند، کفتارِ خون‌آشام را به جانش انداختند؛ سمومِ جهنمی و تیغ‌های آتشین در تنش فروبردند. 🔹 خود نیز پنجه‌های پنهان از خاک برکشیدند، اما زمین، دهان گشود و بلعیدشان. 🔸 چون بال‌های دانش گشود، فریاد زدند، زنجیرها بر بال و پرش بستند. 🔹 و باز، پیرِ باغ با چشمانی از اشکِ خون، هشدارها داد: «فراموش نکنید نیشِ ماران را! اینان جز زهر نداده‌اند! ریشه‌ها را سوزاندند، برگ‌های طلا را دزدیدند، شهدِ جوانی را مسموم کردند.» 🔸 اما دسته‌ای از شاخه‌ها، فریادِ پیر را در گلو خفه کردند: «سکوت! روزگار دگرگون شده!» 🔹و اینک... با تنی زخمی که هنوز خونِ تازه‌ترین پنجه‌کشی از آن می‌چکد، باز همان گرگ‌های ابریشم‌پوش، با نقابی نو، اصرار بر پیوند دارند... 🔸 و سوسماران روبنده‌دار و مرجانان بی‌رگ، که روزی عقد برادری با گرگ‌ها بسته بودند، فریاد برآوردند: «زخم‌ها را فراموش کنید! هنوز می‌توانیم به اینها اعتماد کنیم و در دامن ابریشم‌شان آرام گیریم!» ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker