eitaa logo
مفتکر
100 دنبال‌کننده
67 عکس
16 ویدیو
1 فایل
مُفْتَکِرِ تواَم چنان، کز هم خلق غافلم... @AmirAbolfathi
مشاهده در ایتا
دانلود
Mohsen Chavoshi 1_5098275666688739331.mp3
زمان: حجم: 13M
🎼 چکیدۀ ناب تمام تحلیل‌های سیاسی و راهبردی از زبان محسن چاوشی 🔸کشتار کودکان و غیرنظامیان با تکه‌های پیکرمان با گیسوان دخترمان می‌خواستید چکار کنید ما زنده‌ایم مثل امید این چند روزه را بروید بر کشتن افتخار کنید 🔸صلح تحمیلی شیپور جنگ را زده و یکباره صلح می‌طلبید ابلیس‌زادگان پلید ای بدترین اهل زمین با ما رسیدگان به یقین پس مایلید قمار کنید 🔸دشمن شناسی و ضرورت همدلی مردم آزادۀ جهان مردم! علاج در وطن است دنیا فقط لب و دهن است این جنگ جنگ تن به تن است آزادگان کل جهان فکری برای تربیت اقوام برده‌دار کنید 🔸ضعف و زبونی رژیم حرام‌زاده این ظلم‌های بی‌حدشان افکار تیره و بدشان آژیرهای ممتدشان سوراخ‌های گنبدشان این موش‌های شب زده را ای گربه‌ها شکار کنید 🔸نمایش ترس دشمن و توصیه به فرار آنها کودک کشان ورطه نیست بزدل تر از شما چه کسی است ما در مسیر آمدنیم جرثومگان ظلم و ستم وقت هست تا به همت هم از خانه‌ها فرار کنید 🔸نمایش قدرت نظامی و موشکی صحبت نه از زیاد و کم است شمشیر خشمِ ما دودم است یک ضربه نیز مغتنم است این تیغ تیغ روز جزاست کعبه برای فهم شماست سجده به ذوالفقار کنید 🔸 نگاه توحیدی مردم! خدا مراقب ماست جز خیر ما ندید و نخواست آری! خدا که در همه جاست از شر دشمنان چه هراس؟ تنها حساب بر نظر و الطاف کردگار کنید 🔸سرسختی با وطن فروشان و خائنان خائن همیشه بوده و هست این دستپخت اجنبی است نفرین به این جماعت پَست وقتی غبار فتنه نشست رحمی مباد بر ستم مزدور جیره خوار کنید 🆔 @Moftaker
❇️ سایهٔ سنگین انتظارات کاذب بر میدان نبرد در میانهٔ آتش جنگ، پدیده‌ای خطرناک رُخ نموده است: تحلیلگران، نویسندگان و کسانی که دانستگی لازم و مسئولیت مستقیمِ مدیریت عملیات را بر دوش ندارند و از پیچیدگی‌های میدان نبرد، [اگر نگوییم بی‌اطلاع‌] کم اطلاع‌اند، با قاطعیتی شگفت‌، دست به «تحدید اهداف نظامی» می‌زنند. آنان از پشت میزهای امن و زیر باد کولر، با بنان و بیان خود فریاد برمی‌آورند که «فلان نقطه باید بمباران شود» و چندین مورد دیگر... این نگاه کوته‌بینانه، آفتی استراتژیک است. زیرا وقتی نیروهای عمل‌کننده به دلایل خاص خود، مسیر و هدفی متفاوت را برگزینند، افکار عمومی، عملیات صورت‌گرفته را ناقص می‌پندارند. غافل از اینکه همین انتظارات کاذبِ برساختهٔ ناآگاهان، خود به سلاحی مخرب علیه میدان نبرد تبدیل می‌شود. باری، بدانیم و‌ آگاه باشیم که جنگ را کسانی می‌فهمند که بوی باروت را حس کرده‌اند، نه کسانی که تنها نقشه‌ها را از دور می‌نگرند و تنها اسامی چند مکان استراتژیک دشمن را از همین رسانه‌های خودی و‌ ناخودی شنیده‌اند. ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
❇️ وعده صادق ۳: فصلی پیروز، اما کتاب جنگ هنوز باز است یکم. پیروزی در «وعده صادق ۳» – با ضربات کاری بر پیکرهٔ دشمن– فصلِ درخشانی از کتاب مقاومت ما بود. اما به یاد داشته باشیم: پیروزی در یک فصل، به معنای بسته شدن کتاب جنگ نیست. جنگ فرآیندی طولانی برای «تحمیل ارادهٔ ملی و دفع پایدار تهدیدات» است و عملیات‌ها تنها فصولی از این کتاب‌اند. دوم. همین امروز دشمن در حال پیش‌نویس فصل بعدی است و در پشت پردهٔ آتش‌بس [توقف و...]، با پشتیبانی قدرت‌های خارجی، در حال تجدید قواست: انتقال محموله‌های تسلیحاتی از مسیرهای متعدد ادامه دارد و در اتاق‌های ترور خود، مشغول مشق‌های دیگرند. تاریخ هشت‌سالهٔ جنگ نیز به ما آموخته است که پس از عملیات‌های بزرگ، دشمن با سلاح‌های نوین به کارزار بازگشته است (از جمله پس از عملیات والفجر ۸). سوم. همان‌گونه که نیروهای مسلح در آمادگی صددرصد، خود را برای نبرد بعدی تجهیز می‌کنند، در این میان، وظیفهٔ ما، ورق زدنِ هوشیارانهٔ کتاب جنگ است. ما نیز باید، ذهن‌ خود را برای فصول غیرقابل پیش‌بینی آتی آماده سازیم. ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
❇️ سروِ آزاده و گرگ‌های ابریشم‌پوش 🔸 سروِ آزاده، ریشه در خاکی کهن داشت؛ و بادهایی از جانب غرب می‌وزید که وعده‌های شیرین می‌آوردند. 🔹 گرگ‌های ابریشم‌پوش، با نعره‌ای نرم به درآمدند: «دست تو را بگیریم، تا اوج آسمان‌ها!» 🔸 پیرِ باغ، شاخه‌های خشکیده را نشان داد: «نگاه کنید! زخم‌های کهنه از پنجه‌های همین نعره‌زنهاست!» 🔹 اما شاخه‌های نوشکفتۀ فریفتۀ ابریشم، نجوا کردند: «شاید این بار، توبه کرده‌اند،! بگذار نزدیک شوند!» 🔸 و چه زود فراموش کرده بودند که این سال‌ها، نخست زهرِ شهدنما در ریشه‌اش ریختند تا شیرۀ ایمانش را بمکند. 🔹 سپس، توفانِ ساختگی برپا کردند؛ سگ‌های زنجیرگسسته را با طُعمۀ سکه‌های بیگانه به جانش انداختند. 🔸 اشکِ زمینش را با فریب جام‌های زهرآگین سرکشیدند. 🔹 خارهای گزنده را در پیکرش نشاندند؛ هر برگِ سبزی که جنبید، در خون غلتاندند. 🔸 جسورتر شدند؛ حق توحش خواستند و هر جنایتی در سایه‌سارش کردند. 🔹 به نام بهارِ دروغین، ریشه‌های نان را سوزاندند و غنچه‌هایش را به بادِ فساد سپردند. 🔸 سرو به خروش آمد؛ اما گرگ‌ها زخمی‌تر از قبل شدند، کفتارِ خون‌آشام را به جانش انداختند؛ سمومِ جهنمی و تیغ‌های آتشین در تنش فروبردند. 🔹 خود نیز پنجه‌های پنهان از خاک برکشیدند، اما زمین، دهان گشود و بلعیدشان. 🔸 چون بال‌های دانش گشود، فریاد زدند، زنجیرها بر بال و پرش بستند. 🔹 و باز، پیرِ باغ با چشمانی از اشکِ خون، هشدارها داد: «فراموش نکنید نیشِ ماران را! اینان جز زهر نداده‌اند! ریشه‌ها را سوزاندند، برگ‌های طلا را دزدیدند، شهدِ جوانی را مسموم کردند.» 🔸 اما دسته‌ای از شاخه‌ها، فریادِ پیر را در گلو خفه کردند: «سکوت! روزگار دگرگون شده!» 🔹و اینک... با تنی زخمی که هنوز خونِ تازه‌ترین پنجه‌کشی از آن می‌چکد، باز همان گرگ‌های ابریشم‌پوش، با نقابی نو، اصرار بر پیوند دارند... 🔸 و سوسماران روبنده‌دار و مرجانان بی‌رگ، که روزی عقد برادری با گرگ‌ها بسته بودند، فریاد برآوردند: «زخم‌ها را فراموش کنید! هنوز می‌توانیم به اینها اعتماد کنیم و در دامن ابریشم‌شان آرام گیریم!» ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
❇️هزار تلخ بگویی، هنوز شیرینی... 🔸 طرح حمله را از چند ماه پیش با رژیم کودک‌کُش ریخت، 🔹 زمان تجاوز پس از اولتیماتوم ترامپ گذاشته شد، 🔸 و از مذاکرات به عنوان پوشش ترور استفاده شد... و دستِ آخر، خون نزدیک به هزار شهید، پاسخ غرب به دیپلماسیِ صادقانهٔ ما بود! اما به ظاهر برای برخی، کتاب مذاکره بسته نشده است؛ نمی‌دانم، دیگر دشمن باید چه‌ها کند تا بپذیریم دشمن است؟! آیا حملهٔ نظامی به خاک و خسارت به تأسیسات هسته‌ای کافی نیست؟ اصلاً گویا خباثت و جنایاتِ دشمن سرکنگبین صفرا فزاست و هرچه دشمنی خود را بیشتر کند، حرص برخی به مذاکره بیشتر می‌شود و انگار خونِ هر شهیدی، قیمت بلیط میز مذاکره را ارزان‌تر می‌کند! ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
❇️ «جنگ وجودی و نیرنگِ آتش‌بس» 📍بخش اول به چند دلیل، فرصت ایران برای پیروزی بر اسرائیل _اگر خیانتِ برخی از ما به یکدیگر نباشد_ حتی با حمایت آمریکا از اسرائیل، بیشتر است: نخست. این جنگی است فرسایشی و تاب‌آوری ایران از اسرائیل بیشتر است: سرزمینش گسترده‌تر و جمعیت بالاتری دارد. فشار نظامی به تغییرات جمعیتی منجر نمی‌شود؛ چرا که مردمی تسلیم‌شده یا مهاجر نیستند. اما برای اسرائیل، دو روز بمباران کافی بود تا دولتش شهروندان را از ترک کشور منع کند؛ دقیقاً چون انتظار خروج گسترده را دارد که توان دولت در بسیج و مدیریت اقتصاد را تهدید می‌کند. با این‌حال، آنان با طنز روزگار، از راه دریا به اروپا می‌گریزند. دوم. در ایران، مشروعیت نظام‌ افزایش یافته است. در ایران، مخالفان پیش از موافقان گرد رهبری حلقه زده‌اند؛ اما در اسرائیل، موضع مردم نسبت به دولتشان به نتیجۀ جنگ گره خورده است. سوم. متحدان ایران بیش از آن‌چه متحدان اسرائیل به اسرائیل نیاز دارند، به ایران محتاجند و اگر بگویم این مسئله دربارهٔ آمریکا هم صدق می‌کند، بیراه نیست. اسرائیل بر کودتای نظامی در ایران شرط بسته بود که ترور رئیس‌جمهور پیشین ایران، وزیر خارجه و فرماندهان مقاومت فلسطینی و لبنانی را پیش‌تر آسان کرده بود. پس از آن ترورها، برای درگیر کردن کامل ایران در جنگ، خواست تا کودتاگران، حملهٔ نخست و شهادت فرماندهان سپاه را پوشش خود قرار دهند. اما در روز اول افشا شد و آنچه بر سر کودتاگران شکست‌خورده آمد، بر اسرائیل و عاملانش نیز آمد. پیامد این شکست، درک تمام متحدان ایران بود که هدف اسرائیل نه تعطیلی پروژه‌ی هسته‌ای یا موشکی _که می‌دانست ایران ناگزیر آن را بازسازی می‌کند_ بلکه سرنگونی نظام ایران و جایگزینی آن با نظامی مطیع خود بود. نقشه را با من مرور کنید تا بدانید بقای نظام ایران برای متحدان در مسکو، پکن و اسلام‌آباد، حیاتی‌تر از بقای اسرائیل برای واشنگتن است: پاکستان🇵🇰: دولت فعلی هند دشمن پاکستان و متحد آمریکا و اسرائیل است. نظامی مطیع آن دو—اگر خدا نکرده در تهران حاکم شود—ناگزیر متحد هند خواهد شد. پس پاکستان میان دو هند گرفتار می‌آید که خطری وجودی برایش محسوب می‌شود. چین🇨🇳: نظامی غرب‌گرا در تهران، غرب آسیا را برای پکن مسدود می‌کند و پروژۀ کمربند و راه را قطع می‌کند که تجارت و نفوذ جهانی‌اش بدان وابسته است. تضعیف متحدش اسلام‌آباد، هند را در برابر شرق تقویت می‌کند و رقابت و دشمنی و جنگ‌های پیاپی میان آن دو نیازی به شرح ندارد. روسیه🇷🇺: مسکو نمی‌گذارد پس از باخت در بالکان و تقریباً باخت در شام، تنها راه تقریباً باقی‌مانده‌اش به دریاهای گرم و اقیانوس هند قطع شود. نظامی غرب‌گرا در تهران، وحدت سرزمینی خود روسیه را در قفقاز نفت‌خیز تهدید می‌کند. افزون بر آن، روسیه در اوکراین از پشتیبانی ایران بهره می‌برَد و در آسیای میانه در ترازهای مهم و هزاران مسئلۀ دیگر به اتحاد با ایران وابسته است. اما اسرائیل حمایت آمریکا از اسرائیل، گرچه معمولاً گسترده است، این‌بار محدودیت‌هایی دارد. وضعیت اقتصادی و سیاسی آمریکا، ورود به جنگی جدید در خاورمیانه _با سرنوشتی بهتر از جنگ‌های پیشین نخواهد بود_ را توجیه نمی‌کند. ترامپ اساساً چنین جنگ‌هایی را نمی‌پسندد. آری، مداخله‌اش انتظار می‌رود؛ اما به احتمال زیاد فقط با نیروی هوایی و اطلاعاتی خواهد بود. این به تغییر نظام نمی‌انجامد، حتی به توقف پرتاب موشک‌ها هم. نمونۀ غزه و لبنان پیش روست: نیروی هوایی اسرائیل آن‌ها را به اندازۀ کافی بمباران کرد، اما پرتاب موشک‌ها تا زمان تهاجم زمینی و مدتی پس از آن ادامه یافت. روشن است که تغییر نظام‌های سیاسی با هوا ممکن نیست و ناگزیر اشغال زمینی می‌طلبد. نه اسرائیل و نه آمریکا خواهان چنین حمله‌ای به ایران‌ نیستند، به‌ویژه پس از شکست تهاجمات پیشین به عراق و افغانستان که هنگام حمله، کوچک‌تر، کم‌جمعیت‌تر و از حیث داخلی، متفرق‌تر از ایران بودند. افزون بر آن، هر حملۀ زمینی فرضی به ایران ناگزیر باید از دریا باشد؛ چرا که در مرزهای ایران دولتی نیست که دشمنان بتوانند در آن سرباز کافی برای تهاجم گرد آورند. بزرگ‌ترین پیاده‌نظام دریایی تاریخ بشر در سواحل فرانسه [نرماندی] هنگام جنگ جهانی دوم ۱۶۰هزار سرباز داشت، رقمی که آمریکا برای اشغال عراق دو برابر آن نیاز داشت و شکست خورد. تمیم البرغوثی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ترجمه و تنظیم: امیر ابوالفتحی (مطالعۀ بخش دوم) 🆔 @Moftaker
❇️ «جنگ وجودی و نیرنگِ آتش‌بس» 📍بخش دوم دستیابی اسرائیل به اهداف مستقیمش در این جنگ، حتی با مداخلۀ آمریکا تقریباً ناممکن است. این همان فرصت شکست اسرائیل است. آنچه بارها گفته‌ام تکرار می‌کنم: همۀ احتمالات در جنگ‌ها گشوده است و پیروزی منوط به آن است که برخی از ما به برخی دیگر خیانت نکنند. خواهشمندم به این جمله توجه کنید: به هر عرب و ایرانی‌، می‌گویم همان‌گونه که پیروزی اسرائیل جز با سرنگونی نظام در ایران (که ناممکن‌ است) محقق نمی‌شود، پیروزی ایران هم جز با سرنگونی نظام در اسرائیل (که ممکن است) به دست نمی‌آید. این جنگی صفری است که میانه‌ای ندارد. حتی اگر فردا آتش‌بس برقرار شود یا آتش‌بس‌های پیاپی در آن رخ دهد، می‌گویم اگر آتش‌بس پیش از سقوط نظام اسرائیل برقرار شود، آن‌ها به تلاش برای سرنگونی نظام ایران با روش‌های دیگر _مانند نفوذ، اخلال و تحریک مذهبی_ ادامه خواهند داد. اگر این دشمن را در جنگ سالم بگذارید، در هنگامۀ صلح ماهرتر و حیله‌گرتر است. نمونه‌اش آتش‌بس در لبنان و پیش از آن آتش‌بس‌های پیاپی غزه روشن است که نابودی با گرسنگی و محاصره حتی هنگام آتش‌بس ادامه یافت. در این رویارویی و در همهٔ جبهه‌ها، خود آتش‌بس ابزاری از ابزارهای جنگ، بلکه از ابزارهای نیرنگ و ترور است. یادآوری کنم که خود اسرائیل، با آتش‌بس (۷۷ سال پیش) پا گرفت. می‌گویم این جنگ صفری (همه یا هیچ) است و اگر آتش‌بس برقرار شود، با روش‌های دیگر ادامه می‌یابد تا یکی از دو نظام، دشمنش را نابود کند و سود همگانی امت، در پیروزی مطلق ایران است، چرا که جایگزینش فاجعه است. ای مردم! این جنگ شعله‌ور شد، چون اسرائیل با دو خطر روبرو بود: اتحاد و مقاومتی که ایران رهبری می‌کند و اکثریت عرب در فلسطین تاریخی. پس اسرائیل به اتحاد مقاومت یورش برد تا کانونش را در ایران _خدا نکرده_ بزند. یا اگر به آتش‌بسی دست یابد که به او فرصت نفس‌گیری دهد، به آن بسنده نخواهد کرد تا خطر دیگر _یعنی اکثریت عرب در فلسطین با غزه به‌عنوان سرِ مردمی و سلاحی‌اش_ را نابود کند. پس مردم غزه را به مصر خواهند راند و پیمان صلح مصری-اسرائیلی را نادیده خواهند گرفت. اگر موفق شوند، بی‌درنگ مردم کرانۀ باختری را به اردن کوچ خواهند داد. می‌گویم اگر اسرائیل از این جنگ فارغ شود، ناگزیر به مردم صلح‌طلب یورش خواهد برد؛ چرا که بقایش جز با این کار ممکن نیست. این همان معنای سخن نخست‌وزیرش است، وقتی می‌گوید نقشۀ مصر را تغییر خواهد داد. مصر از جمله اهدافِ نخستین، اسرائیل است چون به غزه نزدیک است. اسرائیل تا زمانی که نامش اسرائیل است، از تلاش برای این کوچ اجباری دست نخواهد کشید؛ چرا که کوچ را شرط بقای نام اسرائیل می‌داند و اگر طولانی‌ترین آتش‌بس تاریخش _یعنی پیمان صلح با مصر_ بازدارنده‌اش نبود، هیچ آتش‌بس دیگری بازدارنده‌اش نخواهد بود. تنها راه نجات مصر، سقوط فوری اسرائیل است. پس از مصر، اردن به سبب نزدیکی‌اش به کرانۀ باختری هدف است. سپس سوریه، چون اسرائیل خواهان تقسیم آن و ایجاد دولتی فرقه‌گرا در جنوب و دولتی قوم‌گرا در شمال است. پس از آن نوبت ترکیه است، چرا که دولتی اسرائیل‌گرا بر فرات، وحدت سرزمینی ترکیه در جنوب شرقی‌اش را تهدید می‌کند. معادله میان اسرائیل و مصر و اردن و سوریه و ترکیه صفری است، همان‌گونه که میان او و غزه و لبنان و عراق و یمن صفری است. به جایی رسیده‌ایم که خطر مقاومت با صلح‌طلبی برابر است. ای عرب‌ها! امروز همهٔ شما _خواه بخواهید یا نخواهید_ فلسطینی‌ هستید. حتی کشورهای خلیج: تجاوز اسرائیل بر کل منطقه هم برای متحد آمریکا خطرناک است و هم برای میانجی میان او و دشمنانش. دشمن زورگویی که حریفش را نابود کند، نه به میانجی نیاز دارد و نه به متحد، بلکه پیرو می‌خواهد و ثروت‌شان مطمع اوست. بر این اساس می‌گویم شرط‌بستن بر ایران نه تنها از باب شرافت و دین و میهن‌پرستی، بلکه به‌منظور دفاع از خود، واجب است. شرط‌بستن بر او واجب و سودآور است، باز تکرار می‌کنم، به‌شرطی که برخی از ما به برخی دیگر خیانت نکنیم و درگیر شدن کشورهای عرب حاشیه [فلسطین] دست‌کم علیه اسرائیل در این جنگ، تنها راه تضمین بقای خود این کشورهاست؛ خطر یکی است. این جنگی است که وسط ندارد. پس بنگرید کدام یک از دو طرف را برمی‌گزینید، طرفی که «گرسنگی استراتژیک به زمین» دارد و چشم به سرزمین شما دوخته تا اگر پیروز شود، فلسطینیان را به آنجا بکوچاند؟ سوگند به خدایی که جز او خدایی نیست، اگر اسرائیل به خواستۀ کاملش در این جنگ برسد، پایتختی برای هیچ‌یک از شما باقی نخواهد ماند. خدا بر گفته‌ام گواه است. تمیم البرغوثی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ترجمه و تنظیم: امیر ابوالفتحی (مطالعۀ بخش اول) 🆔 @Moftaker
مصاحبه با تاکر کارلسون، سند عدم کفایت سیاسی اوست؛ به جای مجلسیان بودم، ثانیه‌ای برای استیضاح او درنگ نمی‌کردم‌. 🆔 @Moftaker
❇️ سیگنال مرگبار پزشکیان به دشمن؛ (نرمال‌سازی تجاوز به ایران) جدای از خطاهای فاحش در فرم مصاحبۀ پزشکیان با کارلسون، این مصاحبه حاوی نکاتی بس خطرناک است. البته برخی هم‌قطاران رئیس‌جمهور اصرار دارند آن را جهت مصرف خارجی معرفی کنند که اتفاقاً همین دلیل، حساسیت ماجرا را فزونی می‌بخشد، چطور؟ یکم. پزشکیان با سکوت دربارۀ بازیگردانی آمریکا در جنایات رژیم صهیونیستی، بمباران تأسیسات هسته‌ای و تهدید صریح ترامپ به ترور رهبری و حتی توجیه و تأویل شعار «مرگ بر آمریکا» و پرهیز از به نگارش درآوردنِ نمادینِ این شعار و به‌طورکلی مخالفت ۱۸۰ درجه‌ای با برخی مواضع رهبر انقلاب اسلامی، عملاً به دشمن اعلام کرد که «بخشی از حاکمیت ایران، با آمریکا دشمنی ندارد» و «منِ پزشکیان مشکلی با ترامپ و آمریکا ندارم؛ مانع اصلی، شخص دیگری است.» به‌تعبیر شهید سلیمانی این همان دو صدایی درست کردن نسبت به دشمن است، که بدترین نوع خیانت محسوب می‌شود. دوم. دشمن با دریافت این سیگنال، به یک معادلۀ مرگبار می‌رسد، حال که بخشی از بدنۀ نظام و نمایندۀ آخرین ارادۀ صندوق رأی در ایران، ما را دشمن نمی‌بیند و علی‌رغم حملۀ مستقیم ما به کشورشان، در پیِ مذاکره است، به این جمع‌بندی می‌رسد که: «حذف فیزیکی رهبری هم، نه تنها تغییری در رویکرد آنها ایجاد نمی‌کند، بلکه راه را برای جریان‌های سازش‌گر باز می‌کند.» و همچنین «ترور رهبری می‌تواند، جریان موازی را به قدرت برساند.» و حذف یک فرد، ولو شخص اول، هزینه‌ای کمتر از جنگ تمام‌عیار دارد. سوم. اگر دشمن به ترور مقام معظم رهبری هم دست نزند؛ پزشکیان با «سفیدشویی ترامپ» و «مصلح خواندن او» و عدم‌اشاره به تاریخ هفتادسالۀ جنایات آمریکا در قبال ایرانیان، به دشمن این توهم را تزریق کرد که «جریان حاکم در ایران، خواهان عادی‌سازی روابط است.» و همچنین فشار بیشتر، سازش‌گران را تقویت می‌کند و درنهایت دست دشمن را برای حمله به دیگر زیرساخت‌ها و مطالبۀ دیگر برجام‌ها باز می‌گذارد. چهارم. پس بدانیم و آگاه باشیم که این مصاحبه را نباید محصول «ساده‌لوحی» جناب پزشکیان بدانیم؛ بلکه باید آن را بخشی از نقشۀ خطرناک «نرمال‌سازی تجاوز دشمن» دانست. چه، پزشکیان طبق اعتراف پیشین خود مبنی بر «دیکته شدن سیاست خارجی توسط دیگران» راه را بر هرگونه تأویلی دیگر بسته است. ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
❇️ پاسبانِ بی‌پناه نزدیک غروب پاییز، دمِ مدرسه، سارا ایستاده بود، کیف کهنه‌اش را بغل گرفته و منتظر اتوبوس. ناگهان نگاهش به چشمانی گره خورد که از پشت شیشۀ یک شاسی‌بلند سیاه و براق، او را می‌پایید. صاحب آن نگاه، سپهر بود. پسری با ظاهری آراسته؛ اما پیشینه‌ای تاریک؛ پیشینه‌ای که شغلش را «چشم‌چرانی» و هنرش را خیانت به دختران رقم زده بود. سپهر، سارا را تا خانۀ محقرشان در کوچه‌ای آرام و کم‌رونق دنبال کرد. چند روز بعد، به بهانۀ «خواستگاری»، درِ خانۀ سارا را کوبید. پدر سارا (علی آقا)، مردی بود آبرودار، اخلاق‌مدار و از قشر زحمت‌کش. چهره‌اش آرامش یک عمر درستکاری و قناعت را داشت و چشمان تیزبینش، آینۀ تجربۀ سال‌های سخت بود. علی آقا با دقتِ یک کارآگاه، پیشینۀ سپهر را زیرورو کرد. هر چه یافت، سیاهی بود: ردپای کلاهبرداری‌، خیانت‌های عاطفی، بی‌مسئولیتی و کارهایی از این دست که پول پدری، لاپوشانشان کرده بود. با قاطعیتِ مردی که سنگینی بارِ انتخاب نادرست و فقرِ عاطفیِ پس از آن را می‌شناسد، محکم گفت: «نه» اما سپهر، افعی‌ای در پوستینِ حریر بود. زیر پای سارا نشست؛ چشمانش را پر از اشکِ ساختگی کرد؛ قسم‌ها خورد؛ وعده‌های شیرینِ زندگیِ رؤیایی در ویلاهای شمال و سفرهای خارجی داد؛ و در لابه‌لای نوازش‌های دروغین، زمزمه‌های شوم کرد: «اگر پدرت را راضی نکنی، آبروت رو می‌برم... حتی شاید مجبور بشم صورتِ زیبات رو هم با اسید آرایش کنم.» سپهر وسط حلواهایی که به سارا پیشنهاد داده بود، سیرهایی تندی کار گذاشته بود؛ اما سارا نمی‌دید. سارا، این دختر ساده‌لوح و بی‌خبر از دنیای پلید، اسیرِ این نمایش و رام تهدیدها شد؛ اما پدر کماکان مخالفت خود را نشان می‌داد. سارا در مقابل می‌گفت: «بابا! تو که همیشه نگران مخارج بودی! حالا که یک پولدار می‌خواد با من ازدواج کنه! نمی‌ذاری» این وسط فریاد می‌زد. سپس با تهدید به خودکشی و با تماس‌های پیاپی به دایی، عمو، خاله و عمه، فامیل را به میدان آورد تا پادرمیانی کنند. فشار، سنگین و طاقت‌سوز بود. فامیل، اغوا شدۀ ثروتِ نمایشیِ سپهر یا نگرانِ «فرصتِ از دست‌رفته» برای سارا، به علی هجوم آوردند: «علی جان! شانس یک‌بار در خونۀ آدم رو می‌زنه! پولداره، زندگی‌تون رو تأمین می‌کنه! با این مخالفتت دخترت رو بدبخت می‌کنی!» مردِ رنجدیده و غمگین، زیر بارِ اصرارها و سرزنش‌ها کمر خم کرد. روز عقد، علی آقا با چشمانی سرخ کنارِ دیواری ایستاد. وقتی نوبت به «اجازه» پدر رسید، لحظه‌ای درنگ کرد. چشمانش را بست، گویی تیغی بر قلبش می‌کشیدند. با صدایی لرزان، اما مملو از عشقِ پدری گفت: «بله... اجازه می‌دهم.» و قبل از اینکه سارا بلۀ آخر را بگوید؛ آخرین نصیحت‌ها را به دختر خود کرد؛ اما سارا، سرمست از تجملاتِ مراسم و وعده‌های سپهر، حتی نگاهِ پر از درد پدر را هم جدی نگرفت. واقعیت اما، زودتر از آنچه کسی فکر می‌کرد، رخ نمود. ظرف چند هفته، سپهرِ واقعی رُخ نمود: خسیس، بی‌وفا، خشن و حیله‌گر. ثروتش، فقط برای خوشگذرانی‌های شخصی و تحقیر سارا بود. خانه را جهنم کرد. وعده‌های ویلا و سفر، دروغی بیش نبود. تهدیدهایش، واقعی و هر روز ترسناک‌تر می‌شد. سارا، این گلِ سادۀ کوچه‌های محقر، زیر بارِ خارهای زهرآگینِ زندگیِ اشرافیِ دروغین خرد شد. تا اینکه تصمیم گرفت، به پناهگاهِ امنِ قدیمی بازگردد. خود را به پاهای علی آقا انداخت و با صدایی که از گلوگاهِ پشیمانی بیرون می‌کشید، ناله کرد: «بابا... راست می‌گفتی... همه‌چیزش دروغ بود... تو رو خدا نجاتم بده!» در آن لحظۀ شکننده، هنگامی که علی آقا، با دستانی لرزان و چشمانی نمناک، سرِ دخترِ زخم‌خورده‌اش را نوازش می‌کرد، زنگ خانه به صدا درآمد. فامیل‌ها بودند؛ آنها هم حالا از قضیه خبردار شده بودند، نگاهی به سارای گریان و پدرِ رنجدیده انداختند و به‌جای عذرخواهی، طلبکارانه زبان به سرزنش گشودند: «علی آقا! همش تقصیر خودته! چرا راضی شدی؟ چرا زیر بار رفتی؟ مگر نمی‌دیدی پولش بادآورده بود و آدمِ پَستی بود؟!» علی آقا فقط سکوت کرد و چشمانش را به فرش ساده و کهنۀ خانه دوخت. بارِ گناه ناکرده را بر دوشِ خود می‌کشید؛ تنها گناه او عشقِ بی‌قیدوشرط به دختر بود. ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
❇️ «۱۲ روز جنگ، ۱۲ شب شایعه؛ راه رهایی: تکیه بر مرجع ذی‌صلاح» فرض کنید صغرا خانمِ همسایه، خبر قبولی شما را در کنکور بدهد و حتی رتبه شما را هم اعلام کند و شما بر اساس این وهم، جشن می‌گیرید و برای وام خرید لپ‌تاپ اقدام می ‌کنید! اما ناگهان اصغرآقای میوه‌فروش، همان خبر را تکذیب می‌کند و اینجا شما در دریایی از شرم و بدهی غرق می‌شوید! (با این‌حال شما هنوز زحمت چک کردن سایت سنجش را به خود نمی‌دهید) در ماجرای اف‌۳۵ هم، ما در دام اصغرآقا و صغرا خانم‌ها افتادیم. در رسانه‌ها خبر آمد که یک فروند جنگنده اف‌۳۵ را سرنگون کرده‌ایم و حتی خلبانِ زن آن به اسارت درآمده است، این خبر ابتدا همچون بمبی فضای عمومی را تسخیر کرد و تحلیل‌های پیروزمندانه حول این موضوع شکل گرفت؛ و حتی آن خلبان را عروس هزار داماد کردیم و در برخی کانال‌ها به‌سرعت با مهندسی معکوس، ساخت این جنگنده را سامان دادیم. اما زمانی‌که یک کارشناس (مرجع بدون صلاحیت) در صداوسیما پایه‌های این خبر را سست و مربوط به دشمن خواند، این شادی و دستمایه‌های طنز، به تلخ‌کامی بدل شد. نتیجه؟ سقوط ناگهانی روحیهٔ جمعی و ظهور «افسردگی سیاسی-نظامی» در بخشی از جامعه، گویی که غرور ملی را ربوده باشند! این فراز و فرودِ ویرانگر، ریشه در یک اشتباه راهبردی دارد: اعتماد به مرجع غیرذی‌صلاح. نکتهٔ ترسناکی که در اینجا وجود دارد و نباید از نظر دور داشت، اینکه شاید ظهور اخباری از این دست [یا حداقل ضریب‌دهی به آن]، جنگ روانی حساب‌شدهٔ دشمن برای تضعیف روحیهٔ ملی باشد. باری، در جنگ که جزئیاتش به‌دلیل ملاحظات امنیتی عمداً پوشیده می‌ماند، ورود (یا وارد کردن) مردم به تحلیل‌های فنی، نه‌تنها بی‌فایده، که خطرناک است: هم اطلاعات حساس را فاش می‌کند، هم جامعه را طُعمهٔ تلاطم‌های ساختگی می‌سازد. وظیفهٔ ما پرهیز از دامِ شایعه‌پروری و انتظار برای بیانیه‌های سنجیده مراجع ذی‌صلاح است؛ این تنها راه حفظ سرمایه‌های روانی ملت، به‌عنوان اصلی‌ترین پشتوانه است. 🔸پ.ن: همان‌طور که مرجع رسمی اخبار کنکور، سازمان سنجش است، مرجع اخبار جنگ هم، ستاد کل نیروهای مسلح است. ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
❇️ مذاکره برای افشای فریبِ از پیش‌شناخته؛ (هزینه‌‌ای کلان برای نمایش بدون مخاطب) اخیراً جناب دکتر قالیباف فرموده‌اند: «ما مذاکره را نیز یک روش مبارزه می‌دانیم تا به دنیا نشان دهیم آمریکا اهل صلح یا مذاکره نیست»، این استراتژی در برابر نگرش‌های مردم جهان نسبت به آمریکا به «مطالعهٔ ابتداییِ بیماریِ پیشاپیش ‌تشخیص‌ داده‌شده» می‌مانَد؛ اگر این مسئول محترم گزارش گاردین (چند روز قبل از تجاوز آمریکایی- اسرائیلی به ایران) را می‌دید، شاید این سخن را نمی‌گفت: داده‌های گاردین از ۲۴ کشور نشان می‌دهد، ۶۲٪ مردم جهان به ترامپ بی‌اعتمادند، ۸۰٪ او را متکبر می‌خوانند و به‌طورکلی اعتماد به عملکردش در بحران‌هایی مانند اوکراین و تغییرات اقلیمی به ۲۱٪ سقوط کرده است. مکزیک با ۹۱٪ بی‌اعتمادی، آلمان با ۸۱٪، پیش از هر «تئاتر مذاکره‌ای»، واشنگتن را قدرتی یک‌جانبه‌گرا می‌شناسند. اما قسمت تلخ‌تر ماجرا و روشن‌تر از این داده‌ها، تجربۀ مذاکراتی ماست؛ پنج دور مذاکره با ترامپ عملیات فریب سازمان‌یافته بود؛ اسناد تأیید می‌کنند او همزمان با نشستن پشت میز گفتگو، مشغول طراحی عملیات نظامی علیه ایران بود. این واقعیت را تحلیلگران بین‌المللی امروز مُهر تأیید زده‌اند. پرسش بنیادین اینجاست: چه منطقی دارد برای اثبات «فریب آمریکا» – که افکار جهانی پیشتر با نظرسنجی‌های معتبر به آن رسیده – هزینه دیپلماتیک و اقتصادی سنگین بر دوش ملت گذاشت؟ استراتژی «مذاکره برای افشای ریاکاری»، شاید برای دولت‌های عادی کاربرد داشته باشد، نه برای کشوری که «دستش از گوانتانامو تا شرق و غرب آسیا به خون آغشته است»؛ وانگهی، آمریکا به کدام عهدنامه پایبند مانده؟ تاریخ پیمان‌شکنی‌هایش – از برجام تا پاریس و قطعنامه‌های شورای امنیت – برای جهانیان پیش‌تر ثابت شده است. پافشاری بر این روش، نه افشای جدیدی می‌آفریند، بلکه بار مضاعفی بر اقتصاد (شرطی‌سازی) و سیاست خارجی کشور تحمیل می‌کند؛ حتی بیم این می‌رود، پس از مذاکرهٔ آتی، دنیا به‌جای اینکه صلح‌ناطلبی و اهل مذاکره نبودن آمریکا را فهم کند، حکم به گولیِ برخی مسئولان ما بدهد، که چرا بعد از بارها فریب، مجدداً به دام مذاکره می‌افتند. حال، اگر مصالح و انگیزه‌های ناگفتۀ دیگری برای تداوم این نمایش پرهزینه وجود دارد – که حتما شما می‌دانید – لااقل مردم را با شعار «افشای فریب آمریکا» تحمیق نکنید. جهانیان سال‌هاست به این «فریب» پی برده‌اند... (پیوند گزارش گاردین) ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker