1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍ارتباط غیبت و حرامزادگی
امام علی علیهالسلام: «اِجْتَنِبِ اَلْغِيبَةَ فَإِنَّهَا إِدَامُ كِلاَبِ اَلنَّارِ ثُمَّ قَالَ يَا نَوْفُ كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ وُلِدَ مِنْ حَلاَلٍ وَ هُوَ يَأْكُلُ لُحُومَ اَلنَّاسِ بِالْغِيبَةِ»
📚 شیخ صدوق، الأمالی، ص۲۰۹
🆔 @Moftaker
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سعدی معتقد است که کوچکی و پستی نزد معبود و معشوق نه نشانۀ خواری، که سرآغاز عزت حقیقی است. این بندگی و وابستگی به ذاتِ کبریایی است که به انسان ارزشی شاهانه و مرتبتی بلند میبخشد و هر موجود ناچیز و ضعیفی، اگر زیر سایۀ تربیت و پرورش الهی قرار گیرد، به چنان شکوه، جسارت و توانمندی دست مییابد که گویی شاهینِ تیزپرواز صحاری وجود شده است.
بندۀ خویشتنم خوان که به شاهی برسم
مگسی را که تو پرواز دهی شاهینیست
🆔 @Moftaker
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کافه در لاسوِگاس یا پاتایا نیست؛ جزیرۀ کیشِ خودمان است؛ و صاحبان آن بهاحتمال زیاد، برای دایر کردنش مجوزهای مراجع ذیصلاح را دریافت کردهاند.
این بندگان خدا منتظرند تا مسئولان دولتی با کارهای فرهنگی و شناختی خود آنها را به راه آورند و درنهایت بهشت برین را برایشان به ارمغان بیاورند؛ اما این بیچارگان گویا نمیدانند که آنها نمیتوانند مردم را راهی بهشت کنند، چه، نشانی از بهشت در غالب آنها دیده نمیشود:
خشکابری که بود ز آب تَهی
ناید از وی، صفت آبدهی
و از برخی اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس هم که گویا از سر ناچاری به این کمیسیون رفتهاند، خیلی نمیتوان انتظاری داشت؛ چراکه فرمان بیشترشان بهجهت سیاستورزی و امور وزراتخارجه میل دارد.
حداقل کاری که از مسئولان عزیز برمیآید، اینکه درهای ِرسمی و مجوزدار جهنم را بهصورت شبانه و بدون هیچ بحثوگفتگویی به روی این جوانان مُهروموم کنند؛ ارشاد و هدایتشان پیشکِش...
🆔 @Moftaker
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ میراثخوانی و خیانت در امانت
آن لحظات گرانقدر زائران در حرم حضرت عباس و ائمه (علیهم السلام)، آن نفسهای منتظر و دلهایی که آمادهٔ تأثر است، همه، امانت است. حال آیا رواست این امانت، این فرصتِ کمتَکرار و شاید تَکرار ناشدنی، صرفاً به پشتوانهٔ نامِ خانوادگی و با یک رانتِ هیئتی، به حنجرهای سپرده شود که فاقد حداقلهای هنرِ مداحی است؟ و اصلاً معلوم نیست چه میگوید و چه میخوانَد؟!
جوان عزیز! حتماً پدرِ تو هست فاضل؛ اما در عرصۀ مداحی از فضل پدر حاصلی برای تو به دست نیامده است.
البته شاید همۀ تقصیر گردن این جوان نیست، آن بزرگانی که میکروفنِ حرم مقدس را، این امانتِ دلهای مشتاق را به دست این جوان دادهاند، پیشتر و بیشتر خیانت در امانت کردهاند. اینجا مسئله، تنها یک صدای ضعیف و نابالغ نیست؛ پای «حق الناس» در میان است: حق زائرانی که شایستهترین نواها را طلب دارند، نه نامپرستیِ هیئتی را. این تریبون، آن هم در آن زمان و بهخصوص در آن مکان، محفلی برای آزمونِ هنر نیست؛ بَل حریمی است که امانتدارش باید وجدان داشته باشد، نه صرفاً نسب...
✍️ امیر ابوالفتحی
🆔 @Moftaker
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️آینۀ خودشناسی
مولوی به ما میآموزد که هرجا عیبی از کسی دیدی یا شنیدی، پیش از هر چیز، در وجودِ خودت به جستوجوی آن عیب بپرداز و خودت را صاحب آن عیب بدان؛ نه اینکه به کنکاش و برانداز فردِ معیوب بپردازی:
ای خُنُک جانی که عیب خویش دید
هر که عیبی گفت آن بر خود خرید
این کار چند فایدهٔ بزرگ دارد: اول، تو را از قضاوتِ نادرست و گفتارِ تند بازمیدارد. دوم، با نسبت دادن آن عیب به خودت، فرصتی برای پاکسازیِ درون و رشدِ معنوی مییابی. گویا دنیا پیامی فرستاده تا تو را نسبت به نقصهای پنهانت آگاه کند.
پس این روش را تمرین کن: مثلاً اگر شنیدی کسی را بخیل میخوانند، از خودت بپرس: «من کجاها بخل ورزیدهام؟» اگر از تکبرِ کسی گفتند، در دل تأمل کن: «چطور میتوانم تکبر را از وجودم بیرون کنم؟» این کار تو را از «عیبیابِ دیگران» به «کاوشگرِ خودت» تبدیل میکند و هر اشارهٔ بیرونی را آینهای برای دیدنِ حقیقتِ درونِ تو میسازد. اینگونه، عیبهایی که در خود مییابی، نشانههایی برای اصلاح هستند و اینگونه تمام مردم به آینۀ خودشناسی تو تبدیل میشوند.
✍️ امیر ابوالفتحی
🆔 @Moftaker
❇️ چالشهای معناگستری در عصر پسا«گوگوش»
▫️به دکتر شریعتی گفتند بیا در تلویزیون درس بده و سخنرانی کن، در پاسخ گفت: کافیست بعد از سخنرانی من آهنگ گوگوش پخش کنند، آن وقت من و گوگوش تفاوتمان در چیست؟ من و حرف من به اندازۀ او پایین میآید.
▫️این دغدغهٔ نیمقرن پیش شریعتی، امروزه در سایۀ روند اکسپلور و بازی الگوریتمها به تقدیری محتوم تبدیل شده است. در اقیانوس دنیای مجازی، هر کلام وزین، چونان کشتیای گرانبها از گنج معنا، بهمحض ورود، گرفتار الگوریتمهایی میشود که مانند کوسههای گرسنه به آن هجوم میآورند. طُعمۀ این کوسهها، گوهر معناست؛ آنها کلام را میشکافند، پارهپاره میکنند و هر پاره به لطف امواج اکسپلور، با همنشینی در کنار محتواهای سبک و سخیف، به کفهای بیشکل و زبالههای سبک تبدیل میشود. در این اقیانوس، شاید کشتی دچار غرقیدگی نشود؛ اما به هزاران قایق کاغذی بیوزن بدل میگردد که هر لحظه ممکن است در موج بعدی به مُحاق فراموشی برود.
▫️اینجا، تولیدکنندۀ محتوای عمیق، به باغبانی عاشق میمانَد که در دل کویر، بذر معرفت میکارد. او با دستان خویش بذر معنا را میپراکند تا شاید غنچهای بشکوفد؛ اما در عینحال میداند که بادِ اکسپلور، از همۀ جهات بیوقفه میوزد و گرد و غبار معنازدا را بر سر آن غنچه [اگر تبدیل به غنچه شود] میریزد، تا آن را در لحظهٔ شکفتن محو کند.
▫️اینجاست که غریبیِ جان، از غربت کلام به تنگ میآید و فریاد میزند: «بس کن این کوشش بیهوده را!» تو در این برهوت، بذر امید میپاشی، در حالی که میدانی این زمین هیچگاه سبز نخواهد شد. اما در همین لحظه، ندای عشق، چونان چراغی ازلی بر جان میتابد؛ ندایی که از جنس شور و حرکت است:
«یار میخواهد اینچنین آشفتگی
کوشش بیهوده به از خفتگی»
▫️عقل میگوید از این جهنم بیحاصل بگریز، اما دل میگوید: این حرکت به ظاهر بیثمر، این آشفتگی مقدس، خود از آسایش خفتگان بسیار والاتر است؛ آری، وظیفهٔ تو، کاشتن است، نه برداشتن. وظیفهٔ تو، نواختن است، حتی اگر [فعلاً] هیچ شنوندهای در میان نباشد. تو تنها فرستندهای و گیرندهٔ آن در دست عشق است. چه بسا در همین اقیانوس پُرهیاهو، این قایق کاغذی بیوزن، به ساحل جان مخاطبی دردمند برسد و او را از غَرقیدن در تلاطمها برهاند.
✍️ امیر ابوالفتحی
🆔 @Moftaker
❇️ کمینشکنی رهبری با فرمان حمایت از پزشکیان
▫️ وقتی رهبر معظم انقلاب، رئیسجمهور را «پرکار، پرتلاش و پیگیر» خوانْد، در بدو امر شاید برای بسیاری تعجببرانگیز بود؛ اما باید دانست که این تعبیر بیش از آنکه وصف واقعیت موجود باشد، نقشی آمرانه و سازنده دارد. این همان «خبر در مقام انشاء» است؛ کلامی که تنها به توصیف بسنده نمیکند، بلکه مسیر را نیز ترسیم میکند. گویی رهبر انقلاب با این واژهها تکلیفی بر عُهدۀ رئیسجمهور میگذارد: «من تو را پرکار، پرتلاش و پیگیر خواندم، پس باید در عمل چنین باشی». پس سخن رهبری نه فقط بازتاب واقعیت، که خود موجِد واقعیت است. این بیان، با گذاشتن بار مسئولیتی بر دوش رئیس جمهور، افکار عمومی را نیز در همان مسیر متوقع میسازد.
▫️ اما وجه دوم. بهخوبی میدانیم که بسیاری از گروههای سهمخواه و فرصتطلب در کمین جناب رئیسجمهور و دولت ایشان نشستهاند و برای او «خوابهای» آشفته دیدهاند و مترصدند تا از فاصلههای ممکن، بهرهها بگیرند و او را به سمت خود بکشانند. رهبر معظم انقلاب با این حمایت علنی، برجسته و کمسابقه، عملاً کمینشکنی کرد و رئیسجمهور را در پناه حصار خود قرار داد و فاصلهای قاطع میان او و فرصتطلبان و دشمنان انداخت؛ چه، رهبری بهخوبی این آموزۀ علوی علیه السلام را دریافته است که اگر دوست را واگذاری، بیگانگان و دشمنان بر او چنبره خواهند زد: «مَنْ ضَيَّعَهُ الْأَقْرَبُ، أُتِيحَ لَهُ الْأَبْعَدُ». در واقع حمایت رهبری، مانع از این ربایش سیاسی میشود و رئیسجمهور را در متن جبهۀ انقلاب قرار میدهد.
▫️ همچنین باید در نظر داشت که این سخنان، در شرایطی مطرح میشود که کشور در متن بحرانی چندلایه قرار دارد. در چنین فضایی، انسجام و اتحاد نهتنها توصیهای اخلاقی و از باب استحباب، که ضرورتی حیاتی است. رهبر انقلاب با تأکید بر «اتحاد مقدس» میان مردم و مسئولان و گروههای مختلف، از کلمات خود پلی بر فراز شکافهای داخلی ساختند و این حمایت از رئیسجمهور، جزئی از همین استراتژی کلان است: نگاه داشتن کشتی نظام در مسیر ثَبات، با بادبانهای اتحاد.
✍️ امیر ابوالفتحی
🆔 @Moftaker
❇️ سکههای برجام؛ پسدادنی یا پسگرفتنی؟
هفتصد و پنجاه سکه، به همراه نشان لیاقت و شجاعت و... پاداشهایی بود که به حلقوم تیم برجامِ بدانجام ریخته شد؛ پاداشی برای «تقریباً هیچ».
این روزها، پس از زمزمههای فعالسازی مکانیسم ماشه، امواجی علیه گیرندگان این سکهها و نشانها به راه افتاده است که باید دریافتیها را پس دهند؛ اما این کار، در حکم پیچاندن لقمه است. بیتعارف اگر من و تو هم بودیم، شاید سکهها را میگرفتیم. سوای اینکه باید پذیرفت، این سکهها «پسدادنی» نیستند؛ بلکه [با قوهٔ قهریه] «پسگرفتنی»اند، راهکار سادهتر و دقیقتری برای این بازپسگیری هست؛ اینکه بهجای مواجهه با ۶-۷ نفر، سراغ معمار اصلی این بنای کج رفت. آری باید «شیخ حسن روحانی» را طرف حساب کرد و تمام سکهها را از او گرفت. گیرندهها هم حتماً مقصرند؛ اما این دهنده است که باید در وهلهٔ اول محاکمه شود و باید پاسخ دهد چرا بودجۀ عمومی را صرف بَزَک یک بنای ویران کرده است؟!
باری، اگر دم از حکومت علوی میزنیم، اینجا میدان آزمون است. در سیرهٔ علی علیهالسلام، حتی اگر اموالِ عمومی به مهریهٔ زنان و دیگر مصارف رسیده باشد، باز هم باید به بیتالمال بازگردد (نک: خطبه۱۵ نهج البلاغة). باید دانست که هرگونه تأخیر در این زمینه، منجر به فرار رو به جلوی بیشتر عاملانِ این خیانت / حماقتِ تاریخی میشود. از طرفی هرگونه کوتاهی در این قضیه، تمام عواقب و پیامدهای این خبط تاریخی را متوجه مجموع نظام خواهد کرد و نه عده، گروه و جناحی خاص.
✍️ امیر ابوالفتحی
🆔 @Moftaker
❇️خوابرفتگانِ بیدار
آیا خوابیم؟ یا در بیداری به صحنهای خیره شدهایم که نقشها و لباسها و حتی دیالوگها ناگهان عوض شدهاند، بی آنکه کارگردان خبر دهد؟ گویی بیهیاهو حکومتی نو قد کشیده؛ آن هم نه با شعار و شمشیر، که با دِثار: «تاب» و «شلوارک» و دستهایی که بیمحابا به هم میرسند. انگار انقلابی خاموش، ارزشها و هنجارهای دیروز را مومیایی و به موزه سپرده و دینی تازه با رسالهای وارونه در طاقچهها نشانده است.
در کنار این پازلِ بهظاهر آشفته اما کاملاً هدفمند، تصویرِ آقای دکتری میدرخشد؛ سابقهاش سرشار از ارادت به اهلبیت، اما اکنون در مقام کارفرما دستِ بانوی کارگری (واقعاً زحمتکش و شایستۀ ستایش) را میفشارد و در آخر بر دست و سر او بوسه میزند. این بوسه «ارادت عادی» نیست؛ مانیفستی است بر پوستِ کاغذِ ارزشهای پیشین، فتوایی نانوشته که میگوید: «زمانه عوض شده.»
ما اما ایستادهایم؛ مثل مسافری که در ایستگاه خواب مانده و بلیت را گم کرده است. آیا کسی نیست که بیدارمان کند؟ یا دستکم این تناقضها را بیکلیشه توضیح دهد؟ یا حداقل مرزهای رفتاری و فرهنگیِ امروز را برایمان ترسیم کند... مبادا در سرزمینی که با مختصات ناشناخته پیش میرود، «غیرخودی»، خودِ ما باشیم؟!
شاید هم پاسخ در خود صحنه نهفته است. وقتی ارزشها و هنجارها چنین میرمبند، دیگر کسی زنگِ بیدارباش را نمیزند؛ چون همه، کموبیش، جزئی از همین خوابِ بیدار شدهایم.
✍️ امیر ابوالفتحی
🆔 @Moftaker