eitaa logo
مفتکر
100 دنبال‌کننده
67 عکس
16 ویدیو
1 فایل
مُفْتَکِرِ تواَم چنان، کز هم خلق غافلم... @AmirAbolfathi
مشاهده در ایتا
دانلود
❇️ فرآیند هفت‌گانه وهم‌آفرینی دشمن در جنگ شناختی در مثنوی معنوی، حکایتی عمیق و نمادین وجود دارد که از مضامین بلند آن می‌توان به ماهیت جنگ شناختی دشمنان پی برد. مولوی داستان کودکان مکتبی را روایت می‌کند که برای فرار از سخت‌گیری‌های معلم، نقشه‌ای زیرکانه می‌کشند: آنها هم‌دست و هم‌داستان می‌شوند تا با تکرارِ پیاپی این جمله که «استاد، رنگت زرد است و حال تو خوب نیست»، به او تلقین کنند که واقعاً بیمار شده است که در نهایت استاد علی‌رغم مقاومت اولیه، با افتادن در تله تکرار این تلقینات، در بستر بیماری می‌افتد و کلاس درس را تعطیل می‌کند. این حکایت را می‌توان آیینه‌ای تمام‌نما از سازوکار جنگ شناختی در عصر حاضر دانست؛ جنگی که در آن، دشمن با بهره‌گیری از شبکه‌ها و ابزارهای نوین ارتباطی، می‌کوشد «وهم» را به جان ملت‌ها بیندازد تا آنها را از حرکت بازدارد و حتی برخی از مردمان آن را علیه موجودیت خودشان بشوراند و می‌بینیم که از قضا شورانده‌اند. در این حکایت، می‌توانیم «استاد» را نماد «ملت و حاکمیت» بدانیم و «کودکان مکتب» را نماد شبکه‌های به هم‌پیوسته رسانه‌‌ها و اتاق‌های فکر دشمن که با هماهنگی کامل پروژه وهم‌آفرینی را پیش می‌برند. ادامهٔ یادداشت https://tasnimnews.ir/3500944 🆔 @Moftaker
❇️ نان، شمشیر و آتشی که زیر خاکستر نفس می‌کشد آموزه‌های دینی ما، بطور کلی دو چهره دارد؛ چهره‌ای «ارزش‌گذار» و چهرۀ «واقع‌نگر» که بی‌پرده آینه‌ای فراروی می‌گیرد. [برخی حکمرانان]، گمان کرده‌اند که تنها با تکیه بر ارزش‌ها می‌توان زمین را اداره کرد [که ای‌کاش چنین بود و طبق ارزش‌ها عمل می‌شد]، غافل از آنکه سنت‌های الهی در بستر واقعیت‌های اجتماعی، منطقی ریاضی‌وار و تغییرناپذیر دارند. در پاره‌ای آموزه‌های دینی، آنجا که سخن از برقراری عدالت، اقتصاد و معیشت است، لحن کلام از پند و اندرز فراتر می‌رود و رنگِ «هشدار» به خود می‌گیرد. تاریخ را که ورق بزنیم، صدای رسای امیرالمؤمنین علی علیه السلام را می‌شنویم که نه در مقام یک نصیحت‌گر اخلاقی، بلکه در جایگاه یک جامعه‌شناسِ تیزبین، معادله‌ای خطرناک را حل می‌کند: «الْحَيْفَ يَدْعُو إِلَى السَّيْف»؛ ظلم و نابرابری، دعوت‌نامه‌ای است برای شمشیرها. این کلام، به‌هیچ روی تعارف‌بردار نیست. مولا نمی‌گوید نابرابری «بد» است؛ می‌گوید نابرابری «خطرناک» است. می‌فرماید اگر کفه ترازوی عدالت (الْحَيْفَ) سبک شود، سنگینی‌اش را تیزیِ شمشیر (السَّيْف) پر خواهد کرد. این، فقط یک تهدید نیست، بل توصیفی دقیق از مکانیزم فروپاشی اجتماعی است. جایی که «سفره» کوچک شود، «امنیت» رخت برمی‌بندد. کمی آن‌سوتر، صدای ابوذر غفاری، آن شوریدۀ بی‌قرار، در گوش تاریخ می‌پیچد. کلام او لرزه بر اندام هر حکمرانی می‌اندازد. او از طغیان گرسنگان نمی‌ترسد، بلکه از سکوتشان حیرت می‌کند: «عَجِبتُ لِمَن لا یَجِدُ القوتَ فی بَیتِه، کَیفَ لا یَخرُجُ عَلَی الناسِ شاهِراً سَیفَه!»؛ در شگفتم از کسی که قوتِ روزانه‌اش را در خانه نمی‌یابد؛ اما چگونه با شمشیر آخته و برهنه بر مردم نمی‌شورد! دقت کنیم! ابوذر نمی‌گوید «چرا صبر نمی‌کند؟»؛ تعجب می‌کند که «چرا قیام نمی‌کند؟». در منطقِ واقع‌گرایانه، وقتی کارد به استخوان می‌رسد، انتظارِ صبوری، انتظاری گزاف و خلافِ فطرت است؛ چه، گرسنگی ایمان را می‌درد و شرم را ذبح می‌کند. افزون بر این برخی فقیهان ما نیز در شرایط اضطرار، احکامی مشابه سطور بالا و حتی حادتر صادر کرده‌اند (از جمله رجوع شود به شيخ طوسي، المبسوط في فقه الإمامية، ج۶، ص۲۸۶) امروز، شاید گمان کنیم که از طوفانِ آشوب‌های اخیر [که از دمل و چرک‌‌های زخم‌های اقتصادی بیرون زده بود]، به ساحل آرامش رسیده‌ایم و شاید دلخوش باشیم که آن زبانه‌های سرکش را مهار کرده و آتش را به خاکستر بدل نموده‌ایم. اما هیهات اگر گمان کنیم همیشه «سکوت» ‌معنای «رضایت» می‌دهد. ما روی انبار باروتی نشسته‌ایم که فتیله‌اش «معیشت» است. آن «خاکستر» که امروز بر روی جامعه پاشیده شده، فریبنده است. در عمقِ این خاکستر، هنوز اخگرهایی سرخ و سوزان نفس می‌کشند. زبانه‌هایی که خاموش نشده‌، بلکه پنهان شده‌اند. هر تصمیم اشتباه اقتصادی، هر فشار مضاعف و هر بی‌عدالتیِ عیان، حکمِ تندبادی را دارد که می‌تواند این خاکستر را کنار زده و آن اخگرهای نیمه‌جان را دوباره به آتشی مهیب‌تر بدل کند و حتی دندان گرگان خفته در کمین را تیزتر و درنده‌تر کند. آری، گاهی باید درمان و دوای «امنیت» را پیشتر و بیش از نظامیان از اقتصادیون مطالبه کرد؛ امنیت گاهی محصولِ «نان» و «عدالت» است. تا زمانی که واقعیتِ تلخِ سُفره‌های کوچک‌شده (بُعدِ واقع‌نگرانه) را نبینیم، تکرارِ مداومِ شعارهای ارزشی (بُعدِ ارزش‌گذارانه) دردی را دوا نخواهد کرد؛ چراکه صدای امیرمؤمنان هنوز در گوش زمان زنگ می‌زند: «الْعَسْفَ يَعُودُ بِالْجَلَاءِ»؛ فشار و سخت‌گیری، به فروپاشی و پراکندگی می‌انجامد. قبل از آنکه این شمشیرها از نیامِ فقر بیرون کشیده شوند و خاکسترها کنار بروند، باید فکری به حالِ «نان» کرد. چرا که شکم گرسنه، نه گوش شنوا دارد و نه ایمانی که او را به صبر دعوت کند. ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
❇️ حمله به «ترس»؛ پادزهرِ سقوط [هر خط این یادداشت را با شاید، اگر، گویا، احتمالاً و... بخوانید] گفته‌اند: «هرگاه توهم سقوط غلبه يابد، سبب‌ساز سقوط می‌شود.» (رک: ملاصدرا، اسفار، ج۴، ص۱۱۴)؛ به بیانی دیگر این ذهنیتِ شکست است که واقعیتِ شکست را می‌سازد. امروز نیز لرزش‌ها و حتی رو به قبله شدن در برخی شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی، نه معلولِ برخوردِ سختِ نظامی، که محصولِ «انتظارِ حمله» و سایهٔ سنگینِ تهدید است. ما در حالِ پرداختِ هزینهٔ جنگ هستیم، بدون آنکه جنگیده باشیم؛ و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که انفعال، به « نیروی خودیِ» دشمن تبدیل می‌شود. راهبردِ دشمن، حبس کردنِ ما در «اتاقِ انتظارِ بحران» است تا با فرسایشِ روانی، کارِ خود را با کمترین هزینهٔ ممکن انجام دهد. در منطقِ دفاعی، زمانی که «احتمالِ خطر» بازدارندگیِ ما را فلج و محاسبات را شرطی کرده باشد، تداومِ صبرِ استراتژیک دیگر «عقلانیت» نیست، بلکه تسریعِ روندِ فروپاشی است. دشمن می‌خواهد با سلاحِ «هراس»، ما را بدونِ شلیکِ حتی یک گلوله، خلعِ سلاحِ وجودی کند؛ لذا برای ابطالِ این سحر و خروج از بن‌بستِ فرسایشی، تغییرِ فاز از «دفاعِ منتظر» به «هجومِ پیش‌دستانه» یک ضرورتِ عقلی می‌نماید. تنها یک کنشِ متهورانه و غافلگیرکننده می‌تواند «منبعِ تولیدِ ترس» را کور کرده و آرایشِ ذهنیِ جامعه را از «قربانیِ در انتظارِ ذبح» به «قهرمانِ میدان» تغییر دهد. برای توقفِ «سقوط»، باید به «ترس» حمله کرد؛ چراکه امنیت، گاهی محصولِ جسارت است، نه احتیاط. ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
❇️ پلید اعتقادانِ پاکیزه‌پوش اپستین یک فرد نبود؛ او یک «پُل» بود، یا یک «ویترین» که در آن، هر شخصی، تکرارِ نسخه‌ای از خودِ اوست. در این ضیافتِ شوم، دیگر تفاوتی میانِ «بازیگر» و «صحنه‌گردان» نیست؛ اینجا ترامپ و بیل‌کلینتون همان اپستین‌های جزیره سیاست هستند یا دی‌کاپریو همان اپستینِ سینماست و اپستین، دی‌کاپریویِ جزیره؛ هاوکینگ، اپستینی در لباسِ علم است. بیل گیتس و ایلان ماسک هم همان اپستین‌های حوزه‌های صنعت و فناوری و دالایی لاما نیز اپستینی‌ست که ردایِ نارنجیِ معنویت را به لجن کشیده است. این فهرست، آینه‌ای است که در آن سیاستمدار، فیلسوف و هنرمند، همگی به یک چهره درمی‌آیند؛ چهرهٔ سیستمی که در هر حوزه، اپستینِ مخصوص به خود را می‌پروراند. این پرونده، «پلید اعتقادانِ پاکیزه‌پوش» را چنان عریان و رسوا ساخت که ثابت کرد، آن جزیرهٔ کذایی باطنِ متعفنِ دنیایِ مدرن و غرب است که خود را پشتِ ویترین‌هایِ فریبنده پنهان کرده بودند. ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
تصور کن، یکی توی خونه‌ش نشسته، و دزد میاد به خودش و مال و ناموسش دست‌درازی می‌کنه و اون‌ هم به‌جای دفاع، برای متجاوز دست می‌زنه! این حجم از اشتیاق برای تجاوز به وطن، فقط از یه بیمار برمیاد که نیاز به روان‌درمانی داره. 🆔 @Moftaker
❇️ خدایا! به سبب آن امور، دشمنان را در هم شکن؛ و دست قدرت آن نابکاران را از ایشان جدا ساز؛ و بین دشمن و جنگ افزارشان فاصله انداز؛ و بندهای دلشان را از جا بر کَن؛ و میان آنان و آذوقه‌هایشان دوری انداز؛ و در فنون جنگی‌شان سرگردانشان ساز؛ و از مقصدشان گمراهشان کن؛ و کمک را از آنان بِبُر؛ و از تعدادشان بکاه؛ و دلشان را از بیم و ترس پر کن؛ و قدرتشان را از فعّالیّت برضد مرزداران باز دار؛ و زبانشان را از سخن علیه آنان ببند؛ و با شکست خوردنشان، گروه پشت سرشان را پراکنده ساز؛ و شکست آنان را مایۀ عبرت دیگران کن؛ و با خواری و زبونی آنان، آرزوهای کسانی را که پس از آن‌هایند قطع کن. اَللَّهُمَّ اُفْلُلْ‌ بِذَلِكَ عَدُوَّهُمْ‌، وَ اِقْلِمْ عَنْهُمْ أَظْفَارَهُمْ‌ ، وَ فَرِّقْ‌ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ أَسْلِحَتِهِمْ‌، وَ اِخْلَعْ وَثَائِقَ أَفْئِدَتِهِمْ‌ ، وَ بَاعِدْ بَيْنَهُمْ‌ وَ بَيْنَ أَزْوِدَتِهِمْ‌، وَ حَيِّرْهُمْ فِي سُبُلِهِمْ‌، وَ ضَلِّلْهُمْ عَنْ وَجْهِهِمْ‌، وَ اِقْطَعْ عَنْهُمُ اَلْمَدَدَ، وَ اُنْقُصْ مِنْهُمُ اَلْعَدَدَ، وَ اِمْلَأْ أَفْئِدَتَهُمُ اَلرُّعْبَ‌ ، وَ اِقْبِضْ أَيْدِيَهُمْ عَنِ اَلْبَسْطِ ، وَ اِخْزِمْ أَلْسِنَتَهُمْ‌ عَنِ اَلنُّطْقِ‌، وَ شَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ‌ وَ نَكِّلْ‌ بِهِمْ مَنْ وَرَاءَهُمْ‌، وَ اِقْطَعْ بِخِزْيِهِمْ أَطْمَاعَ‌ مَنْ بَعْدَهُمْ‌. 🔸حضرت سجاد علیه السلام، دعای ۲۷ صحیفه، فراز پنجم. 🆔 @Moftaker
❇️ خدایا! هر ناحیه از مسلمانان را، به جنگ با مشرکانی که در برابرشان هستند بدار؛ و آنان را از جانب خود به فرشتگانی که پیاپی درآیند مدد فرما؛ تا دشمنان را به دورترین برهوتِ دورافتادۀ زمین فراری دهند؛ و با کشتن و اسارتشان، زمینت را از لوث وجود آنان خالی کرده و پاک نمایند؛ یا این که اقرار کنند به این که تو خدایی و غیر تو خدایی نیست، تنهایی و همتا نداری. اَللَّهُمَّ اُغْزُ بِكُلِّ‌ نَاحِيَةٍ‌ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ‌ عَلَى مَنْ بِإِزَائِهِمْ مِنَ اَلْمُشْرِكِينَ‌، وَ أَمْدِدْهُمْ‌ بِمَلاَئِكَةٍ مِنْ عِنْدِكَ مُرْدِفِينَ‌ حَتَّى يَكْشِفُوهُمْ إِلَى مُنْقَطَعِ اَلتُّرَابِ‌ قَتْلاً فِي أَرْضِكَ وَ أَسْراً، أَوْ يُقِرُّوا بِأَنَّكَ أَنْتَ اَللَّهُ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ وَحْدَكَ‌ لاَ شَرِيكَ لَكَ‌. 🔸حضرت سجاد علیه السلام، دعای ۲۷ صحیفه، فراز هشتم. 🆔 @Moftaker
❇️ خدایا! دل‌هایشان را از آرامش تهی ساز؛ و بدن‌هایشان را از توانایی بی‌بهره کن: و قلوبشان را از چاره‌جویی غافل ساز؛ و اندامشان را از ایستادن در برابر رجال اسلام سست کن؛ آنان را از کوبیدن دلیران بترسان؛ و سپاهی از فرشتگانت با عذابی از عذاب‌هایت را برضد آنان برانگیز؛ مانند کاری که روز جنگ بدر انجام دادی تا به این سبب بنیانشان را قطع کنی و نیرو و اسلحۀ تیزشان را از بیخ و بن درو کنی و نفراتشان را پراکنده سازی. اَللَّهُمَّ أَخْلِ‌ قُلُوبَهُمْ مِنَ اَلْأَمَنَةِ‌، وَ أَبْدَانَهُمْ‌ مِنَ اَلْقُوَّةِ‌، وَ أَذْهِلْ قُلُوبَهُمْ عَنِ اَلاِحْتِيَالِ‌، وَ أَوْهِنْ أَرْكَانَهُمْ عَنْ‌ مُنَازَلَةِ اَلرِّجَالِ‌ ، وَ جَبِّنْهُمْ عَنْ مُقَارَعَةِ اَلْأَبْطَالِ‌ ، وَ اِبْعَثْ عَلَيْهِمْ‌ جُنْداً مِنْ مَلاَئِكَتِكَ بِبَأْسٍ مِنْ بَأْسِكَ كَفِعْلِكَ يَوْمَ بَدْرٍ ، تَقْطَعُ بِهِ‌ دَابِرَهُمْ‌ وَ تَحْصُدُ بِهِ شَوْكَتَهُمْ‌ ، وَ تُفَرِّقُ بِهِ عَدَدَهُمْ‌. 🔸حضرت سجاد علیه السلام، دعای ۲۷ صحیفه، فراز یازدهم. 🆔 @Moftaker
❇️ بار الها! بر محمد و دودمانش درود فرست و دشمن نابكار مرا از ستم كردن بر من، به قوت خويش بازدار، و به نيرو و توانايى‌ات تندى تيغ دشمنى‌اش را فرو كاه، و او را به خويشتن مشغول دار، و در برابر دشمنش ناتوان گردان! اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ‌ ، وَ خُذْ ظَالِمِي وَ عَدُوِّي عَنْ ظُلْمِي بِقُوَّتِكَ‌، وَ اُفْلُلْ حَدَّهُ‌ عَنِّي بِقُدْرَتِكَ‌، وَ اِجْعَلْ لَهُ شُغْلاً فِيمَا يَلِيهِ‌ ، وَ عَجْزاً عَمَّا يُنَاوِيهِ. 🔸حضرت سجاد علیه السلام، دعای چهاردهم صحیفه، فراز ششم. 🆔 @Moftaker
کاش یکی از موج‌های عملیات وعدهٔ صادق۴، به یاد «کودکان جزیرهٔ اپستین» نام‌گذاری شود. 🆔 @Moftaker
یادآوری و إنذار رهبر شهید: «اگر جمهوری اسلامی دچار شاه سلطان حسین‌ها بشود، دچار مسئولانی بشود که مقابل دشمن دچار رعب و خوف هستند و جرأت و جسارت ندارند، در خود و در مردم خودشان احساس توانائی و قدرت نمیکنند، کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود». ۱۳۸۷/۰۹/۲۴ 🆔 @Moftaker
غیر از نظر لطف خداوند حرام است کمتر کسی فکر می‌کرد که توان ما در این جنگ نامتقارن چنین باشد؛ حتی خیلی از خودی‌ها! چون روی کاغذ همه‌چیز به نفع آن‌ها بود؛ دشمن هم با تمام امکانات مدرن و لجستیکِ خود، به همراه مستعمرانش به میدان آمده و از این رو می‌توان گفت تمام قدرت‌های جهان در یک صف‌آرایی آشکار، علیه ما هم‌پیمان شده‌اند. پر پیداست که در چنین ناموازنه‌‌ای، هر تحلیل‌گری ابتدا به داشته‌های مادی آنها می‌نگرد؛ اما درست در همین نقطه است که قانونی نانوشته در جنگ، تمام محاسبات را به هم می‌ریزد؛ و آن هم لطف خداست... الهیات جنگ، به ما آموخته که در این مسیر، اگر تنها روی تدبیر و دست و پایی که می‌زنی، حساب باز کنی، نظام هستی همان دست و پا را قطع می‌کند. انگار خدا می‌خواهد به ما بفهماند که در این کارزار، تکیه بر ابزار مادی، حتی اگر به نیت خیر هم باشد، نوعی شرکِ پنهان است. وقتی خدا می‌بیند بنده‌اش می‌خواهد با توانِ محدودِ خودش در برابر چالش قد علم کند، آن تکیه‌گاه‌های پوشالی را می‌بُرد تا او را به مقام «انقطاع» برساند؛ همان‌جایی که آدمی با تمام وجود چنین حسی را درک‌ می‌کند: درین ره خواستم زد دست و پایی بُریدند، ای دریغا، دست و پایم امید از هر که هست اکنون بُریدم فتاده بر در لطف خدایم حالا و تا همیشهٔ دنیا، باید خود را بریده‌ از هرجا ببینیم، اینجاست که دقیقاً به قرار «لطف» می‌رسیم. وقتی دست و پای ادعا و تدبیرِ بشری بریده شد، تازه زمانِ فرود آمدن قدرت خداست. ما هم اکنون در چنین نقطه‌ای ایستاده‌ایم که فقط و فقط باید منتظر همین ساعت باشیم؛ انتظاری که صد البته از سرِ ضعف و خود را به انفعال زدن، نیست، بلکه از سرِ هوشمندی و شناختِ قدرتِ مطلق است. وقتی سودای ما سر بالا و بدان سو باشد، دیگر فرقی نمی‌کند چقدر سلاح و چندین جبهه علیه ما صف‌بندی کرد‌ه‌اند؛ چرا که یقین داریم: اگر تیغ عالم بجنبد ز جای نبُرّد رگی، تا نخواهد خدای