غیر از نظر لطف خداوند حرام است
کمتر کسی فکر میکرد که توان ما در این جنگ نامتقارن چنین باشد؛ حتی خیلی از خودیها! چون روی کاغذ همهچیز به نفع آنها بود؛ دشمن هم با تمام امکانات مدرن و لجستیکِ خود، به همراه مستعمرانش به میدان آمده و از این رو میتوان گفت تمام قدرتهای جهان در یک صفآرایی آشکار، علیه ما همپیمان شدهاند.
پر پیداست که در چنین ناموازنهای، هر تحلیلگری ابتدا به داشتههای مادی آنها مینگرد؛ اما درست در همین نقطه است که قانونی نانوشته در جنگ، تمام محاسبات را به هم میریزد؛ و آن هم لطف خداست...
الهیات جنگ، به ما آموخته که در این مسیر، اگر تنها روی تدبیر و دست و پایی که میزنی، حساب باز کنی، نظام هستی همان دست و پا را قطع میکند. انگار خدا میخواهد به ما بفهماند که در این کارزار، تکیه بر ابزار مادی، حتی اگر به نیت خیر هم باشد، نوعی شرکِ پنهان است. وقتی خدا میبیند بندهاش میخواهد با توانِ محدودِ خودش در برابر چالش قد علم کند، آن تکیهگاههای پوشالی را میبُرد تا او را به مقام «انقطاع» برساند؛ همانجایی که آدمی با تمام وجود چنین حسی را درک میکند:
درین ره خواستم زد دست و پایی
بُریدند، ای دریغا، دست و پایم
امید از هر که هست اکنون بُریدم
فتاده بر در لطف خدایم
حالا و تا همیشهٔ دنیا، باید خود را بریده از هرجا ببینیم، اینجاست که دقیقاً به قرار «لطف» میرسیم. وقتی دست و پای ادعا و تدبیرِ بشری بریده شد، تازه زمانِ فرود آمدن قدرت خداست. ما هم اکنون در چنین نقطهای ایستادهایم که فقط و فقط باید منتظر همین ساعت باشیم؛ انتظاری که صد البته از سرِ ضعف و خود را به انفعال زدن، نیست، بلکه از سرِ هوشمندی و شناختِ قدرتِ مطلق است. وقتی سودای ما سر بالا و بدان سو باشد، دیگر فرقی نمیکند چقدر سلاح و چندین جبهه علیه ما صفبندی کردهاند؛ چرا که یقین داریم:
اگر تیغ عالم بجنبد ز جای
نبُرّد رگی، تا نخواهد خدای
❇️ بالاتر از خرمشهرها و سجیلها
کمتر کسی فکر میکرد که توان ما در این جنگ نامتقارن چنین باشد؛ حتی خیلی از خودیها! چون روی کاغذ همهچیز به نفع آنهاست؛ و با تمام امکانات مدرن و لجستیکِ خود، به همراه مستعمرانش به میدان آمده و از این رو میتوان و باید گفت تمام قدرتهای جهان در یک صفآرایی آشکار، علیه ما همپیمان شدهاند.
پر پیداست که در چنین ناموازنهای، هر تحلیلگری ابتدا به داشتههای مادی آنها مینگرد؛ اما درست در همین نقطه است که قانونی کمتر خواندهشده، تمام محاسبات را به هم میریزد؛ و آن هم لطف خداست...
الهیات جنگ، به ما آموخته که در این مسیر، اگر تنها روی تدبیر و دست و پایی که میزنی، حساب باز کنی، نظام هستی همان دست و پا را قطع میکند. انگار خدا میخواهد به ما بفهماند که در این کارزار، تکیه بر ابزار مادی، حتی اگر به نیت خیر هم باشد، نوعی شرکِ پنهان است. وقتی خدا میبیند بندهاش میخواهد با توانِ محدودِ خودش در برابر چالش قد علم کند، آن تکیهگاههای پوشالی را میبُرد تا او را به مقام «انقطاع» برساند؛ همانجایی که آدمی با تمام وجود چنین حسی را درک میکند:
درین ره خواستم زد دست و پایی
بُریدند، ای دریغا، دست و پایم
امید از هر که هست اکنون بُریدم
فتاده بر در لطف خدایم
حالا و تا همیشهٔ دنیا، باید خود را بریده از هرجا ببینیم، اینجاست که دقیقاً به قرار «لطف» میرسیم. وقتی دست و پای ادعا و تدبیرِ بشری بریده شد، تازه زمانِ فرود آمدن نصر الله است. ما هم اکنون در چنین نقطهای ایستادهایم که فقط و فقط باید منتظر همین ساعت باشیم؛ انتظاری که صد البته از سرِ ضعف و خود را به انفعال زدن، نیست، بلکه از سرِ هوشمندی و شناختِ قدرتِ مطلق است. وقتی سودای ما سر بالا و بدان سو باشد، دیگر فرقی نمیکند چقدر سلاح و چندین جبهه علیه ما صفبندی کردهاند؛ پس همواره باید به خود بگوییم:
«غیر از نظر لطف خداوند حرام است»
✍️ امیر ابوالفتحی
🆔 @Moftaker
❇️ ضرورت دعا برای سلامتی خادمان ایران
جایگاه و تراز سران و مسئولان نظام، به یک اندازه نیست؛ برای جایگزین شدن برخی، پدر پیر فلک صبرها باید کند و خون دلها بخورد؛ از این رو حفاظت از ایشان، بهخصوص در شرایط کنونی چند چندان اهمیت دارد، چه، ایشان به قول حضرت علی علیه السلام، بهسان نخ تسبیح هستند که قوام زیردستان به آنها وابسته است؛ لذا بایستی برای سلامتی خادمان ملت در این روزها بیشتر دعا کنیم:
«جايگاه رهبر و فرمانده سپاه چونان ريسمانى محكم است كه مُهرهها را متّحد ساخته و به هم پيوند مىدهد؛
اگر اين رشته از هم بگلسد، مُهرهها پراكنده و هر كدام به سويى خواهند افتاد؛
و سپس هرگز جمع آورى نخواهند شد.» / نهج البلاغة، خطبه۱۴۶.
🆔 @Moftaker
ای فیلسوفِ شهیدِ وادیِ حیرت، در قمارخانهٔ سیاستِ خاکیان، بارها مُهرِ رد بر پیشانیِ آرزوهایت زدند و جامِ تلخِ جفا و بیمهری به کامت ریختند؛ اما به جای گریز، به مقامِ «عرفانِ سیاسی و اجتماعی» پر کشیدی که شرطِ ورود به آن، گذشتن از خویشتن بود؛ تو دریافتی که ردِ صلاحیت در دادگاهِ زمینیان، کرسیِ قبولی در درگاهِ آسمانیان است، پس در برابرِ طوفانِ نامرادیها ایستادی، بتِ نفس و شهوتِ مقام را در هم شکستی و با سینهای چاک، در خونِ خویش به رقصی عارفانه برخاستی تا به همگان در این فراز و نشیبها بیاموزی که فتحِ قلههای جاودانگی، نه در جلوس بر مسندِ قدرتِ زودگذر، که در فنای خویشتن و سوختنِ بیصدا نهفته است:
رقص آنجا کن که خود را بشکنی
پنبه را از ریش شهوت بر کَنی
رقص و جولان بر سر میدان کنند
رقص اندر خون خود مردان کنند
🆔 @Moftaker
❇️ کالبدشکافی گنبد آهنین رسانهای در جنگ شناختی (درآمد)
▫️در معادلات پیچیدهٔ نبردهای مدرن، صدای انفجارها پیش از آنکه در مختصات جغرافیایی به گوش برسد، در میدان ادراک و روانِ مخاطب طنینانداز میشود. معمای بصری جنگ اخیر، یکی از پیچیدهترین و حسابشدهترین نمونههای «جنگ شناختی» در تاریخ معاصر است: آسمانی که رنگ خرمشهرها و سجیلها گرفته و اصلاً پر از «شاهدهای» ما شده است؛ اما زمین، در خروجی رسانهها، گویی جز خیابانهای خلوت، منازل مسکونی، خودروهای شخصی و چند فضای سبز محلی، هدف دیگری به خود ندیده است!
▫️این پارادوکس تصویری، محصول یک معماری دقیقِ سانسور است. رژیم صهیونیستی بهخوبیِ خوب دریافته است که وقتی سامانههای پدافند میدانیاش نظیر «پیکان»، «فلاخن داوود»، «تاد» و «پاتریوت» در رهگیری موشکها و پهپادها در جهانِ واقعی ناکام میمانند، باید بلافاصله سامانههای پدافند ادراکی را فعال کند و این سامانهها را در جهانِ مجازی فعال کند. در واقع، «گنبد آهنین رسانهای» آنها بسیار متراکمتر، لایهلایهتر و بینقصتر از سامانههای رهگیرِ نظامیشان عمل میکند. کارکرد این پدافند رسانهای، منهدم کردنِ «حقیقتِ اصابت» در آسمان افکار عمومی، پیش از فرود آمدنِ آن بر زمینِ آگاهی مخاطب است. این سطح از سانسورِ یکپارچه و جهانی، صرفاً یک اقدام پادگانیِ محلی نیست؛ بلکه محصول مستقیمِ امپراتوری رسانهای و سلطهٔ بلامنازع صهیونیستها بر شریانهای اصلی اخبار و رسانههای جهان است که اجازهٔ درز هیچ روایتی خارج از چارچوب مطلوبشان را نمیدهد.
▫️اما این معماریِ حذف و تحریف چگونه کار میکند و چرا مجهز شدن به سلاح «سواد رسانهای» برای درک این میدان واجب است؟*
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
*پاسخ این پرسش و آثار و پیامدهای این گنبد آهنین رسانهای در یادداشتهای بعدی خواهد آمد.
✍ امیر ابوالفتحی
🆔 @Moftaker
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ معراج در مسلخ عشق
در پهنهٔ ایثار، آنجا که آتش بر کالبد جان فرود میآید، این جوان با چشمانی خیره به تدفین اعضای خویش، پاسخی عینی به مولوی میدهد؛ آنجا که او در مثنوی پرسید «عشق از اول چرا خونی بود؟»
و این جوان با تقدیم دستوپای خویش پاسخ داد: «تا گریزد آنکه بیرونی بود».
چون من ایستادم!
آری او نگریخت! تا ثابت کند «بیرونی» نیست؛ بلکه به استقبال آن رفت تا بهای سنگین مَحرمیت را پرداخت کند و نشان دهد تنها رهاشدگان از بند تن، لایق حریم عشقاند.
و این تماشای تدفین پارههای تن، خود اوج «ابتلا» و دقیقاً تجلی آخرین مقامات عرفان و فنای از خود است. عَمان سامانی این غربالگریِ شکوهمند را چنین تصویر میکند:
«تا گریزد هر که او نالایقست
درد را منکر، طرب را شایقست
تا گریزد هرکه او ناقابلست
عشق را مکره، هوس را مایلست»
این سرباز سرافراز با دیدن خاکسپاری دست و پا، عبور از دنیای مادی و اوج لیاقت را به نَظاره نشسته است؛ چرا که او نه مایل به هوسها، که شایقِ طربخانهٔ عشق در میانهٔ درد و بلاست.
🆔 @Moftaker
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ دکتر عبدالکریم سروش: خودمان را در مقابل عظمت و شجاعت نیروهای مسلح، حقیر مییابیم.
🆔 @Moftaker
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✊🏼هموطنان واقعی ما در تاجیکستان
#ایران_به_پیش
🆔 @Moftaker
❇️ درنگی در نوع موضعگیری برخی شُهرگان
حضرت سیدالشهداء (ع) فرمودهاند: «الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم»؛ مردم بندگان دنیایند و دین، تنها آدامسی است در دهانشان... این، دقیقترین توصیف برای معماریِ سکوت و وسطبازیِ [برخی] شُهرههای شَهر در چنین بزنگاههای حساسی است.
لکنت زبان و پیامهای دوپهلوی این گروه، نه خطایی سهوی، یا ضدیت با وطن، بلکه محصولِ محاسبهای کاملاً اقتصادی است. بیشتر این افراد که تخممرغهای خود را در سبدهای داخلی و خارجی تقسیم کردهاند؛ ازین رو بهخوبی میدانند که در صورتِ سکوت مطلق یا کلیگویی، گزندی به جایگاه و منافعِ داخلیشان نمیرسد؛ اما موضعگیریِ صریح علیه کشور متجاوز (بهخصوص آمریکا)، بهمعنای به خطر افتادنِ قطعیِ سرمایهگذاریهای خارجی، ابطال ویزاها و قطع سفرهایِ مکررشان است.
بههمین دلیل است که نهایتِ کنشگریِ برخیشان در این اواخر، سر زدن به مراکز هلال احمر است؛ آنهم چون نهادی کاملاً بیطرف است و به آنان اجازه میدهد بدونِ بردن نامی از دشمن، ژستِ همدردی و بشردوستی بگیرند؛ نمایشی بیخطر که نه سیخِ منافع داخلی را میسوزاند و نه کبابِ بهرههای خارجی را.
🆔 @Moftaker