eitaa logo
مفتکر
100 دنبال‌کننده
67 عکس
16 ویدیو
1 فایل
مُفْتَکِرِ تواَم چنان، کز هم خلق غافلم... @AmirAbolfathi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تحلیلات
❇️ ویترین شکستۀ دولت چهاردهم 🔸 دولت‌ها سخنگو را به میدان می‌فرستند تا صدای عقلانیت باشند، نه بلندگوی ناکارآمدی؛ اما دولت چهاردهم با انتخاب فاطمه مهاجرانی، انگار مسیر دیگری را برگزیده... تبدیل این جایگاه خطیر به نمک‌پاش زخم‌ها. او یک روز با افتخار از اجرا نکردن لایحۀ عفاف و حجاب سخن می‌گوید و آن را به «انسجام در جنگ ۱۲ روزه» گره می‌زند، گویی مخالفت با شریعت، مدال افتخاری ملی‌ست؛ روز دیگر، اعتراض مدنی را «لشکرکشی خیابانی» می‌خوانَد و با لحنی آمرانه، به جای راه‌حل، وعده‌های پوچ تحویل می‌دهد. 🔹 این نه سخنگویی‌ست، نه سیاست‌ورزی؛ بلکه نمایشی ناشیانه از بی‌برنامگی‌ست که حتی موافقان دولت را هم به ستوه آورده و از این همه نابلدی شرمنده کرده است. جایگاه سخنگو، ویترین کار دولت است؛ پس باید جای فرهیخته‌ترین و پخته‌ترین چهره‌ها باشد، نه کسی که با مواضع نسنجیده، هر روز تَرَکی تازه بر شیشه اعتماد عمومی و لکه‌ای چرکین بر اعتبار دولت می‌اندازد. وقتی حمایت تلویحی از فیلم «پیرپسر»؛ به‌جای پاسخ به بحران‌های واقعی مطرح می‌شود، دیگر چه امیدی به رضایتمندی مردم می‌ماند؟ و وقتی سخن از دستاورد دولت به میان می‌آید، به جای عرضۀ عملکرد عینی، به عذرخواهی‌های بی‌پشتوانه ارجاع می‌دهد، گویی شرمندگی مداوم خود دستاوردی بزرگ است! این ویترینِ تهی، ثابت کرده است که نه تنها چیزی برای عرضه ندارد، بلکه با هر سخن، شیشه‌اش بیشتر می‌شکند و ناکامی‌ها را عریان‌تر به نمایش می‌گذارد. 🔸 مهاجرانی نه زبان اقناع دارد، نه توان روشنگری؛ و نه حتی اطلاعات کافی نسبت به وقایع جامعه، به گونه‌ای که اطلاعات مجری تلویزیون بسی بیش از اوست. او به جای تسکین، خستگی می‌آفریند، به جای پاسخ، تحکم می‌کند و به جای عمل، مردم را به «صبوری» دعوت می‌دهد. این عذرخواهی‌های بی‌فایده و ژست‌های نمایشی، نه تنها گرهی نمی‌گشاید، بلکه نشان می‌دهد دولت جز تکرار اشتباه و شرمندگی‌های بی‌پایان، چیزی در چنته ندارد. 🔹 حالا که این ویترین شکسته و هر روز شکاف میان دولت و مردم را عمیق‌تر می‌کند، ماندن او در این جایگاه، نه فقط برای دولت که برای جامعه هزینه‌ای سنگین‌تر به بار می‌آورد. وقتی سخنگو به جای پل زدن، دیوار می‌سازد، دیگر امیدی به اصلاح نمی‌ماند. آیا پزشکیان نمی‌بیند که این نمک‌پاشِ زخم‌ها، اعتماد را ذره‌ذره آب می‌کند؟ شاید وقت کنار گذاشتن سخنگویی رسیده که نه سخنی برای گفتن دارد، نه گوشی برای شنیدن. این کناره‌ گذاشتن، شاید تنها دستاورد واقعی باشد که مردم از این ویترین ترک‌خورده ببینند! ✍️ امیر ابوالفتحی 🔻تحلیلات https://eitaa.com/TahlilatEita
❇️ سلبریتی‌زدگی؛ بلای جان خرد عمومی (به بهانهٔ پشیمانی بهنوش بختیاری از حمایت ترنس‌ها) 🆔 @Moftaker
❇️ نگهبانی بر سفرۀ سیاست؛ تأیید تاریخ، انکار مسئولیت 🔸پدری، هرازگاهی برای خشنودی کودکانش، در کنار خریدها، خوراکی‌هایی می‌خرد که زرق‌و‌بَرق آنها، برق از چشم‌ بچه‌ها می‌دزدد.‌ پدر همیشه نگاهی به تاریخ تولید و انقضاء می‌اندازد و گویی همین نکته، تضمین‌کنندۀ سلامت آنهاست. بچه‌ها هم به‌محض دیدن خوراکی‌ها، سر از پا نمی‌شناسند و با شوق به سمت آنها هجوم می‌برند؛ اما لحظاتی نمی‌گذرد که شادیِ کودکانه به دل‌پیچه و ناله بدل می‌شود؛ پدر اما آرام در گوشه‌ای تکیه زده است و حتی زمانی‌که با اعتراض مادر مواجه می‌شود، با آسودگیِ وجدان می‌گوید: «تاریخش که مشکل نداشت! من کارم رو درست انجام داده بودم، اصلاً خودشون باید دقت می‌کردند؛ می‌تونستند به‌جای اونها، میوه‌ بخورند.» 🔹مشابه این داستانک‌ را سالیانی است که در عرصه‌ای دیگر لمس کرده‌ایم؛ کمی آن‌سوتر در میدان انتخابات، نهادی به‌ظاهر، مراقب سلامت «خوراک سیاسی» ملت است؛ ولی تنها مظهر و ظاهر را می‌سنجد، نه محتوای درون را. شورای نگهبان گاهی چون آن پدر رئوف، پس از بررسی‌هایی، افرادی را در معرض انتخاب مردم می‌گذارد. گویی مهم نیست آنها چه در دل دارند و چقدر به مصلحت مردمند و پس از موعد رأی‌گیری و با افتادن آب از آسیاب، با خونسردی همه‌چیز به گردن «انتخاب مردم» می‌افتد. حتی برخی مردم و گروه‌ها پا را فراتر می‌گذارند و می‌گویند: «ای لعنت! به آن چند میلیونی که به فلانی رأی دادند!» 🔸اینجاست که طعم داستان تلخ می‌شود: انگار کسی بر سر همان سفرۀ سیاسی نشسته و تنها از مهر و برچسب بر چهرۀ نامزدها لذت می‌برد، اما مسئولیت «کیفیت» و «پیامدهای احتمالی» به گردن دیگران می‌افتد. شاید زمان آن رسیده باشد که دفتر تاریخ مصرف را طوری دیگر، ورق بزنیم و به‌جای پنهان کردن کیفیت محتوا زیر مهر تائید، رسالت خود را جدی‌تر بگیریم. در داستان سیاسیِ ما، تک‌تک مردم مانند کودکان آن خانواده، مظلومند؛ مگر آنکه ناظری مهربان‌تر و دقیق‌تر، حقیقت «خوراک سیاسی» را براندازد و مسئولیت خود را به مهر و امضای روی جعبه دل تقلیل ندهد و از سنجش عمق و سلامت محتوا غافل نماند! از الان تا سه سال آینده، شاید زمان مناسبی برای بازبینی برخی فرآیندهاست. ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از نظر مولانا، سرچشمۀ راستینِ هر خوشی، درونِ انسان است؛ مثلاً طعمِ لذیذ یک خوراکی، تنها بازتابی از شادمانیِ درونیِ دل است و اگر دل تاریک و فسرده باشد، حتی لذیذترین نعمت‌های جهان به کامِ انسان تلخ می‌شود. برعکس، با تابشِ نورِ شادی در درون، ساده‌ترین موهبت‌ها – همچون نانِ خشک – جان‌فزا می‌گردد. این حکمتِ جاودان می‌گوید که تا دل را با امید و معنویت آباد نکنیم، هیچ شیرینیِ بیرونی، کامِ جان را شیرین نخواهد کرد: «لُطفِ شیر و انگبین عکس دل است هر خوشی را آن خود از دل حاصل است» 🆔 @Moftaker
❇️ از وِلاگِری تا وِلاگَری... 🔸برخی در تبِ نیل به شهرت، پردازندهٔ هر بهایی‌اند؛ از بازی با جان خویش گرفته تا بازی با آبرو (مانند برادر حاتم‌طائی)، اینان هرنامی و ننگ‌نامی را بر گُمنامی و کم‌نامی ترجیح می‌دهند. در مقابل، گروهی گمنامی را چون گوهری برگزیده‌اند. آن‌چنان سایه‌وار و بی‌ادعا می‌زیَند که گاه نزدیک‌ترین کسان نیز عمق وجودشان را درنمی‌یابند و حتی هم‌صنفانشان از وجودشان بی‌اطلاع‌اند: «فی‌الأرض مجهولون و فی‌السماء معروفون» 🔹با اختیار این گمنامیِ آگاهانه، معجزه‌ای رخ می‌دهد: اولیای خدا و فرشتگانِ مقرّب، به‌جهت بندگی این گروه، چشم به این رهروانِ بی‌نام می‌دوزند و نگاهِ لطفِ حق، از ورای پرده‌های غیب، بر چنین بنده‌ای فرود می‌آید. عارفانِ واصل، دستِ هدایت بر شانه‌اش می‌نهند و راهِ رهایی از پیچ‌وخم‌های نفس را به او می‌نمایانند. این توجّه، پاداشِ بی‌ریایی است؛ نه خوشامدِ مردم... 🔸و اینجاست که حکمتِ شگفتِ الهی آشکار می‌شود: همان‌که برای دیده‌شدن نزد مردم تقلّایی نکرد، ناگهان در دل‌ها جاودان می‌گردد! زیرا وقتی «وِلاگَری» را بر «ولاگِری و بلاگِری» ترجیح دهی، وجودت به مجرایی برای فیضِ الهی تبدیل می‌شود. عطرِ خلوص و بندگی‌ات، بی‌آنکه بخواهی، از شیشهٔ گمنامی به فضای تاریخ می‌پیچد. آنگاه مردمی که هرگز تو را نمی‌شناختند، ناگاه در پرتوِ کراماتت بیدار می‌شوند و نامت بی‌هیاهویِ رسانه‌ها، بر زبان‌ها جاری و تصویرت منقش بر در و دیوارها می‌شود، آری: «چون فراموش خودی، یادت کنند...» ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍ارتباط غیبت و حرامزادگی امام علی علیه‌السلام: «اِجْتَنِبِ اَلْغِيبَةَ فَإِنَّهَا إِدَامُ كِلاَبِ اَلنَّارِ ثُمَّ قَالَ يَا نَوْفُ كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ وُلِدَ مِنْ حَلاَلٍ وَ هُوَ يَأْكُلُ لُحُومَ اَلنَّاسِ بِالْغِيبَةِ» 📚 شیخ صدوق، الأمالی، ص۲۰۹ 🆔 @Moftaker
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سعدی معتقد است که کوچکی و پستی نزد معبود و معشوق نه نشانۀ خواری، که سرآغاز عزت حقیقی است. این بندگی و وابستگی به ذاتِ کبریایی است که به انسان ارزشی شاهانه و مرتبتی بلند می‌بخشد و هر موجود ناچیز و ضعیفی، اگر زیر سایۀ تربیت و پرورش الهی قرار گیرد، به چنان شکوه، جسارت و توانمندی دست می‌یابد که گویی شاهینِ تیزپرواز صحاری وجود شده است. بندۀ خویشتنم خوان که به شاهی برسم مگسی را که تو پرواز دهی شاهینی‌ست 🆔 @Moftaker
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کافه در لاس‌وِگاس یا پاتایا نیست؛ جزیرۀ کیشِ خودمان است؛ و صاحبان آن به‌احتمال زیاد، برای دایر کردنش مجوزهای مراجع ذی‌صلاح را دریافت کرده‌اند. این بندگان خدا منتظرند تا مسئولان دولتی با کارهای فرهنگی و شناختی خود آنها را به راه آورند و درنهایت بهشت برین را برایشان به ارمغان بیاورند؛ اما این بیچارگان گویا نمی‌دانند که آنها نمی‌‎توانند مردم را راهی بهشت کنند، چه، نشانی از بهشت در غالب آنها دیده نمی‌شود: خشک‌ابری که بود ز آب تَهی ناید از وی، صفت آب‌دهی و از برخی اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس هم که گویا از سر ناچاری به این کمیسیون رفته‌اند، خیلی نمی‌توان انتظاری داشت؛ چراکه فرمان بیشترشان به‌جهت سیاست‌ورزی و امور وزرات‌خارجه میل دارد. حداقل کاری که از مسئولان عزیز بر‌می‌آید، اینکه درهای ِرسمی و مجوزدار جهنم را به‌صورت شبانه و بدون هیچ بحث‌وگفتگویی به روی این جوانان مُهروموم کنند؛ ارشاد و هدایتشان پیش‌کِش... 🆔 @Moftaker
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ میراث‌‌خوانی و خیانت در امانت آن لحظات گران‌قدر زائران در حرم حضرت عباس و ائمه (علیهم السلام)، آن نفس‌های منتظر و دل‌هایی که آمادهٔ تأثر است، همه، امانت است. حال آیا رواست این امانت، این فرصتِ کم‌تَکرار و شاید تَکرار ناشدنی، صرفاً به پشتوانهٔ نامِ خانوادگی و با یک رانتِ هیئتی، به حنجره‌ای سپرده شود که فاقد حداقل‌های هنرِ مداحی است؟ و اصلاً معلوم نیست چه می‌گوید و چه می‌خوانَد؟! جوان عزیز! حتماً پدرِ تو هست فاضل؛ اما در عرصۀ مداحی از فضل پدر حاصلی برای تو به دست نیامده است. البته شاید همۀ تقصیر گردن این جوان نیست، آن بزرگانی که میکروفنِ حرم مقدس را، این امانتِ دل‌های مشتاق را به دست این جوان داده‌اند، پیشتر و بیشتر خیانت در امانت کرده‌اند. اینجا مسئله، تنها یک صدای ضعیف و نابالغ نیست؛ پای «حق الناس» در میان است: حق زائرانی که شایسته‌ترین نواها را طلب دارند، نه نام‌پرستیِ هیئتی را. این تریبون، آن هم در آن زمان و به‌خصوص در آن مکان، محفلی برای آزمونِ هنر نیست؛ بَل حریمی است که امانتدارش باید وجدان داشته باشد، نه صرفاً نسب... ✍️ امیر ابوالفتحی 🆔 @Moftaker