eitaa logo
مفتکر
100 دنبال‌کننده
67 عکس
16 ویدیو
1 فایل
مُفْتَکِرِ تواَم چنان، کز هم خلق غافلم... @AmirAbolfathi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔖معمای «پلاکِ خالی» و کیمیای رهبری 🔸فرض کنید سارقانی، موتور، لاستیک‌ها و درهای خودرویی را به یغما ببرند و صبح فردا، مالک خودرو به همان بدنه و شاسیِ لخت اشاره کند و با غرور بگوید: «ببینید! دزدها هر کاری کردند، نتوانستند نام ماشینم را از بین ببرند!» ما قطعاً به این بلاهت می‌خندیم؛ اما دهه‌هاست همین طنزِ تلخ را با زرورقِ حماسه به خوردِ ما داده و در تریبون‌ها می‌گویند: «در طول تاریخ، بارها خواستند نام ایران را از روی نقشه پاک کنند، اما نتوانستند!» نگاهِ تحلیلی اما می‌گوید این ادعای پرطمطراق خیلی هم افتخاری ندارد؛ چرا که ماهیت یک کشور (درست مثل یک خودرو) به حفظ «اجزا و پیکره» آن است، نه صرفاً به یدک کشیدنِ یک پلاکِ خالی. 🔹تاریخِ تلخِ ما به‌ویژه در دو قرن گذشته، دقیقاً روایتِ همین «نام و پلاکِ خالی» شده است. از خوشِ حادثه، ایرانِ ما در یکی از طلایی‌ترین نقاط جهان واقع شده است؛ کشوری چهاربَر، مسلط بر تنگۀ کلیدیِ هرمز و سرشار از منابع غنی که طبیعتاً همواره چشم طمعِ دزدان بین‌المللی را به خود دوخته است. در دورانی، همین سارقانِ جهانی، دقیقاً همین بلا را سر نقشه ایران آوردند. درست است که «نامِ» ایران ماند؛ اما لاستیک‌های این خودرویِ ارزشمند در قفقاز باز شد، درهای شرقی‌اش در هرات به سرقت رفت و چراغ‌های جنوبی‌اش در بحرین خاموش شد. در آن روزگار که کشور زیر یوغ استعمار کهنه و نو بود، توده‌های مردم مانند موتورِ خاموشِ یک ماشین بودند؛ پتانسیل‌ها وجود داشت، اما رهبری بیدارگری که فرمان این خودرو را به دست بگیرد، غایب بود. 🔸نقطه عطف این تاریخِ تکه‌پاره شده، در بزنگاهی رقم خورد که یک «انقلاب انفسی» در جانِ جامعه دمیده شد. ظهور انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی (ره)، دقیقاً همان نقش را ایفا کرد؛ شجاعت و هویتِ فراموش‌شده را به یاد ملت آورد. اینجا بود که زمین بازی عوض شد و آن پیکرۀ آسیب‌پذیر، به دژی نفوذناپذیر تبدیل گشت. در همین بسترِ جدید بود که چمران‌ها، باکری‌ها، آوینی‌ها، سلیمانی‌ها، تنگسیری‌ها و طهرانی‌مقدم‌ها متولد شدند تا بازی قدرت را از نو بچینند؛ آن‌ها پیش از انقلاب نیز در همین باغ نفس می‌کشیدند، اما باغبانِ وقت ز خزان کاملاً بی‌خبر بود. 🔹با درک این سیر تاریخی، باید بدون لکنت و خجالت از حاکمیتی یاد کرد که برخلافِ برخی حاکمان گذشته، «نام ایران» را نه به عنوان یک پلاکِ لخت، بلکه در پیوندِ ناگسستنی با تمام «اجزا و پیکره‌اش» حفظ کرد. باید از اقتداری سخن گفت که در طول این نیم‌قرن و در کشاکشِ بحران‌هایی به سهمگینیِ سه جنگ جهانی مینیاتوری، اجازه نداد حتی یک بند انگشت از این جغرافیا کسر شود و این‌گونه هم اسم ایران را نگه داشتند و هم رسم آن را... 🔸برای درک عمیق‌تر این دستاورد، کافی است اتفاقات سهمگینِ «پنجاه روز اخیر» را در ذهن مرور کنید و فرض کنید اگر یک‌چندم آن، پنجاه سال پیش رخ می‌داد. چه می‌شد؟ با قاطعیت و بر اساس همان فرمولِ گذشته می‌توان گفت که امروز استان‌های نفت‌خیز جنوب و استان‌‌های غربی، عروس استعمار می‌شدند. همان‌طور که بحرین را با یک اشاره شوهر دادند! و آن‌وقت در حالی که تنها چند استان مرکزی و کویریِ باقی‌مانده بود؛ شاید باز هم می‌گفتیم: «ببینید! علی‌رغم همه تهدیدها و تجزیه کشور، نام ایران کماکان حفظ شده است!» 🆔 @Moftaker
رسید از راه، شاهی غرقِ در وهم یه پیرکودک، کمی تعطیل و بی‌فهم! اگرچه سن و سالش رفته بالا ولی در مهدکودک مانده حالا توهم دارد او تاجش به سر هست گمان کرده که شاهِ بوم و بر هست! ولی در جمعِ ما، بی تاج و کرسی لقب دارد جنابِ «سسِ خرسی» یه روزی در خیابان، شاه، مغرور قدم می‌زد میانِ هالهٔ نور یکی در اعتراض، آنجا شعار داد به روی تاجِ فرضی، سس نثار داد! چکید آن سس به روی سسِ خرسی به هم ریخت آن توهم‌های ارثی به سُسْ‌خرسی، سسِ خرسی روان شد عیارِ پادشاهِ ما عیان شد کجا رفت آن شکوه و ژستِ شاهی؟ تویی و سس، توهم، با تباهی! حالا پیرکودکِ کم‌عقلِ قصه شده غرقِ سس و اوهام و غُصه 🆔 @Moftaker
❇️ حدیثِ تلخ از پیامدهای جاری جنگ تحمیلی، واقعیتِ خشنِ اقتصاد به جهت تخریب زیرساخت‌ها، کمبود برخی مواد اولیه و اختلال در چرخه تولید است. در این میان، مواردی را که مربوط به خودِ جنگ و پیامدهای آن است، باید تا جایی که ضرورت دارد با شفافیت بیان کنیم. اگر ما پیش‌دستی نکنیم و ابعاد این خسارت‌ها را نگوییم، مردم در کف بازار با شوک آن روبه‌رو خواهند شد و اعتمادشان فرو می‌ریزد. تنها راه، عملِ صریح به دستور معصوم علیه‌السلام است: «قُلِ الْحَقَّ وَ إِنْ كَانَ مُرّاً» (حق را بگو، حتی اگر تلخ باشد). بیان پیش‌دستانهٔ این حقایقِ تلخ، واکسنی است که جامعه را برای تحمل روزهای بازسازی آماده می‌کند. پنهان کردن و نگفتن این مسائل، فقط به فروپاشیِ اعتماد عمومی می‌انجامد. باید پیش از آنکه واقعیتْ خودش را با بی‌رحمی تحمیل کند، صریح و بی‌پرده با مردم سخن بگوییم: «زان حدیثِ تلخ می‌گویم تو را تا ز تلخی‌ها فروشویم تو را» این صراحت، ولو گزنده، توقعات کاذب را می‌شوید و جامعه را از تماشاچیانی بهت‌زده و احیاناً معترض، به شرکایی آگاه و پای‌کار برای تحمل سختی‌ها تبدیل می‌کند. 🆔 @Moftaker
شیفتگیِ بی‌حد به دنیا، طنابِ اسارتِ انسان است؛ چرا که ترسِ مداوم از دست دادن، آدمی را به بندِ اضطراب می‌کشد و او را برای حفظ منافعش، به کرنش، محافظه‌کاری و باج‌دهی در برابر دیگران وامی‌دارد. در این مسیر، آزادی و اصالتِ درونیِ فرد فدای زرق‌وبرق‌ها می‌شود و او از یک انسانِ رها، به اسیری وابسته و طمع‌کار تنزل می‌یابد که این اسارتِ خودخواسته، همان معنای عینیِ «خواری» است. 🆔 @Moftaker
به لطف هوش‌ مصنوعی، نویسندۀ خوارمایه (بخوانید اُپراتور)، ایده‌ها و نظرات سطحیِ خود را تبدیل به پرامپت می‌کند و ماشین هم، آن را در زَروَرقی از واژگان می‌پیچد. وقتی کاربر خروجی را می‌خواند، دچار یک ارگاسمِ کاذبِ فکری می‌شود: «آه! من چقدر عمیق و باسواد بودم؛ خودم هم نمی‌دونستم!» 🆔 @Moftaker
امارات ای نمادِ اوجِ پستی تو خائن بودی و پیمان شکستی تو خود را شیر می‌خوانی به لافی ولی موشی، درونِ یک شکافی سراپایت زبونی، روسیاهی گرفتارِ دورویی و تباهی تو باشی لکهٔ ننگِ زمانه به صهیون داده‌ای، پشت و اعانه چو فرمود آن امامِ پاک و آگاه شهیدِ راهِ حق، خورشیدِ این راه: «خیانت‌های تو دیری نپاید به زودی بختِ شومت سر بیاید ولی این لکهٔ ننگت بماند جهان، نام تو را خائن بخواند» کنون گاهِ تحقق گشت، ای دون! صبوری کن که صبح آمد ز گردون 🆔 @Moftaker
❇️ مجازات بی‌درنگ و علنی راهزنان معیشت برای خشکاندن ریشه فساد اقتصادی و کوتاه کردن دست راهزنان معیشت، نیازمند بازگشت قاطعانه به سیره امیرالمؤمنین علیه السلام هستیم؛ رویکردی که در آن نظارت مستقیم با تازیانه عدالت باید بار دیگر و با همان صلابت پیشین بر پیکر محتکران و گران‌فروشان فرود آید (فَيَطُوفُ فِي أَسْوَاقِ الْكُوفَةِ مَعَهُ دِرَّتُهُ). امروز که در شرایط جنگی و فشارهای سنگین اقتصادی قرار داریم و برای حفظ تاب‌آوری ملی، بیش از هر زمان دیگری به پشتیبانی و اعتماد مردم نیازمندیم، صیانت از سُفره جامعه با گرفتاری در هزارتوی روندهای فرسایشی اطاله دادرسی و در پَستوها تأمین نمی‌شود، بلکه نیازمند اجرای بی‌درنگ و «در لحظه» عدالت است. مفسدی (از مغازه‌دار گرفته تا خودروساز) که بی‌باکانه در این تنگناها حیات اقتصادی جامعه را به گروگان گرفته و به حقوق عموم جامعه لطمه می‌زند (غَبْنٌ عَلَى الْعَامَّةِ)، باید بدون کمترین تأخیر، در همان بازار و در انظار عمومی مجازات شود؛ تا هم با بی‌آبرو شدن علنی و گرداندن میان مردم (طُفْ بِهِ الْأَسْوَاقَ) هیمنه پوشالی‌اش فرو بریزد (إِذَا قَرَأْتَ كِتَابِي فَنَحِّ ابْنَ هَرْمَةَ...)؛ از طرفی این سرعت و قاطعیت در برخورد، مرهمی بر روان آسیب‌دیده مردم و درس عبرتی کوبنده برای سایر سودجویان احتمالی است. پیشنهاد می‌شود که شب‌ها و در همین تجمعات شبانه مردمی، با تازیانه بر گُردۀ این گروه‌‌های سودجو زده شود؛ اینطور بر شمار حاضرین در تجمعات هم افزوده خواهد شد و شعار و ترجیع‌بند «بزن که خوب می‌زنی» هم معنای نو و مضاعفی پیدا خواهد کرد. 🆔 @Moftaker
شما ای شغالانِ مُردارخوار فراری ز میدانِ این کارزار چه دانید از خشمِ طوفانی‌ام؟ ز شمشیرِ بُرّانِ ایرانی‌ام؟ شما موریانید و ما حیدریم به یک حمله بنیادِتان می‌دَریم بترسید از تیغِ ایرانیان سپاهِ علی، لشکرِ شیعیان چو روباهِ لنگید در رزمگاه ندارید جز ترس و وحشت پناه حقیر و زبونید و بی‌ریشه‌اید چو خفاشِ شب‌کورِ در بیشه‌اید بیایید اگر مردِ رزمید و جنگ که کوبیم سرِ دشمنان را به سنگ به نامِ اباالفضلِ صاحب‌علم کنیم دستِ این خصمِ دون را قلم بترسید از تیغِ ایرانیان سپاهِ علی، لشکرِ شیعیان 🆔 @Moftaker
شغل‌تان مَته به اعصابِ خلایق زدن است مردِ میدان چو نبودید، دگر زِر نزنید 🆔 @Moftaker