''حصار''
-
حفره ای پُر از خون وسط سینه ی من
مهرت افتاد به قلبم ، ضربان شکل گرفت 🫀:)
•روزها با فکر او دیوانه ام ، شب بیشتر ،
هر دو دلتنگ همیم ، اما من اغلب بیشتر . .🤦🏽🌱◟ 🫀 -
''حصار''
𓂃˖˳·˖ ִֶָ ⋆𑁍⋆ ִֶָ˖·˳˖𓂃 ִֶָ
از لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم . .
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من !