اگه بدونید که حرفاتون ممکنه یه
نفر رو تا صبح بیدار نگه داره ،
دیگه هرچیزی رو به زبون
نمیاوردید :))🌱
میگه که با دختری ازدواج کن
که به جای عدد سکه های مهرش
ایمان تورو به فک و فامیل نشون بده و پُز بده(:
.•
روزی اگر دختری داشته باشم،
اجازه میدهم موهایش را بلند کند و بریزدشان روی شانههایش
آنقدر در بغل میگیرمش
و نوازش میکنم دستها و شانههایش را
که دلش هرگز هوای آغوش هر غریبهای را نداشته باشد.
شانهای از بلور میخرم برایش
و تار به تار گیسوانش را میبافم
تا دلش نگیرد از بیمحلی آدمهای یخزده . .
یک روز صدایش میزنم "رها"
تا بداند دلش فقط باید برای خودش باشد،
برای خودش شور بزند.
روز دیگر "نسترن و نرگس"
تا بداند با یک گل هم بهار میشود،
تا زمستان راهِ قلبش را پیدا نکند.
یک روز "گندم" میخوانمش تا بداند برکت خانه است و اگر برود
همهی اشتیاق مرا با خودش میبرد.
یک روز "سحر" میشود
تا یاد بگیرد پایان تمام شبها را در خودش بیابد نه در دستان دیگران . .
یک روز
"الهه و صنم" میخوانمش
تا همیشه بداند پرستیدنیست.
یک روز "خورشید" است و یک شب "مهتاب"
نیمهشب "افسانه" است و دست نیافتنی.
صبح هم "عسل" جان میخوانمش تا با شنیدن این اسم از دهان آنکه قدرش را نمیداند
دست و پایش را گم نکند.
پائیز که شد
صدا میزنمش "باران"
و حتما میبرمش روی برگهای زرد و نارنجی
که راه برود و ذوق کند از لحظه به لحظهی زنده بودنهایش . .
آنقدر میخوانمش "بانو جان و خاتون جان"
که باور کند دختر بودن، چقدر شیرین است،
اگر دوست داشتن خودت را بیشتر از همهی دنیا بلد شده باشی.
تمام داستانهای هزار و یک شب را برایش میخوانم
تا یادش بماند شهرزاد قصهگو بودن خوب است اما فقط برای پادشاهی که دروازهی سرزمین دلش را، فقط برای همین یک شهربانو گشوده باشد.
روزی اگر دختری داشته باشم،
حتما به او خواهم گفت که تا آدمش را پیدا نکرده، قدر بهشت خانهاش را بداند.
حوا شدن این روزها
تقاص عجیبی دارد . .
آری
من دخترم را "رها" صدا میزنم . .
[آزادهرمضانی]
یه خاصیت فضای مجازی اینه که بعد از مدتی ، ما رو به سمت گدایی توجه می بره
و حاضر می شیم برای جلب توجه همه ،هر کاری کنیم ،
به جز توجهِ خدا //: