اونروز دوتا عاشق و دیدم که عجیب کنار هم خوشحال بودن ، میخندیدن ، حرف میزدن و کنارهم راه میرفتن .... بعد با خودم گفتم که یه سریا چطور میتونن بگن شیرینی عشق به نرسیدنشه؟
جلو رو کسی وایمیسی که هیچ جوره نمیتونی دروغ بندازی تو دامنش...
عاشقته ها ، اصلا تو از خودشی
ولی تو دیگه پلی پشت سرت نذاشتی!
همه رو شکوندی
اولین نفرم به خودم میگم:
سَمیح🕊
جلو رو کسی وایمیسی که هیچ جوره نمیتونی دروغ بندازی تو دامنش... عاشقته ها ، اصلا تو از خودشی ولی تو
+هیییییی
فلانییییی
عاقبتت رو به چییییی فروختییییی؟!
یه مشت خوشی زود گذر
دروغ
غیبت
ناشکری
بیخدایی...
+حسینم ، چشم و دل و امیدم فقط به خودته!
شب اول قبر
کیه که به دادمون برسه؟!
به قول حاج مهدی
+از همه بدتر اونجاشه که خدا برمیگرده میگه ببرینش ، نمیخوام صداش رو بشنوم:)
اونجاست که حتی حسینم دیگه دوست نداره!
امان
امان
امان
+شب اول قبر ؛ حسین نباشه؟!
چه خاکی بریزم تو سرم؟!
تنهامون نذاری ارباب:)))