نوشته ما پسرا بعضی وقت ها
واسه این نمیاییم جلو که میدونیم
شانِ طرف مقابلمون یه ماشینِ آبرومنده
تو پرانتز ذکر کرده غیر ایرانی و چینی!!
یعنی اشاره کرده اگر وارد رابطه نمیشیم
بخاطرِ نداشتنِ پوله ...
نه عزیزِ من شما مشکلت
نداشتنِ یک چیزِ با ارزشی به نامِ عقله!!!!
که داری معیارها و فانتزی های مزخرفت رو
واردِ ذهنِ جوونایِ مردم میکنی!!!!
اگر اون آدم میتونه بدونِ تو زندگی کنه تو چرا نتونی؟!
اگر اون آدم میتونه بی تفاوت باشه، تو چرا نتونی؟!
اگر اون آدم میتونه به تو فکر نکنه تو چرا نتونی؟!
تو هم میتونی باید بتونی...!
شب جمعس..
یاد اون وقتی افتادم که 6 سالم بود
شب جمعه ای قرار بود بریم هیئت
موقع رفتن دست مامانم و ول کردم
تو خیابون شروع کردم بدو بدو..
بد جوری زمین خوردم :)
از زانوم خون میومد شلوارم زخمی شد..
مامانم گفت با این وضعیت دیگه نمیتونیم بریم
باید برگردیم ..
این و که گفت گریم بیشتر شد
یجوری گریه کردم که مجبور شد با همون
شلوار پاره و زانوی خونی ببرتم..
هیئت سید جواد مقدم بود
تو بغل مامانم خوابم برده بود
بیدار که شدم دیدم همه جا تاریکه
سید جواد داشت شور میخوند و بلندگو نویز
شدید داشت که باعث ترسم شد ..
شروع کردم گریه کردن، یه خانمی اومد کنارم
یدونه شیر کاکائو از کیفش درآورد داد بهم
هنوزم مزش یادمه :))
تا اون موقع شیر کاکائو دوس نداشتم..
ولی اون لحظه انقد تشنم بود که نفهمیدم
کیِ تمومش کردم(:
ـ بمانـد به یادگـار🚶🏻♂
کاش الانم به جای دلامون..
زانوهامون زخمی بود اباعبدالله :)
تو روضه از حال میریم ده نفر دورمون و میگیرن
برامون آب میارن..
تو که نمیزاری ما طوریمون بشه؛
حتی تو گودالم که بودی نزاشتی هرزه هایی که
دست خالی اومده بودن دست خالی برگردن :)
میخوام مژه بشم از چشمات محافظت کنم .
میخوام دنده بشم از قلبت محافظت کنم .
میخوام، مرد بشم از احساساتت مراقبت کنم : )
9182677232.mp3
زمان:
حجم:
1.3M
کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود
کاش دلم پیش کسی غیر خداوند نبود
آتشی بودی و هر وقت تو را میدیدم
مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود
مثل یک غنچه که از چیده شدن میترسید
خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود
هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم
کم نشد فاصله ؛ تقصیر تو هر چند نبود
شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول
بین این دو چه کنم نقطه ی پیوند نبود
مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت
جای آنها که به دنبال تو بودند نبود
بعد از آن هر که تو را دید رقیبم شد و بعد
اتفاقی که رقم خورد ، خوشایند نبود
آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته!
کاش نقاش تو این قدر ، هنرمند نبود
به قلم : کاظم بهمنی
میگفت:
بزرگترین مشکل تو ارتباطاتمون اینه که گوش نمیدیم که بفهمیم!
گوش میدیم تا جواب بدیم...