امروز خبری خواندم که تلخ بود. دنیا دارد عوض میشود، و بعضی شبها سنگینتر از همیشهاند.
اما امروز یک چیزِ دیگری هم هست که نمیگذارم زیر سایهی این خبرها گم شود: تولدت.
شهریور که میرسد، بوی خندههایت را دارد. همان ماهی که آمدی و دنیا را کمی قابلتحملتر کردی. امسال هم مثل همیشه، شبهای بیخواب و چایهای سردشده و پنجرههایی که به هیچجا باز نمیشوند، شاهدند که هنوز همان آدم قبلیام. اما یک چیز عوض شده: تو را دارم. و همین کافی است که شهریور برایم رنگ دیگری بگیرد.
میدانی، روزهایی مثل امروز آدم یاد میگیرد که بعضی چیزها را نباید به فردا سپرد. بعضی آدمها را نباید برای «یک روز دیگر» گذاشت. بعضی حرفها را باید همین امشب نوشت، همان لحظه که دلت میگوید.
تو یکی از آن آدمهایی هستی که نباید برای فردا گذاشت.
از آن رفیقهایی که مثل لپتاپ میمانند؛ همیشه همراه، همیشه در دسترس، و وقتی همهچیز خراب میشود، اولین کسی که میدانم میتوانم رویش حساب کنم ⚡
امسال سال سختی بود. خبرها تلخ بودند، بعضی شبها بیخواب، و بعضی روزها فقط با زور گذشتند. اما زندهام. و تو هستی. و این خودش یک پیروزی است.
تولدت مبارک رفیق. امیدوارم این سال پر باشد از موفقیت، خندههای از ته دل، و کلی خاطرهی جدید که بشینیم بهشان بخندیم. فقط یادت باشه همیشه یک رفیق داری که هر ساعت از شبانه روز، حتی وقتی شارژت تموم شده، حواسش بهت هست 🥳🎈
#رویانوشت
سوال شبونه:
اگه میتونستی به خودِ ۵ سال پیشت یه پیام بدی، چی مینوشتی؟
جوابت رو برام بنویس. 👇
#شب_نوشت
بعضی آدمها میرن،
ولی جای خالیشون تا همیشه روی تخت کنار دستت میمونه.
امشب فقط یه چای دم کردم و بهت فکر کردم.
#دلتنگی
تنها راه نجات؟ گریه در آغوش پتو!
جدی امتحان کن، جواب میده. 🥲
#شب_های_بی_خوابی
تو همون آدمی هستی که وقتی میاد،
بوی بارون و چای داره.
و وقتی میره، بوی تنهایی.
#عاشقانه_های_شبانه