eitaa logo
رویای نیمه شب:)
84 دنبال‌کننده
8 عکس
2 ویدیو
0 فایل
«همهٔ حقیقت‌هایی که در سکوتِ شب، میانِ نفس‌های دیروز و فردا زندانی شدند؛ اینجا، قابی است برای رها شدنشان.» کپی: اشکالی ندارد رفیق اگه خوشت آمد کپی کن:)
مشاهده در ایتا
دانلود
نیمه‌شب، در میان کتاب‌ها... ورق زدم، تا به جمله‌ای رسیدم که انگار سال‌ها بود منتظر من بود: «تنهایی، آغاز آشنایی با خویشتن است.» کتاب را بستم، اما آن جمله را با خودم به فردا بردم.
امشب، احساس رهایی... رها کن، تمام آنچه را که سنگین‌تر از شب است. رها کن، خاطراتی را که دیگر رنگ ماه را ندارند. نیمه‌شب، بهترین زمان برای سبک شدن است... 🍃
00:00
نیمه‌شب، در خیابان‌های خلوت... تنها صدای قدم‌هایم بود که با نگاه کردن به ماه، آرام‌تر می‌شد. فکر کردم، شاید ماه هم مثل من، یک مسافر بی‌مقصد باشد.
نیمه‌شب‌ها، کلمات معنی‌شان را عوض می‌کنند... کلمات، مثل ماه، برای همه یک‌سانند؛ اما نگاهِ من به تو، مثل نگاهِ ماه به زمین، فقط برای خودش است. اگر کلمه‌ای برایت آشناست، از هر زبانی که می‌خواهد بگذرد، بگذار برود... من دیگر دنبالِ کلمات نیستم؛ من دنبالِ همان سکوتی هستم که تو در میانِ کلماتت پنهان کرده‌ای. فرقِ من با دیگران، در نامیدنِ تو نیست؛ در حس کردنِ توست... در آن لحظه‌ای که کلمات تمام می‌شوند و «سکوت» حرف می‌زند. من می‌خواهم خودِ واقعیِ تو را پیدا کنم؛ آن جایی که هیچ‌کس نرفته، جایی که حتی خودت هم کلمات را گم کرده‌ای... و من، در آن سکوت، با تو خواهم ماند... 🌙