۱۵
من افتاده ام
وَ آتِ ذَا الْقُرْبِي حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلا تُبَذِّرْ تَبْذِيرا
حق قوم و خویش و فقیر و در راه مانده را ادا کن و در زندگی ابداً ریخت و پاش نکن
(اسراء آیه ۲۶)
روستای ملک بابو، آخرین روستای اطراف بردسکن درحاشیه کویر است که بیشتر اهالی در کار دامداری و شتر چرانی بودند.
انقلاب اسلامی پیروز شد. دو سه سال بعد، بچه های جهاد، برای آن روستا، برای اولین بار حمام ساختند!
در این روستا جوانی بود به نام مصطفی که همه او را به ادب و محبتش به پدر و مادر و نزدیکان میشناختند. او تا می توانست به دیگران کمک می کرد و گره از کار آنها باز می نمود.
تمام نوجوانان روستا، مصطفی را الگوی خود می دانستند،
از بس این پسر اهل محبت به خانواده و نزدیکان بود. او به دستورات دینی عمل می کرد. و هیچگاه از او اسراف ندیدیم.
او مسائل دینی را از یک سید روحانی که ماه محرم و ماه رمضان به روستا می آمد آموخته بود و به آنها عمل می کرد.
پدرش نمی توانست گله را به صحرا ببرد، مصطفی صبح زود با گله میرفت و غروبها برمی گشت مصطفی که از جوانان ساده دل روستا بود یک روز سراغ بچه های جهاد آمد
و پرسید: یک سوالی دارم. الان توی کشور ایران چه خبره؟ گفتند: یعنی چی؟ گفت: من چند شبه خواب عجیبی میبینم، حضرت زهرا اینا به من می گویند بیا فرزندم را یاری کن.
من فکر میکنم باید بجنگم و فرزند حضرت را یاری کنم.
صفحه۶۳🔼
ادامه دارد🔽
🖇📜@MosbatQoran
بچه های جهاد با تعجب گفتند: مگه خبر نداری توی کشور چه خبره؟
فقط خبر داریم که شاه از ایران رفته و امام آمده و انقلاب شده
از وقتی هم که بزرگ شدم نماز اول وقت میخوانم و سعی میکنم گناه نکنم و پدر و مادر از من راضی باشند و به دیگران کمک کنم. حالا به من می گویید تعبیر خواب من چیه؟
بچه های جهاد به همدیگر نگاه کردند و جلو آمدند و گفتند: الان چند ماهه که صدام به ایران حمله کرده و جنگ شده، یعنی تو خبر نداری؟ گفت: جنگ؟! نه والا، حالا باید چه جوری برم جنگ؟!
با ادب برای پدر ماجرا را گفت و اجازه خواست که صبح فردا حرکت کند.
پدر گفت: نمی شه، من جز تو کسی رو ندارم. کی این گله رو ببره صحرا؟ مصطفی با ادب گفت: چشم بابا،نمیرم. اما شما میتونی فردای قیامت جواب دختر پیغمبر رو بدی؟
وقتی حرف از حضرت زهرا شد، پدر ساکت شد و گفت برو پسرم. مصطفی وسایلش را برداشت و راهی سپاه برداسکن و سپس عازمپادگان آموزشی شد. او سپس به صورت بسیجی عازم جبهه شد.
فروردین ۱۳۶۲ برای آخرین بار با خانواده خداحافظی کرد و راهی منطقه فکه شد. عملیات والفجرا آخرین حضور او در دنیا بود.
اصابت ترکش به سرش او را به جمع خوبان ملحق کرد.
آن شب به خواب یکی از بستگانش آمد و گفت: وقتی ترکش به سرم خورد نگران پدر و مادرم بودم٠ خانم محجبه ای بالای سرم آمد و گفت: از امروز من مادر تو هستم نگران پدر و مادرت نباش خدا به آنها صبر می دهد.
پیکرش تشییع شد و به عنوان تنها شهید روستا، در ملک بابو به سپرده شد. چند سال ،بعد ،خشکسالی، باعث شد که اهالی به دیگر روستاها مهاجرت کنند.
صفحه ۶۴🔼
ادامه دارد🔽
🖇📜@MosbatQoran
پدر و مادر و خانواده او نیز به روستایی در ده کیلومتری رفتند و گرد غربت بر کل روستا نشست. منطقه کویری بود و بادهای شدید می وزید.
هربار که به مزار مصطفی میرفتند یک وجب خاک روی سنگ مزارش بود. همه می گفتند: مصطفی دیگر از یادها رفته حیف شدو...
اما خدا چیز دیگری می خواست! این الگوی ادب و دین داری نباید گمنام بماند. سالها گذشت تا اینکه... یکبار اهالی متوجه شدند، خانواده ای ناآشنا،به سر مزار مصطفی آمده اند! سراغ آنها رفتند. می گفتند مریض بدحالی داشتیم. توسل به حضرت زهرا علیهالسلام...
مریض خواب می بیند که جوانی به او می گوید بیا تا تو را شفا بدهم.نامش را می پرسد می گوید مصطفی افتاده هستم.
فردا پرس و جو می کنند و میفهمند شهیدی به این نام در جنوب خراسان دفن شده و... مدتی بعد شخص دیگری از مسیری دورتر آمده بود. او نیز مطلبی همین گونه میگفت. چیزی نگذشت که کرامات فراوانی نقل شد و مزار شهید افتاده، باب حاجات مردم شد.
الان چند سال است که روزهای عاشورا و اربعین، مردم از روستاهای مجاور از چند جهت پیاده به سوی مزار مصطفی می آیند و مراسم عزاداری را در جوار او برگزار می کنند.
مصطفی مصداق کلام امام عزیز ما شد که فرمودند: ...و این تربت شهدا تا ابد دارالشفا خواهد بود. مزار شهید توسط همین افراد به صورتی زیبا مسقف و آماده شده و در بیشتر روزها و مناسبت ها، مردم از زائران مصطفی پذیرایی میکنند.
نام: مصطفی
نام خانوادگی: افتاده
تاریخ تولد: ۱۳۴۴
تاریخ شهادت: ۱۳۶۲
مکان شهادت: فکه شرهانی
مزار: روستای ملک بابو، برداسکن
صفحه۶۵🔼
پایان
🖇📜@MosbatQoran
🌸🌸🌸🍀🍀🌸🌸🌸
حالا دیگه نوبت مسابقهس!
که همین امشب هم برنده رو اعلام میکنیم😃🤩
منبعشو بخونید😎
لینک شرکت در مسابقه:👇🏻
https://survey.porsline.ir/s/aG1lnbpK
#مسابقهحفظومفاهیم
🖇📜@MosbatQoran
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پادکست تصویری آیه ۲۶ سوره اسراء توسط سرکار خانم فضه سادات حسینی 🎥
وَءَاتِ ذَا ٱلْقُرْبَىٰ حَقَّهُۥ وَٱلْمِسْكِينَ وَٱبْنَ ٱلسَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا🌱
#زندگی_با_آیه_ها
#پادکست
🖇📜@MosbatQoran
مثبت قرآن
🌸🌸🌸🍀🍀🌸🌸🌸 حالا دیگه نوبت مسابقهس! که همین امشب هم برنده رو اعلام میکنیم😃🤩 منبعشو بخونید😎 لینک شرک
💡✍🏻🎁
🎉🎊برندهی مسابقهی امشب:
✅خانم اکرم مختاری
مبارکشون باشه😍
🦋سوره مبارکه إسراء/آیه ٢۶
🌸وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا ﴿٢٦﴾
✨حقّ قوم و خویش و فقیر و در راه مانده را أدا کن و در زندگی ابداً ریخت و پاش نکن.
🖇📜@MosbatQoran
Parhizkar017026.mp3
زمان:
حجم:
87K
✨استاد پرهیزگار
🌻سوره مبارکه إسراء/آیه ٢۶
🖇📜@MosbatQoran
•┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
5⃣1⃣آیه پانزدهم:
💥حق، دادنی است!
پیام ها:
1)نه تنها قوم و خویش بلکه نیازمندان و در راه ماندگان نیز حقی بر گردن ما دارند، این یعنی دعوت به مهربانی و مسئولیت پذیری.
2)خداوند در این آیه از اسراف و تبذیر(بخشیدن بیش از حد) نهی میکند.
3)بی توجهی به این حقوق شکاف طبقاتی رو افزایش می دهد و تفرقه جای همدلی را می گیرد.
4)خداوند در این آیه از اسراف و تبذیر نهی می کند.
🍃تبذیر یعنی:انسان اموال خود را به صورت غیر منطقى و ریخت و پاش خرج کند.
🖇📜@MosbatQoran
•┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
✋🏻عهدمان با آیه
🎀حقّ خویشاوندان، نیازمندان و در راه ماندگان را أدا کنیم و از اسراف بپرهیزیم.
💪🏻عمل به آیه
🎀 به جای خریدهای غیرضروری یا مصرف گرایی، بخشی از هزینه هایمان را برای نیازمندان صرف کنیم.
🎀در سفر آماده کمک رسانی به در راه ماندگان باشیم.
📜@MosbatQoran