مرتضی قرهباغی|تربیت کودک و نوجوان|روانشناس
. «بفرما» 🤗، «بشین» 🙂، «بتمرگ» 😠 همه یک معنی دارند، اما اولی دعوته 🌿 دومی درخواسته 🙏 سومی تحقیر 💔 🔸
روز چهارم درباره لحن نامناسب باهم گفتگو کردیم
🔸 بچهها کلمات ما رو یادشون میره؛ اما لحن ما رو توی قلبشون ذخیره میکنن.
لحن، مثل چکش میتونه خرد کنه
یا مثل یک پتوی گرم، بچه رو امن کنه.
.
مرتضی قرهباغی|تربیت کودک و نوجوان|روانشناس
. 🔻چند بار باید بگم؟ مگه نمیشنوی؟! چرا نمیفهمی؟! 🔻صدبار بهت گفتم … تو اما انگار نه انگار! اگر ج
.
در ادامه یاد گرفتیم...
وقتی زیاد تکرار میکنیم، مغز کودک پیام رو «بیاهمیت» ثبت میکنه و حذفش میکنه.
به همین دلیل ما حس میکنیم «این بچه حرف حالیش نیست»
اما مشکل از شدت تکراره نه رفتار کودک.
.
مرتضی قرهباغی|تربیت کودک و نوجوان|روانشناس
. 🔸«مامان من از کجا اومدم؟» 🔸«بابا چرا بدن دختر و پسر فرق داره؟» 🔸«ادم چهجوری بچه دار میشه؟» 🔸«د
وقتی شما جواب نمیدین، بچه مجبور میشه از جایی جواب بگیره که “هیچ نظارتی” روش ندارین.
و معمولاً این جاها
یا دوستای ناآگاهن
یا فضای مجازی بیرحم.
.
مرتضی قرهباغی|تربیت کودک و نوجوان|روانشناس
. 🔸 بله بچهها یاد میگیرن… ولی به جای ما از اینترنت… دوستها… شبکههای اجتماعی… یاد میگیرن.❌ اگه
آموزش ندادن با این باور که “خودش یاد میگیره”
.
🔸 بله… بچهها خیلی چیزها رو خودشان یاد میگیرند.
اما هیچکس به بچه توی اینترنت یاد نمیده:
مرز کجاست؟
خطر چیه؟
حریم بدن یعنی چی؟
یا چطور از خودش محافظت کنه.
❌این بخش «وظیفهی ماست»
و اگر ما انجامش ندیم، کسی انجامش نمیده.
.
.
این مرور فقط یک جمعبندی نیست…
این یک یادآوریه که:
✨ ما تنها کسانی هستیم که میتونیم آیندهٔ عاطفی بچههامون رو بسازیم.
✨ هیچکس جای ما رو در تربیت نمیگیره.
✨ و تغییر… دقیقاً از همین آگاهیهای کوچک شروع میشه.🌱
.
.
🔹یک هفته کنار هم نشستیم و دربارهٔ اشتباههایی حرف زدیم که شاید سالهاست از کنارشان رد میشدیم…
اشتباههایی که معمولاً از نیت بد نیست
از خستگیه، از ندانستنه، از تنها بودنه.
و گفتیم:
اشتباه امروز ما..زخم فردای فرزند ماست💔
🔹 این هفت روز قرار بود چشمهامون رو باز کنه.
اما از امروز…
وقتشه خودمون هم وارد کار بشیم💥
و حالا میخوام شما رو وارد یک تجربه کاملاً جدید کنم:
چالش ۷روزه یک تغییر در تو ...هزار تغییر در فرزند🌱
.
.
.
بذار یک حقیقت رو همین اول باهم چک کنیم:
بیشتر ما قبل از اینکه والد بشیم، یک بچهی خیالی و ایدهآل توی ذهنمون ساخته بودیم.
بچهای که همیشه مودبه… همیشه منطقیه… همیشه حرفگوشکنه…
و در واقع هیچ شباهتی به این بچه ای که الان داریم نداره!😂
.
.
وقتی کودک واقعی وارد زندگی میشه — با گریههاش، کنجکاویهاش، بیحوصلگیهاش، مخالفتهاش،
وقتی نوجوان واقعی وارد میشه — با سوالهاش، استقلالطلبیهاش، جوگیریهاش، حساسیتهاش…
ما واقعیت رو با انتظار فانتزی میسنجیم
و نتیجهاش میشه:
❌ ناراحتی
❌ خشم
❌ ناامیدی
❌ احساس شکست
❌ و برخوردهای تند و غیرمنطقی
چون فکر میکنیم «این رفتار نباید وجود داشته باشه»
درحالیکه «این رفتار، بخشی طبیعی از رشد کودک/نوجوانه».
.
.
🔸 بچهای که وسط مهمونی بیقراره
🔸 نوجوانی که جواب سربالا میده
🔸 کودکی که ده بار یک چیز رو تکراری میپرسه
🔸 بچهای که گریه میکنه
🔸 نوجوانی که استقلال میخواد
🔸 و کودکی که بهمون “نه” میگه
اینها اشکال نیستن
اینها نشونههای رشدن.
.
.
هر وقت ذهنیت ما از بچهها غیرواقعی باشه،
رفتارهای طبیعیشون برای ما تبدیل میشه به بیاحترامی، شیطنت، لجبازی یا خرابکاری.
و اینجاست که برخوردهای ما شدیدتر میشه،
تحملمون کمتر،
بذار راحت برات بگم…
خیلی از ناراحتیها، خسته شدنها،
اون لحظههایی که احساس میکنیم «کم آوردم»،
اصلاً از رفتار بچهها نیست؛
از انتظاریه که توی ذهنمون ساختیم و با واقعیت نمیخونه.
وقتی فکر میکنیم:
🔸بچه نباید اینقدر شلوغ کنه
🔸نوجوان نباید اینطوری جواب بده
🔸بچه باید همیشه همراهی کنه
🔸نوجوان باید منطقی باشه.
.