.
بذار یک حقیقت رو همین اول باهم چک کنیم:
بیشتر ما قبل از اینکه والد بشیم، یک بچهی خیالی و ایدهآل توی ذهنمون ساخته بودیم.
بچهای که همیشه مودبه… همیشه منطقیه… همیشه حرفگوشکنه…
و در واقع هیچ شباهتی به این بچه ای که الان داریم نداره!😂
.
.
وقتی کودک واقعی وارد زندگی میشه — با گریههاش، کنجکاویهاش، بیحوصلگیهاش، مخالفتهاش،
وقتی نوجوان واقعی وارد میشه — با سوالهاش، استقلالطلبیهاش، جوگیریهاش، حساسیتهاش…
ما واقعیت رو با انتظار فانتزی میسنجیم
و نتیجهاش میشه:
❌ ناراحتی
❌ خشم
❌ ناامیدی
❌ احساس شکست
❌ و برخوردهای تند و غیرمنطقی
چون فکر میکنیم «این رفتار نباید وجود داشته باشه»
درحالیکه «این رفتار، بخشی طبیعی از رشد کودک/نوجوانه».
.
.
🔸 بچهای که وسط مهمونی بیقراره
🔸 نوجوانی که جواب سربالا میده
🔸 کودکی که ده بار یک چیز رو تکراری میپرسه
🔸 بچهای که گریه میکنه
🔸 نوجوانی که استقلال میخواد
🔸 و کودکی که بهمون “نه” میگه
اینها اشکال نیستن
اینها نشونههای رشدن.
.
.
هر وقت ذهنیت ما از بچهها غیرواقعی باشه،
رفتارهای طبیعیشون برای ما تبدیل میشه به بیاحترامی، شیطنت، لجبازی یا خرابکاری.
و اینجاست که برخوردهای ما شدیدتر میشه،
تحملمون کمتر،
بذار راحت برات بگم…
خیلی از ناراحتیها، خسته شدنها،
اون لحظههایی که احساس میکنیم «کم آوردم»،
اصلاً از رفتار بچهها نیست؛
از انتظاریه که توی ذهنمون ساختیم و با واقعیت نمیخونه.
وقتی فکر میکنیم:
🔸بچه نباید اینقدر شلوغ کنه
🔸نوجوان نباید اینطوری جواب بده
🔸بچه باید همیشه همراهی کنه
🔸نوجوان باید منطقی باشه.
.
.
در حالی که طبیعت بچهها و نوجوانها چیز دیگریه…
اینجاست که تناقض شکل میگیره.
و تناقض همیشه استرس میسازه.
ولی وقتی واقعیت رو به رسمیت میشناسیم —
وقتی میپذیریم که:
🔹 کودک حتماً هیجان زیاد داره
🔹 نوجوان حتماً استقلالطلبی میکنه
🔹 بچهها تکرار میپرسن
🔹 نوجوانها بالا و پایین خلق دارن
🔹 کودکها اشتباه میکنن
🔹 و هر دو گروه مدام در مسیر یادگیریاند.
.
.
اونوقت یک اتفاق خیلی قشنگ میافته:
🟦 تنش کمتر میشه،
درک بیشتر میشه،
و خونه امنتر میشه.✨
رفتار بچهها سبکتر دیده میشه،
حساسیتها کمتر،
و انرژی والدین ذخیرهتر.⚡
این یک تغییر ساده،
اما یک تغییر هزار اثره.🌱
چون وقتی ذهنیت اشتباه کنار میره،
نه فقط رفتار والدین آرامتر میشه…
بلکه رفتار بچهها هم خودبهخود بهتر میشه
چون فشار انتظارات غیرواقعی از بین میره.
.
امروز میخوام با هم این تغییر رو تمرین کنیم:
اینکه یک قدم از ذهنیت فاصله بگیریم
و یک قدم به واقعیت نزدیک بشیم.
قول میدم همین یک تغییر،
نتیجههایی به شما میده که سالها دنبالش بودید.
همینقدر ساده
همینقدر واقعی
همینقدر عمیق. ✨💛
.
.
🟩 وقتی ذهنیت اصلاح میشه، رفتار هم اصلاح میشه.
🟩 وقتی بفهمیم «کودک واقعی» چطور رشد میکنه،
نگاهمون نرمتر میشه،
صبورتر میشیم،
و رفتارهای سخت، دیگه سخت به نظر نمیرسن.🌱
امروز قراره درباره همین موضوع حرف بزنیم:
چطور تفاوت بین کودک واقعی و کودک ایدهآل ذهن ما، میتونه مسیر تربیت رو یا آرام کنه… یا تبدیل کنه به میدان جنگ.
.
.
🟥 و اما یک چیز دیگر…
فشار «والدِ خوب بودن»
یکی از سنگینترین بارهایی که ما والدین روی دوش میکشیم
همین تصوره که:
🔺من باید بهترین مادر/پدر دنیا باشم.
🔺اگه اشتباه کنم یعنی خراب کردم.
🔺بچهم نباید هیچجا کم بیاره.
🔺نباید هیچوقت ناراحتش کنم.
🔺همه چیز باید عالی جلو بره.
.
.
این تصور، ظاهراً قشنگه…
ولی در عمل مثل یک حلقهی سفت دور گردن ماست.😔
.
.
چرا؟
چون ما رو وارد یک مسابقه خیالی میکنه
که همیشه آخرش حس میکنیم بازندهایم.💔
.
.
از قضا همین فشار
باعث میشه:
🔸 سریعتر عصبی بشیم
🔸 زودتر داد بزنیم
🔸 بیشتر احساس گناه کنیم
🔸 بیشتر مقایسه کنیم
🔸 و از همه بدتر…
احساس کنیم «من به اندازه کافی خوب نیستم».
.