اولین قدم را که برمیدارم نگاهم قفل دخترکی میشود که خوراکی اش را از زیر میز درآورده تا یواشکی آن را بخورد . دخترکی که با دوستش بر روی صفحه ایی که پر از نقطه شده است بازی می کند. دخترکی که به خاطر قولی که به مادر داده است درحال گوش دادن به تدریس معلم است.دخترکی که سر بر روی نیمکت گذاشته و چرت میزند . دخترکی که با تذکر معلمش سکوت کرد تا نظم کلاس را به هم نزند . دخترکی که لی لی کنان از روی دایره های سفید رنگی که برای صف دانش آموزان است می پرد تا به کلاس برسد. دخترکی که با چشمانِ ستاره باران برگه امتحانی که بر رویش با خطی درشت و زیبا نوشته شده خیلی خوب آفرین دختر گلم را در پوشه میگذارد. دخترکی که تکیه داده به صندلی و از پنجره به آسمان زل زده و در تصور ناهاریست که مادر امروز پخته.دخترکی که درحال حل مسئله ریاضی پای تخته است.دخترکی که با دیدن هواپیمایی در آسمان دستانش را بالا میبرد تا مثل همیشه برایش دست تکان بدهد از سرذوق آسمان ناگهان برای دخترک تیره میشود و فرصتی برای حبس شدن نفس در سینه، بستن چشمان کودکانه از ترس، گرفتن گوشها از صدای مهیب، جیغی از سرِ شوک، گریهای از درماندگی و پناه بردن به پناهگاه یا آغوش مادر باقی نماند ..
عزیزِ مهربونِ من؛
۱۹ سال از شبی که چشمهای قشنگت رو به روی مامان باز کردی و صدای گریهت رو با لبخندِ آمیخته به اشک میشنید، میگذره.
۱۹ سال از خوشحالیهای بیوقفهی بابا، موقعِ رفتن به ثبت احوال و نامگذاری دردونه دخترش و تحویلِ شناسنامهش میگذره.
۱۹ سال از چراغِ خونهی گرم مامان و بابا شدن میگذره و الان دخترِ ناز و قشنگشون باید شمعِ تولد ۱۹ سالگیش رو به آرومی فوت کنه و ذوق، چشمهاش رو درخشندهتر از همیشه بکنه.
باید شمعِ تولد ۱۹ سالگیت رو فوت بکنی و دوتایی یکسال بزرگ شدن، یک سال دووم آوردن، یک سال صبوری کردن، یک سال قدردان بودن، یک سال با تمام پستیها و بلندیها زندگی کردن رو جشن بگیریم.
یادت نره که تو سالِ جدید هم بیشتر از قبل کنارتم، بیشتر از قبل تو قلبِ من جا داری و بیشتر از قبل خاطراتِ دوتاییمون رو ثبت میکنیم.
ممنون از اینکه ۱۹ سال پیش پا به این جهان گذاشتی که امروز بتونم کنارت باشم و جشنِ تولدِ ۱۹ سالگیت رو با هم جشن بگیریم.
به امید اینکه این صفحه از زندگیت و این ۳۶۵ روزِ سفید رو با رنگِ مورد علاقه و نقشِ دلخواهت پر کنی و یک سالِ خوب رو رقم بزنی.
خطِ لبخندت همیشه مستدام.
برقِ چشمهات همیشه جاری.
ذوقِ صدات همیشه روون.
و تولدت مبارک عزیزترین.🤍
1405,1,19
هدایت شده از عیون.
مینویسم و پاک میکنم. مینویسم و پاک میکنم و این سلسلۀ ناگسستنی همچنان ادامهدار باقی خواهد ماند. کلمات برای فرود آمدن عجله دارند، بسیار مشوشند و ذهنِ من هم. گاه فراموش میکردم از چه باید مینوشتم، کلماتِ ریز ریزِ درونِ ذهنم چه بودند، جملهی بعدی از چه بود و اصلا موضوع به کدام سمت میرفت؟
أنت المالك و أناالمملوك ؛
وَهل یرحم المملوك الاالمالك ؟
تویی مالکِ وجود من ،
و من مملوک توام ..
و آیا رحم میکند به مملوک
جز مالکش ؟!
مناجاتِامیرالمؤمنین‹ع›