🔺 مکس بلومنتال، مسئول خبرگزاری گری زون:
📌 دولت ایالات متحده (از طریق NED) در ماه ژانویه ۲۰۰ ترمینال استارلینک را به ایران فرستاد تا تروریسمی را که منجر به کشته شدن بیش از ۳۰۰۰ نفر شد، هماهنگ کند، سپس به دروغ تهران را مقصر دانست.
📌 بنیاد ملی دموکراسی (NED) سازمانی است با بودجه دولتی آمریکا که در ۱۹۸۳ تأسیس شد. خود را «غیردولتی» مینامد، اما عملاً بازوی پنهان واشنگتن برای مداخله در کشورهای دیگر است. فعالیتهای NED شامل تأمین مالی گروههای مخالف، رسانههای معارض و ترویج «انقلابهای رنگی» در مناطقی مانند اروپای شرقی، آسیای مرکزی و همچنین برنامههایی علیه چین (تبت، سینکیانگ، هنگکنگ)، بویژه در ایران است.
@Multipolar_world 🌍
📄 جمهوری پیتر ثیل
🔵 ما در جهان پیتر ثیل زندگی میکنیم. فقط از آن خبر نداریم، و هیچوقت هم نخواهیم داشت.
🖊️ جیانگ شوِ چین، تاریخ پیشبینی پذیر، ۳۰ مه
🔹 این هفته، نیویورک تایمز گزارش داد که پیتر ثیل به بوئنوس آیرس نقل مکان کرده است. او عمارتی ۱۲ میلیون دلاری در محلهی ویژه باریو پارکه خریده ( برای دوری از احتمال یک جنگ هستهای در آمریکا)، فرزندانش را در مدارس محلی ثبتنام کرده، در یک مسابقهی شطرنج محلی مقام سوم را کسب کرده، و با اقتصاددانان دربارهی ضدمسیح گفتوگو کرده است.
🔹 با توجه به سابقهی ثیل، هر اقدامی که انجام دهد خبرساز است. او پیپال را ساخت، در فیسبوک سرمایهگذاری اولیه کرد، و شرکت پالانتیر را تأسیس نمود که خدمات نظارت هوش مصنوعی به دولتها ارائه میدهد.
🔹 ثیل در آفریقای جنوبیِ آپارتاید بزرگ شد، همان طور که همکارانش در پیپال، ایلان ماسک و دیوید ساکس، نیز چنین بودند. کوئین اسلوبودیان و بن تارنوف در کتاب خود به نام «ماسکیسم» استدلال میکنند که دوران کودکی ماسک به ویژه شکلدهنده بوده، زیرا آفریقای جنوبی در استفاده از فناوری برای تحمیل نظام طبقاتی، جلوتر از زمان خود بود. خانوادهی تیل به عنوان واکنشی به روحیهی مترقی زمانه، از آلمان به آفریقای جنوبی مهاجرت کرده بودند، و میتوان تصور کرد که بزرگداشت برتری سفیدپوستان در آفریقای جنوبی تأثیری به همان اندازه عمیق بر تیل داشته است که بر ماسک داشت.
🔹 ثیل فلسفه را با رنه ژرار در استنفورد خواند، و پس از دانشکدهی حقوق استنفورد، تحت حمایت ویلیام بنت، یکی از بزرگان محافظهکاری آمریکا، درآمد. در دههی سیسالگیِ عمر، پس از آنکه حامیان قدرتمندی یافت، به کالیفرنیا بازگشت تا ثروتش را به دست آورد.
🔹 ایلان ماسک مشهورترین عضو مافیای پیپال است، اما ثیل به عنوان مدیرعامل، محور اصلی بود. البته میتوان این گونه حدس زد، چرا که ثیل بعدها راهنمای مارک زاکربرگ، سم آلتمن و همچنین جیدی ونس شد. (ماسک با چهار زن مختلف، چهارده فرزند به دنیا آورد که نام یکی از آنها «X Æ A-Xii» است.)
🔹 در سال ۲۰۰۴، اگر از من خواسته میشد در یک شرکت شبکههای اجتماعی که توسط فردی که دانشگاه هاروارد را رها کرده بود سرمایهگذاری کنم، پاسخ من یک نه قاطع بود. هیچکس نمیتوانست مرا قانع کند که فیسبوک به همان شکلی که آمازون بر خردهفروشی، گوگل بر جستجو و اپل بر کالاهای لوکس انحصار پیدا کرد، بر شبکههای اجتماعی مسلط شود. اینکه فیسبوک این همه موفقیت چشمگیر به دست آورد، احتمالا کمتر به رهبری مارک زاکربرگ (که هرگز یک ایدهی اصیل نداشته) مربوط میشود و بیشتر به مدیریت پیتر ثیل مرتبط است.
🔹 احتمالا همین امر در مورد سم آلتمن نیز صادق است. جز این چگونه میتوان توضیح داد که فردی این قدر معمولی، توانسته باشد به قلهی موج هوش مصنوعی صعود کند؟
🔹 ثیل حرفهی سیاسی جیدی ونس را مهندسی کرد. پس از فارغالتحصیلی ونس از دانشکدهی حقوق یِیل، تیل به او یک شغل تشریفاتیِ بدون حضور هدیه داد تا ونس بتواند روی نوشتن کتاب پرفروش خاطراتش تمرکز کند که باعث شد او را مشهور کند. در سال ۲۰۲۲، تیل ۱۵ میلیون دلار به مبارزات انتخاباتی ونس برای سنای اوهایو کمک کرد. ونس قبلا ترامپ را هیتلر خطاب کرده بود، با این حال ترامپ (فردی که به بخشندگی معروف نیست) از ونس برای سنا حمایت کرد و دو سال بعد او را به عنوان جانشین ظاهری خود منصوب نمود.
🗳️ پیوند مقاله.
@Multipolar_world 🌍
🎙️⬛ پروفسور رابرت پِیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و مدیر پروژه شیکاگو در زمینه امنیت و تهدیدات (CPOST)
◾ شکست راهبردی واشینگتن در خاورمیانه؛ ایران در «صندلی راننده» و تله تنش برای ایالات متحده.
➖ ایران اکنون در موضع قدرت و هدایتکننده تحولات (صندلی راننده) است؛ واقعیت این است که ایالات متحده در نبرد اخیر با ایران متحمل یک «شکست استراتژیک بزرگ» شده و این موضوعی است که نه تنها تهران، بلکه سایر رهبران جهان نیز به آن اذعان دارند.
➖ دونالد ترامپ در «تله تنش» (Escalation Trap) گرفتار شده است؛ او از یک سو برای خروج از بحران به مواضع ایران نزدیک شده و امتیازات هستهای (مانند پذیرش غنیسازی ۳.۵ درصد) میدهد، و از سوی دیگر تحت فشار سیاسی داخلی برای «بازنده» به نظر نرسیدن، دست به حملات موشکی میزند که تنها هرجومرج را بیشتر میکند.
➖ ایران در حال ظهور به عنوان «چهارمین مرکز قدرت جهان» است؛ پکن، مسکو و واشینگتن اکنون باید ایران را به عنوان هژمون نفتی خلیجفارس بپذیرند. تهران با حفظ توانایی بازگشت سریع به سلاح هستهای و کنترل بر جریان انرژی، جایگاه خود را در نظم جدید تثبیت کرده است.
➖ قیمت نفت، سلاح واقعی ایران در برابر اقتصاد معیشتی آمریکاست؛ سیاست خارجی دیگر یک موضوع انتزاعی نیست؛ تخلیه ذخایر تسلیحاتی و کالایی آمریکا تا اواسط جولای، قیمت بنزین و مواد غذایی را به شکلی تغییر میدهد که مستقیماً بر سفره و شغل مردم آمریکا تأثیر میگذارد.
➖ آمادگی منطقه برای «جهانِ پس از آمریکا»؛ توافقات اخیر عمان و ایران برای مدیریت ترافیک کشتیرانی و اخذ تعرفه در تنگه هرمز، نشاندهنده این است که کشورهای منطقه در حال چیدمان معماری امنیتی و اقتصادی جدیدی هستند که در آن نقش نظامی آمریکا حذف یا به شدت کمرنگ شده است.
➖ سیاست خارجی فعلی آمریکا یک «فاجعه تمامعیار» است؛ گرسنگی شدیدی در میان افکار عمومی (از چپ تا راست) برای یک سیاست خارجی جایگزین وجود دارد؛ چرا که مردم میبینند تنها چند سال پس از پایان جنگهای ابدی، واشینگتن دوباره درگیر نبرد دیگری شده که هزینههای آن از جیب مالیاتدهندگان پرداخت میشود.
➖ توافقهای آتی، «تسلیمِ غیررسمی» واشینگتن در برابر شروط تهران خواهد بود؛ لغو محاصره دریایی، خروج نیروهای نظامی آمریکا از مجاورت ایران و پذیرش نقش نظارتی ایران در تنگه هرمز، همگی نشاندهنده حرکت ترامپ به سمت پذیرش شروطی است که پیش از این آنها را رد میکرد.
@Multipolar_world 🌍
🔹مهدی خراتیان:
گزارش بسیار مهم روزنامه دست راستی اسرائیل هیوم از نحوه حمایت موساد از وقایع دیماه ۱۴۰۴ به منظور زمینهسازی جهت جنگ خونبار اخیر، نقطه عطفی در روایت مداخلات خارجی سازمان یافته جهت ایجاد در آشوب در ایران است.
این گزارش در اصل اعلان جنگ علنی موساد به نظام جمهوری اسلامی ایران است، اما واجد نکات مهمی است که پیشتر در تحلیلهای پراکنده به آن توجه شده بود. با توجه به اهمیت بسیار بالای این گزارش، محتوای آن را به دقت مورد بررسی قرار خواهیم داد و نشان خواهیم داد که این مقاله در کنار افشاگری مهم فاینانشال تایمز در مورد پشتیبانی آل سعود از رسانه ایران اینترناشنال و چند مقاله مهم دیگر، سندی تاریخی دال بر یکی از پیچیدهترین مداخلات سرویسهای اطلاعاتی در تاریخ معاصر جهت زمینهسازی جهت جنگ داخلی و مداخله نظامی خارجی و در نهایت فروپاشی سیاسی وارضی ایران با کمک یک ستون پنجم داخلی بوده است./۱
پیش از این نیویورک تایمز در قالب مقاله بسیار مهمی، از نقش موساد در تحریک ترامپ به جنگ پرده برداشته بود. به موجب این مقاله، بارنیا رییس موساد نتانیاهو و ترامپ را متقاعد کرده بود که در صورت آغاز جنگ، شورشی سراسری در ایران آغاز خواهد شد که موجبات سقوط نظام سیاسی جمهوری اسلامی را فراهم خواهد کرد، تحلیلی که نقش مهمی در افزایش تمایل ترامپ به آغاز جنگ با ایران داشته است./۲
در مقاله نیویورک تایمز که در اواسط مارس و در میانه جنگ منتشر شد، نکات مهمی وجود دارد. مخالفت سرویس اطلاعاتی ارتش اسرائیل (آمان) با برآوردهای موساد است و مقالات متعدد دیگری نیز تایید میکنند که در جامعه اطلاعاتی ایالات متحده نیز تردید جدی در مورد موفقیت طرح موساد وجود داشته است./۳
یکی دیگر از فرازهای مهم مقاله نیویورک تایمز که مورد تایید اسرائیل هیوم نیز هست، «گزینه کردی» وفراهم سازی زمینه حمله زمینی کردهای تجزیه طلب به سمت تهران بوده است. به عبارتی بنا بر این بوده که همزمان با آشوب سراسری در ایران و فروپاشی دولت مرکزی، با کمک بمباران بسیار سنگین مراکز نظامی و انتظامی غرب کشور توسط ایالات متحده و اسرائیل، گروههای کرد مسلح در اوایل مارس (روزهای اول جنگ) وارد خاک ایران شده و در عملیات به اصطلاح آزادسازی ایران مشارکتی فعال و محوری داشته باشند./۴
قبل از آنکه به مقاله اسرائیل هیوم بپردازیم، لازم است به مقاله مهم عبری یدیعوت آحارونوت هم بپردازیم که در اصل مقاله اسرائیل هیوم ادامه آن به شمار میرود. در این مقاله مهم، توضیح داده میشود که چگونه ایجاد فروپاشی سیاسی در ایران از طریق ترور رهبری از زمان مئیر داگان - رییس اسبق موساد - پیگیری شد ودر زمان بارنیا به اوج خود رسید. در این مقاله فرازهای بسیار مهمی وجود دارد که به تفسیر مقاله اسرائیل هیوم کمک میکند و در ادامه به آن اشاره میکنیم./۵
@betweenDichotomies
--------------------------------------
@Multipolar_world 🌍
🎙️✴️ پروفسور مرشایمر: سیاستهای «نئومحافظهکاران» در قبال ایران با شکست مواجه شده است
🔶 جان مرشایمر، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل، در گفتگوی اخیر خود به تحلیل تقابل دیدگاهها در مناظره با مایک پومپئو، وزیر امور خارجه سابق آمریکا، و ویکتوریا نولاند در برنامه مانک دیبیت پرداخته و تأکید کرد که سیاستهای جنگطلبانه نئومحافظهکاران در قبال ایران فاقد هرگونه استراتژی پیروزی است.
🔸 شکست در ارائه شواهد علیه ایران
مرشایمر با اشاره به بخشی از مناظره که در آن موضوع دخالت ایران در حوادث ۷ اکتبر مطرح شد، خاطرنشان کرد که علیرغم ادعاهای تند طرف مقابل، هیچ سند و مدرک عمومی مبنی بر اطلاع یا مشارکت ایران در این حملات وجود ندارد. او بیان داشت که واکنش نولاند و پومپئو به این واقعیت، تنها تمسخر و خنده بود که نشاندهنده دستخالی بودن آنها از حقایق منطقی و گزارشهای مستند است.
🔸 تاریخچهای که نادیده گرفته میشود
در این گفتگو، مرشایمر به بحثهای مطرح شده توسط همکارش، استیون والت، اشاره کرد که معتقد است آمریکا و اسرائیل آغازگر تنشهای اخیر بودهاند. او یادآوری کرد که نئومحافظهکاران سوابق تاریخی از جمله کودتای ۱۹۵۳ علیه دولت منتخب ایران و حمایت آمریکا از صدام حسین در جنگ با ایران را نادیده میگیرند؛ در حالی که ایرانیها این تاریخ را به خوبی به یاد دارند.
🔸 تزلزل در جبهه مخالفان و فقدان «تئوری پیروزی»
مرشایمر فاش کرد که حتی در میان مخالفان او نیز اتحاد نظر وجود ندارد؛ به طوری که ویکتوریا نولاند با تصمیم پومپئو و ترامپ برای خروج از برجام (JCPOA) مخالف بوده و آن را یک اشتباه راهبردی میداند. وی وضعیت فعلی درگیری با ایران را یک «فاجعه» توصیف کرد و افزود که پومپئو با وجود حمایت از جنگ، هیچ راهکاری برای خروج از این بحران یا پیروزی در آن ندارد.
🔸 نقش اسرائیل و بحران لبنان
این استاد دانشگاه معتقد است که اسرائیل به شدت به دنبال جلوگیری از هرگونه توافق بین دولت ترامپ و ایران است. او استدلال کرد که اسرائیل از جنگ در لبنان به عنوان اهرمی برای تضعیف مذاکرات و جلوگیری از آتشبس استفاده میکند، چرا که هرگونه توافقی که منجر به شکوفایی اقتصادی ایران یا بازگشایی تنگه هرمز شود، از نظر تندروهای اسرائیلی یک شکست محسوب میشود.
🔸پایان دوران امنیت تضمینشده توسط آمریکا
مرشایمر در پایان به تهدیدات کلامی دونالد ترامپ علیه عمان اشاره کرد و گفت اگرچه این سخنان ممکن است جدی گرفته نشود، اما واقعیت بزرگتر این است که متحدان عرب خلیجفارس دیگر به چتر حمایتی آمریکا اعتماد ندارند. حوادث اخیر نشان داده است که پایگاههای آمریکایی در منطقه آسیبپذیر هستند و کشورهای منطقه اکنون به این نتیجه رسیدهاند که باید به فکر امنیت خود باشند، چرا که در صورت وقوع یک جنگ تمامعیار، زیرساختهای حیاتی آنها در برابر توان نظامی ایران به شدت در خطر خواهد بود.
@Multipolar_world 🌍
🗒️ تعلیق فروش سلاح به تایوان؛ اشتباه راهبردی واشنگتن؟
◼️ گزارش رصدی | امیرمحمد حاجیان، مترجم و پژوهشگر، در ترجمه و تلخیص مقالهای از شورای روابط خارجی «CFR» برای اندیشکده تین شیا مینویسد: ایالات متحده پس از دیدار ترامپ و شی جینپینگ، فروش ۱۴ میلیارد دلار سلاح به تایوان را بهطور غیررسمی متوقف کرده است؛ اقدامی که بهگفته دو کارشناس برجسته شورای روابط خارجی، میتواند بازدارندگی در برابر چین را تضعیف کند و محاسبات امنیتی در آسیا را برهم بزند.
➖ ترامپ در مصاحبهای در پکن اعلام کرده بود که فروش سلاح به تایوان را بهعنوان «اهرم مذاکره» با چین در نظر گرفته است. این رویکرد، از نگاه نویسندگان، با «شش تضمین ریگان» در تضاد قرار دارد؛ اصولی که آمریکا را از مشورت با چین درباره فروش سلاح به تایوان منع میکند.
➖ شش تضمین ریگان «Reagan’s Six Assurances» در سال ۱۹۸۲ توسط دولت رونالد ریگان ارائه شد. این اصول شامل عدم تعیین تاریخ پایان فروش سلاح به تایوان، عدم مشورت با چین درباره فروش سلاح، عدم ایفای نقش میانجی میان دو طرف تنگه، عدم اصلاح قانون روابط با تایوان، عدم تغییر موضع درباره حاکمیت تایوان و عدم اعمال فشار بر تایوان برای مذاکره با چین است.
➖ بر اساس این چارچوب، دولت آمریکا ادعا میکند که میتواند بدون هماهنگی یا اطلاع قبلی به چین، فروش سلاح به تایوان را ادامه دهد. این موضع با بیانیه مشترک ۱۷ اوت ۱۹۸۲ میان آمریکا و چین در تنش قرار دارد؛ بیانیهای که در آن واشنگتن متعهد شده بود فروش سلاح به تایوان را از نظر کمّی و کیفی کاهش دهد و در بلندمدت به آن پایان دهد.
➖ با این حال، دولت چین همواره این شش تضمین را یکجانبه، غیرقانونی و فاقد اعتبار دانسته است. پکن تأکید میکند که تایوان بخشی از خاک چین است و هرگونه فروش سلاح به تایوان، نقض حاکمیت و تمامیت ارضی چین محسوب میشود.
➖ کارشناسان هشدار میدهند که توقف فروش سلاح، چین را جسورتر و تایوان را آسیبپذیرتر میکند و همزمان پیام نگرانکنندهای برای متحدان آمریکا در آسیا میفرستد. از نگاه آنان، چنین تصمیمی میتواند این برداشت را تقویت کند که تعهدات امنیتی واشنگتن در منطقه، قابل معامله با پکن است.
➖ تایوان بهتازگی بودجه ویژهای برای خرید همین بسته تسلیحاتی تصویب کرده بود. تعلیق این بسته میتواند جریانهای طرفدار تقویت دفاعی تایوان و نیروهای استقلالطلب را تضعیف کند و در مقابل، محاسبات پکن درباره هزینههای فشار نظامی و سیاسی را تغییر دهد.
➖ بسته مورد بحث شامل سامانههای پاتریوت PAC-3، سامانه NASAMS، موشکهای ضدتانک TOW و جاولین است؛ تجهیزاتی که به گفته کارشناسان، برای دفاع تایوان در برابر سناریوهای احتمالی حمله یا فشار نظامی چین حیاتیاند.
➖ نظرسنجیها نشان میدهد اعتماد افکار عمومی تایوان به آمریکا کاهش یافته است و حدود ۶۰ درصد مردم تایوان، فروش سلاح را نشانهای از تعهد واشنگتن به امنیت این جزیره میدانند. از این منظر، توقف فروش تسلیحات فقط یک تصمیم فنی یا اداری نیست، بلکه مستقیماً بر ادراک امنیتی جامعه تایوان اثر میگذارد.
➖ به گفته نویسندگان، تعلیق فروش سلاح به تایوان نهتنها بازدارندگی را تضعیف میکند، بلکه این تصور را ایجاد میکند که امنیت تایوان قابل معامله با چین است. آنان تأکید میکنند که واشنگتن باید فوراً فروش سلاح را تأیید کند و اجازه ندهد پکن در این حوزه عملاً به حق وتو دست پیدا کند.
🇨🇳 اندیشکده تین شیا
🗒️ تعلیق فروش سلاح به تایوان؛ اشتباه راهبردی واشنگتن؟
◼️ گزارش رصدی | امیرمحمد حاجیان، مترجم و پژوهشگر، در ترجمه و تلخیص مقالهای از شورای روابط خارجی «CFR» برای اندیشکده تین شیا مینویسد: ایالات متحده پس از دیدار ترامپ و شی جینپینگ، فروش ۱۴ میلیارد دلار سلاح به تایوان را بهطور غیررسمی متوقف کرده است؛ اقدامی که بهگفته دو کارشناس برجسته شورای روابط خارجی، میتواند بازدارندگی در برابر چین را تضعیف کند و محاسبات امنیتی در آسیا را برهم بزند.
در اندیشکده تین شیا بخوانید.
🇨🇳 اندیشکده تین شیا
-----------------------------------------------------
@Multipolar_world 🌍
📃 غرب در برابر ( نظم ) چندقطبی
✴️ واژه «چندقطبی» برای برخی افراد کمکم شبیه یک توهین رادیکال به نظر میرسد.
🖊️ پروفسور الکساندر دوگین
🔸 در آمریکا، عشق بی قیدوشرط به اسرائیل و نفرت عمیق از روسیه اغلب با هم خوب چفت میشوند. اما چرا؟ روی صحبتم بیشتر با تیم روسستیز، شامل لومر، شاپیرو، لوین و گراهام است.
🔸 موافقم که روسستیزی با صهیونیسم در جناح راست جفت میشود. دموکرات ها هم از روسیه متنفرند هم از اسرائیل [ البته به ظاهر ] (دستکم از نتانیاهو). یا صرفا از روسیه.
🔸 واژه «چندقطبی» برای برخی مردم کمکم شبیه یک فحش رادیکال به نظر می رسد. این موضوع چیزهای زیادی درباره نیات نژادپرستانه و سلطه طلبانه کسانی که آن را به شکل تحقیرآمیز به کار می برند، نشان میدهد. در واقعیت، تکقطبیگرایی و دفاع آشکار (یا پنهان) از آن، یک جرم است.
🔸 ولی آنها چه میکنند ؟ میگویند ضدیت داشتن با مفهوم تراجنسیت ( LGBTQ+ ) یک جرم است، هر حرفی بر ضد آن سخنی نفرتانگیز قلمداد میشود. ضدصهیونیست بودن جرم است، سخنی نفرتانگیز است. ضدجنگ بودن (در غزه، ایران یا اوکراین) جرم است، سخنی نفرتانگیز محسوب میشود.
🔸 ضدیت با تکنولوژی (!) حالا جرم نابخشودنی است، سخنی نفرتانگیز است.
آیا نتیجه را میبینید؟ همه اینها برچسب «افراطیگری» میخورند.
🔶 زوال غرب (Untergang des Abendlandes) دیگر یک پیشبینی نیست، بلکه یک واقعیت انجام یافته است. فقط ماندگار کردن و جاانداختن آن باقی مانده است.
@Multipolar_world 🌍
🔶 تز جغرافیای سیاسی هفته: پنداره ریملند (اسپایکمن)
🔸 مفهوم کلیدی:
نیکلاس اسپایکمن (۱۹۴۲) پنداره مکیندر را وارونه کرد: قدرت جهانی نه از کنترل قلب زمین، بلکه از تسلط بر ریملند (حاشیه اوراسیا) ناشی میشود. ریملند کمربندی ساحلی از اروپا تا آسیای شرقی است.
🔸 پنداره اصلی:
«هر که بر ریملند حکومت کند، بر اوراسیا مسلط میشود؛ هر که بر اوراسیا حکومت کند، سرنوشت جهان را تعیین میکند.»
🔸 مبانی راهبردی:
۱. ریملند منطقهای با جمعیت بالا، منابع غنی و دسترسی به دریاهاست.
۲. قدرتهای دریایی و زمینی همواره برای کنترل آن رقابت میکنند.
۳. اسپایکمن بر دیپلماسی و اتحادها برای مهار قدرت قلب زمین تاکید داشت.
🔸 کارآیی و نقدها:
- پایهای برای استراتژی مهار آمریکا در جنگ سرد شد.
- منتقدان میگویند جهانیشدن و قدرتهای فراملی از تمرکز صرف بر جغرافیای فیزیکی کاستهاند.
🔸 درس امروز:
این پنداره هنوز برای واکاوی تنشها در خاورمیانه، شرق آسیا و اوکراین کاربرد دارد.
#آموزشی #تز_هفته #جغرافیای_سیاسی
@Multipolar_world 🌍
📄 تشدید «تله تشدید»؛ چرا بی ثباتی در خاورمیانه به سود ایران تمام میشود؟
⬛ رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو، در تحلیل خود هشدار میدهد که دیگر تمرکز بر توافق هستهای ایران و آمریکا کافی نیست؛ بلکه بی ثباتی به سلاحی راهبردی تبدیل شده و به نفع تهران در حال تثبیت است.
⚫ به گزارش تحلیل تازه از «دام تشدید»، اگرچه آمریکا پیروزیهای تاکتیکی داشته، اما موقعیت راهبردی وی تضعیف شده و ایران بدون نیاز به کنترل فیزیکی خلیج فارس، از فضای تردید و اختلال در تنگه هرمز بهرهبرداری میکند.
◾ ۵ پرسش کلیدی از این تحلیل:
➖ ۱. قطب چهارم قدرت: ایران به جای توسعهطلبی ارضی، در مسیر تبدیل شدن به بازیگر مسلط منطقهای با تضعیف امنیت تحت رهبری آمریکاست.
➖ ۲. قیمت نفت: تهران انگیزهای برای کاهش قیمت نفت ندارد؛ چراکه نااطمینانی و قیمتهای بالاتر، فشار را بر واشنگتن، اروپا و شرکای عرب وی افزایش میدهد.
➖ ۳. خروج از بحران: گزینه «اعلام پیروزی و عقبنشینی» عملاً وجود ندارد؛ چراکه کنار رفتن آمریکا از خلیج فارس به معنای عقبنشینی یک قدرت بزرگ از موقعیتی حیاتی است.
➖ ۴. چرخه بعدی تشدید: محرک بعدی میتواند بحران بنزین در تابستان باشد. گرانی سوخت ممکن است افکار عمومی را به واکنش نظامی سوق دهد، نه عقبنشینی.
➖ ۵. مذاکره و حمله همزمان: دیپلماسی و اقدام نظامی متناقض نیستند. در صورت کندی مذاکرات یا تضعیف موضع چانهزنی، اسرائیل و آمریکا میتوانند به بمباران همزمان روی آورند.
◾ پیپ معتقد است بیثباتی به «هنجار جدید» تبدیل میشود؛ چراکه دیگر صرفاً هزینه محسوب نشده، بلکه به منبعی برای قدرت ژئوپلیتیک بدل شده و از خود جنگ نیز ماندگارتر خواهد بود.
🌐 پیوند مقاله.
@Multipolar_world 🌍
🔻 دور زدن تنگهها: کریدور هند-خاورمیانه-اروپا نیاز به طراحی مجدد در زمان جنگ دارد
📝 *شورای اروپایی روابط خارجی*
🔹 جنگ در ایران تاکنون *هزینهای ۲۵ میلیارد دلاری روی دست تجارت جهانی* گذاشته است که بخش عمدهای از آن به یک گلوگاه واحد ختم میشود: *تنگه هرمز*. این آسیبپذیری باید نگاه رهبران اروپایی را به «کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا» (IMEC) دگرگون کند؛ *کریدور ریلی-بندری بلندپروازانهای که از طریق رژیم صیونیستی، اردن و کشورهای حوزه خلیج فارس طراحی شده تا اروپا را به شبهجزیره عربستان و هند متصل کند*. آیمک (IMEC) که برای شرایط زمان صلح پیشبینی شده بود، اکنون برای محیطی که در آن گلوگاههای دریایی بهطور مداوم به عنوان سلاح استفاده میشوند، *نامناسب به نظر میرسد*.
🔹 «پیمان ابراهیم» (توافقنامههای عادیسازی روابط در سال ۲۰۲۰ میان رژیم صهیونیستی و امارات، بحرین، مراکش و سودان) چارچوبی را ایجاد کرده بود که در قالب آن، *عادیسازی گستردهتر روابط اعراب خلیج فارس با این رژیم* و به تبع آن طرح آیمک دستیافتنی به نظر میرسید. اما *از زمان حمله سال ۲۰۲۳ به رهبری حماس به این رژیم*، عملیاتهای نظامی این رژیم غاصب در غزه، لبنان، یمن و ایران باعث شده است که کشورهای خلیج فارس، از جمله شرکای کلیدی آیمک مانند عربستان سعودی، به شدت از اینکه همسو با رژیم دیده شوند، واهمه داشته باشند. نتانیاهو نیز با مطرح کردن علنی یک راهکار پس از جنگ، مبنی بر تغییر مسیر نفت و گاز خلیج فارس از طریق این رژیم برای دور زدن هرمز، *این وضعیت را پیچیدهتر کرده است*. برای عربستان و دیگر کشورهای عربی *وابستگی به زیرساختهای رژیم یک نقطه ضعف سیاسی و امنیتی به شمار میرود* که کشورهای عرب خلیج فارس زیر بار آن نخواهند رفت.
🔹 عربستان سعودی از هماکنون به دنبال *گزینههای جایگزینی است که از وابستگی به رژیم صهیونیستی رهایی یابد* و مصر (که در طرح اولیه آیمک غایب بود) اولین مقصد آن است: ریاض میخواهد مصر را به عنوان یک پایگاه مدیترانهای متصل به هاب لجستیکی «نئوم» ادغام کند. ساخت یک گذرگاه ۴ میلیارد دلاری که سواحل عربستان را به سینای مصر متصل میکند نیز در دست اجراست. در همین حال، خطوط کشتیرانی در حال راهاندازی خدمات پل زمینی سریع جدیدی *بین اروپا و بازارهای خلیج فارس از طریق مصر و اردن هستند* که تنگه هرمز را دور میزند، هرچند همچنان به کانال سوئز وابسته است.
🔹 در اقدامی بلندپروازانهتر، مقامات ریاض در حال رایزنی با دولت جدید دمشق هستند و به *سوریه به عنوان یک نقطه اتصال کلیدی در دریای مدیترانه مینگرند*. عربستان همچنین در حال پیشبرد طرح یک خط آهن است که این کشور را از طریق ترکیه، سوریه و گذرگاه «الحدیثه» اردن (که در حال حاضر به شبکه ریلی عربستان متصل است) به بازارهای اروپایی متصل میکند. با این حال، این مسیر با چالشهای زیادی همراه است: *سوریه هنوز ناپایدار است و اردن به ارتقای اساسی زیرساختها نیاز دارد*. با این وجود، عربستان سعودی تمایل کمتری برای عبور از عراق دارد، چرا که آن را تحت نفوذ ایران میداند.
🔹 اینجاست که نقش اروپا برای هماهنگی این مسیرهای پیچیده آغاز میشود. اروپا باید در بازطراحی آیمک، اصل «تابآوری از طریق ایجاد مسیرهای مازاد تعمدی» را محور قرار دهد. *یک کریدور تکمسیره به راحتی با یک جرقه تنش فلج میشود*؛ بنابراین باید چندین مسیر موازی وجود داشته باشد. *از جنبه لجستیکی نیز بنادر رژیم صهیونیستی مانند حیفا توان جابهجایی حجم بالایی از کالا را ندارند* (۱.۵ میلیون کانتینر در سال ۲۰۲۴)، در حالی که بندر اسکندریه مصر با ظرفیت ۵.۳ میلیون گزینه بسیار مناسبتری است. همچنین اروپا باید عمان (با بنادر خارج از هرمز) و قطر (با توانمندی خطوط هوایی) را به عنوان نقاط ورود آسیایی به کریدور اضافه کند.
🔹 در نهایت، توسعه این زیرساختها نباید صرفاً تجاری باشد، بلکه باید به عنوان *ابزاری برای تنشزدایی و ایجاد منافع اقتصادی مشترک استفاده شود؛* به گونهای که حمله به یک مسیر، هزینهای سنگین برای همه بازیگران منطقه در پی داشته باشد. به عنوان مثال، اروپا میتواند از نزدیکی دیپلماسی عربستان به انصارالله یمن استفاده کرده و پروژه قدیمی ساخت کریدور از عربستان به دریای عرب از طریق منطقه حضرموت یمن را احیا کند. *اما واقعیت تلخ این است که هیچ زیرساختی در فضای پر از تنش ایمن نخواهد بود*. اروپا باید پیش از آنکه حمله به مسیرهای تجاری به ابزار عادی فشار در منطقه تبدیل شود، برای ایجاد مکانیسمهای مدیریت بحران و تعیین خطوط قرمز حول زیرساختهای غیرنظامی و تجاری پافشاری کند.
#تنگه_هرمز
ایپلماسی | @eplomac
------------------------------------------------------
@Multipolar_world 🌍