🎙️✴️ پروفسور مرشایمر: سیاستهای «نئومحافظهکاران» در قبال ایران با شکست مواجه شده است
🔶 جان مرشایمر، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل، در گفتگوی اخیر خود به تحلیل تقابل دیدگاهها در مناظره با مایک پومپئو، وزیر امور خارجه سابق آمریکا، و ویکتوریا نولاند در برنامه مانک دیبیت پرداخته و تأکید کرد که سیاستهای جنگطلبانه نئومحافظهکاران در قبال ایران فاقد هرگونه استراتژی پیروزی است.
🔸 شکست در ارائه شواهد علیه ایران
مرشایمر با اشاره به بخشی از مناظره که در آن موضوع دخالت ایران در حوادث ۷ اکتبر مطرح شد، خاطرنشان کرد که علیرغم ادعاهای تند طرف مقابل، هیچ سند و مدرک عمومی مبنی بر اطلاع یا مشارکت ایران در این حملات وجود ندارد. او بیان داشت که واکنش نولاند و پومپئو به این واقعیت، تنها تمسخر و خنده بود که نشاندهنده دستخالی بودن آنها از حقایق منطقی و گزارشهای مستند است.
🔸 تاریخچهای که نادیده گرفته میشود
در این گفتگو، مرشایمر به بحثهای مطرح شده توسط همکارش، استیون والت، اشاره کرد که معتقد است آمریکا و اسرائیل آغازگر تنشهای اخیر بودهاند. او یادآوری کرد که نئومحافظهکاران سوابق تاریخی از جمله کودتای ۱۹۵۳ علیه دولت منتخب ایران و حمایت آمریکا از صدام حسین در جنگ با ایران را نادیده میگیرند؛ در حالی که ایرانیها این تاریخ را به خوبی به یاد دارند.
🔸 تزلزل در جبهه مخالفان و فقدان «تئوری پیروزی»
مرشایمر فاش کرد که حتی در میان مخالفان او نیز اتحاد نظر وجود ندارد؛ به طوری که ویکتوریا نولاند با تصمیم پومپئو و ترامپ برای خروج از برجام (JCPOA) مخالف بوده و آن را یک اشتباه راهبردی میداند. وی وضعیت فعلی درگیری با ایران را یک «فاجعه» توصیف کرد و افزود که پومپئو با وجود حمایت از جنگ، هیچ راهکاری برای خروج از این بحران یا پیروزی در آن ندارد.
🔸 نقش اسرائیل و بحران لبنان
این استاد دانشگاه معتقد است که اسرائیل به شدت به دنبال جلوگیری از هرگونه توافق بین دولت ترامپ و ایران است. او استدلال کرد که اسرائیل از جنگ در لبنان به عنوان اهرمی برای تضعیف مذاکرات و جلوگیری از آتشبس استفاده میکند، چرا که هرگونه توافقی که منجر به شکوفایی اقتصادی ایران یا بازگشایی تنگه هرمز شود، از نظر تندروهای اسرائیلی یک شکست محسوب میشود.
🔸پایان دوران امنیت تضمینشده توسط آمریکا
مرشایمر در پایان به تهدیدات کلامی دونالد ترامپ علیه عمان اشاره کرد و گفت اگرچه این سخنان ممکن است جدی گرفته نشود، اما واقعیت بزرگتر این است که متحدان عرب خلیجفارس دیگر به چتر حمایتی آمریکا اعتماد ندارند. حوادث اخیر نشان داده است که پایگاههای آمریکایی در منطقه آسیبپذیر هستند و کشورهای منطقه اکنون به این نتیجه رسیدهاند که باید به فکر امنیت خود باشند، چرا که در صورت وقوع یک جنگ تمامعیار، زیرساختهای حیاتی آنها در برابر توان نظامی ایران به شدت در خطر خواهد بود.
@Multipolar_world 🌍
🗒️ تعلیق فروش سلاح به تایوان؛ اشتباه راهبردی واشنگتن؟
◼️ گزارش رصدی | امیرمحمد حاجیان، مترجم و پژوهشگر، در ترجمه و تلخیص مقالهای از شورای روابط خارجی «CFR» برای اندیشکده تین شیا مینویسد: ایالات متحده پس از دیدار ترامپ و شی جینپینگ، فروش ۱۴ میلیارد دلار سلاح به تایوان را بهطور غیررسمی متوقف کرده است؛ اقدامی که بهگفته دو کارشناس برجسته شورای روابط خارجی، میتواند بازدارندگی در برابر چین را تضعیف کند و محاسبات امنیتی در آسیا را برهم بزند.
➖ ترامپ در مصاحبهای در پکن اعلام کرده بود که فروش سلاح به تایوان را بهعنوان «اهرم مذاکره» با چین در نظر گرفته است. این رویکرد، از نگاه نویسندگان، با «شش تضمین ریگان» در تضاد قرار دارد؛ اصولی که آمریکا را از مشورت با چین درباره فروش سلاح به تایوان منع میکند.
➖ شش تضمین ریگان «Reagan’s Six Assurances» در سال ۱۹۸۲ توسط دولت رونالد ریگان ارائه شد. این اصول شامل عدم تعیین تاریخ پایان فروش سلاح به تایوان، عدم مشورت با چین درباره فروش سلاح، عدم ایفای نقش میانجی میان دو طرف تنگه، عدم اصلاح قانون روابط با تایوان، عدم تغییر موضع درباره حاکمیت تایوان و عدم اعمال فشار بر تایوان برای مذاکره با چین است.
➖ بر اساس این چارچوب، دولت آمریکا ادعا میکند که میتواند بدون هماهنگی یا اطلاع قبلی به چین، فروش سلاح به تایوان را ادامه دهد. این موضع با بیانیه مشترک ۱۷ اوت ۱۹۸۲ میان آمریکا و چین در تنش قرار دارد؛ بیانیهای که در آن واشنگتن متعهد شده بود فروش سلاح به تایوان را از نظر کمّی و کیفی کاهش دهد و در بلندمدت به آن پایان دهد.
➖ با این حال، دولت چین همواره این شش تضمین را یکجانبه، غیرقانونی و فاقد اعتبار دانسته است. پکن تأکید میکند که تایوان بخشی از خاک چین است و هرگونه فروش سلاح به تایوان، نقض حاکمیت و تمامیت ارضی چین محسوب میشود.
➖ کارشناسان هشدار میدهند که توقف فروش سلاح، چین را جسورتر و تایوان را آسیبپذیرتر میکند و همزمان پیام نگرانکنندهای برای متحدان آمریکا در آسیا میفرستد. از نگاه آنان، چنین تصمیمی میتواند این برداشت را تقویت کند که تعهدات امنیتی واشنگتن در منطقه، قابل معامله با پکن است.
➖ تایوان بهتازگی بودجه ویژهای برای خرید همین بسته تسلیحاتی تصویب کرده بود. تعلیق این بسته میتواند جریانهای طرفدار تقویت دفاعی تایوان و نیروهای استقلالطلب را تضعیف کند و در مقابل، محاسبات پکن درباره هزینههای فشار نظامی و سیاسی را تغییر دهد.
➖ بسته مورد بحث شامل سامانههای پاتریوت PAC-3، سامانه NASAMS، موشکهای ضدتانک TOW و جاولین است؛ تجهیزاتی که به گفته کارشناسان، برای دفاع تایوان در برابر سناریوهای احتمالی حمله یا فشار نظامی چین حیاتیاند.
➖ نظرسنجیها نشان میدهد اعتماد افکار عمومی تایوان به آمریکا کاهش یافته است و حدود ۶۰ درصد مردم تایوان، فروش سلاح را نشانهای از تعهد واشنگتن به امنیت این جزیره میدانند. از این منظر، توقف فروش تسلیحات فقط یک تصمیم فنی یا اداری نیست، بلکه مستقیماً بر ادراک امنیتی جامعه تایوان اثر میگذارد.
➖ به گفته نویسندگان، تعلیق فروش سلاح به تایوان نهتنها بازدارندگی را تضعیف میکند، بلکه این تصور را ایجاد میکند که امنیت تایوان قابل معامله با چین است. آنان تأکید میکنند که واشنگتن باید فوراً فروش سلاح را تأیید کند و اجازه ندهد پکن در این حوزه عملاً به حق وتو دست پیدا کند.
🇨🇳 اندیشکده تین شیا
🗒️ تعلیق فروش سلاح به تایوان؛ اشتباه راهبردی واشنگتن؟
◼️ گزارش رصدی | امیرمحمد حاجیان، مترجم و پژوهشگر، در ترجمه و تلخیص مقالهای از شورای روابط خارجی «CFR» برای اندیشکده تین شیا مینویسد: ایالات متحده پس از دیدار ترامپ و شی جینپینگ، فروش ۱۴ میلیارد دلار سلاح به تایوان را بهطور غیررسمی متوقف کرده است؛ اقدامی که بهگفته دو کارشناس برجسته شورای روابط خارجی، میتواند بازدارندگی در برابر چین را تضعیف کند و محاسبات امنیتی در آسیا را برهم بزند.
در اندیشکده تین شیا بخوانید.
🇨🇳 اندیشکده تین شیا
-----------------------------------------------------
@Multipolar_world 🌍
📃 غرب در برابر ( نظم ) چندقطبی
✴️ واژه «چندقطبی» برای برخی افراد کمکم شبیه یک توهین رادیکال به نظر میرسد.
🖊️ پروفسور الکساندر دوگین
🔸 در آمریکا، عشق بی قیدوشرط به اسرائیل و نفرت عمیق از روسیه اغلب با هم خوب چفت میشوند. اما چرا؟ روی صحبتم بیشتر با تیم روسستیز، شامل لومر، شاپیرو، لوین و گراهام است.
🔸 موافقم که روسستیزی با صهیونیسم در جناح راست جفت میشود. دموکرات ها هم از روسیه متنفرند هم از اسرائیل [ البته به ظاهر ] (دستکم از نتانیاهو). یا صرفا از روسیه.
🔸 واژه «چندقطبی» برای برخی مردم کمکم شبیه یک فحش رادیکال به نظر می رسد. این موضوع چیزهای زیادی درباره نیات نژادپرستانه و سلطه طلبانه کسانی که آن را به شکل تحقیرآمیز به کار می برند، نشان میدهد. در واقعیت، تکقطبیگرایی و دفاع آشکار (یا پنهان) از آن، یک جرم است.
🔸 ولی آنها چه میکنند ؟ میگویند ضدیت داشتن با مفهوم تراجنسیت ( LGBTQ+ ) یک جرم است، هر حرفی بر ضد آن سخنی نفرتانگیز قلمداد میشود. ضدصهیونیست بودن جرم است، سخنی نفرتانگیز است. ضدجنگ بودن (در غزه، ایران یا اوکراین) جرم است، سخنی نفرتانگیز محسوب میشود.
🔸 ضدیت با تکنولوژی (!) حالا جرم نابخشودنی است، سخنی نفرتانگیز است.
آیا نتیجه را میبینید؟ همه اینها برچسب «افراطیگری» میخورند.
🔶 زوال غرب (Untergang des Abendlandes) دیگر یک پیشبینی نیست، بلکه یک واقعیت انجام یافته است. فقط ماندگار کردن و جاانداختن آن باقی مانده است.
@Multipolar_world 🌍
🔶 تز جغرافیای سیاسی هفته: پنداره ریملند (اسپایکمن)
🔸 مفهوم کلیدی:
نیکلاس اسپایکمن (۱۹۴۲) پنداره مکیندر را وارونه کرد: قدرت جهانی نه از کنترل قلب زمین، بلکه از تسلط بر ریملند (حاشیه اوراسیا) ناشی میشود. ریملند کمربندی ساحلی از اروپا تا آسیای شرقی است.
🔸 پنداره اصلی:
«هر که بر ریملند حکومت کند، بر اوراسیا مسلط میشود؛ هر که بر اوراسیا حکومت کند، سرنوشت جهان را تعیین میکند.»
🔸 مبانی راهبردی:
۱. ریملند منطقهای با جمعیت بالا، منابع غنی و دسترسی به دریاهاست.
۲. قدرتهای دریایی و زمینی همواره برای کنترل آن رقابت میکنند.
۳. اسپایکمن بر دیپلماسی و اتحادها برای مهار قدرت قلب زمین تاکید داشت.
🔸 کارآیی و نقدها:
- پایهای برای استراتژی مهار آمریکا در جنگ سرد شد.
- منتقدان میگویند جهانیشدن و قدرتهای فراملی از تمرکز صرف بر جغرافیای فیزیکی کاستهاند.
🔸 درس امروز:
این پنداره هنوز برای واکاوی تنشها در خاورمیانه، شرق آسیا و اوکراین کاربرد دارد.
#آموزشی #تز_هفته #جغرافیای_سیاسی
@Multipolar_world 🌍
📄 تشدید «تله تشدید»؛ چرا بی ثباتی در خاورمیانه به سود ایران تمام میشود؟
⬛ رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو، در تحلیل خود هشدار میدهد که دیگر تمرکز بر توافق هستهای ایران و آمریکا کافی نیست؛ بلکه بی ثباتی به سلاحی راهبردی تبدیل شده و به نفع تهران در حال تثبیت است.
⚫ به گزارش تحلیل تازه از «دام تشدید»، اگرچه آمریکا پیروزیهای تاکتیکی داشته، اما موقعیت راهبردی وی تضعیف شده و ایران بدون نیاز به کنترل فیزیکی خلیج فارس، از فضای تردید و اختلال در تنگه هرمز بهرهبرداری میکند.
◾ ۵ پرسش کلیدی از این تحلیل:
➖ ۱. قطب چهارم قدرت: ایران به جای توسعهطلبی ارضی، در مسیر تبدیل شدن به بازیگر مسلط منطقهای با تضعیف امنیت تحت رهبری آمریکاست.
➖ ۲. قیمت نفت: تهران انگیزهای برای کاهش قیمت نفت ندارد؛ چراکه نااطمینانی و قیمتهای بالاتر، فشار را بر واشنگتن، اروپا و شرکای عرب وی افزایش میدهد.
➖ ۳. خروج از بحران: گزینه «اعلام پیروزی و عقبنشینی» عملاً وجود ندارد؛ چراکه کنار رفتن آمریکا از خلیج فارس به معنای عقبنشینی یک قدرت بزرگ از موقعیتی حیاتی است.
➖ ۴. چرخه بعدی تشدید: محرک بعدی میتواند بحران بنزین در تابستان باشد. گرانی سوخت ممکن است افکار عمومی را به واکنش نظامی سوق دهد، نه عقبنشینی.
➖ ۵. مذاکره و حمله همزمان: دیپلماسی و اقدام نظامی متناقض نیستند. در صورت کندی مذاکرات یا تضعیف موضع چانهزنی، اسرائیل و آمریکا میتوانند به بمباران همزمان روی آورند.
◾ پیپ معتقد است بیثباتی به «هنجار جدید» تبدیل میشود؛ چراکه دیگر صرفاً هزینه محسوب نشده، بلکه به منبعی برای قدرت ژئوپلیتیک بدل شده و از خود جنگ نیز ماندگارتر خواهد بود.
🌐 پیوند مقاله.
@Multipolar_world 🌍
🔻 دور زدن تنگهها: کریدور هند-خاورمیانه-اروپا نیاز به طراحی مجدد در زمان جنگ دارد
📝 *شورای اروپایی روابط خارجی*
🔹 جنگ در ایران تاکنون *هزینهای ۲۵ میلیارد دلاری روی دست تجارت جهانی* گذاشته است که بخش عمدهای از آن به یک گلوگاه واحد ختم میشود: *تنگه هرمز*. این آسیبپذیری باید نگاه رهبران اروپایی را به «کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا» (IMEC) دگرگون کند؛ *کریدور ریلی-بندری بلندپروازانهای که از طریق رژیم صیونیستی، اردن و کشورهای حوزه خلیج فارس طراحی شده تا اروپا را به شبهجزیره عربستان و هند متصل کند*. آیمک (IMEC) که برای شرایط زمان صلح پیشبینی شده بود، اکنون برای محیطی که در آن گلوگاههای دریایی بهطور مداوم به عنوان سلاح استفاده میشوند، *نامناسب به نظر میرسد*.
🔹 «پیمان ابراهیم» (توافقنامههای عادیسازی روابط در سال ۲۰۲۰ میان رژیم صهیونیستی و امارات، بحرین، مراکش و سودان) چارچوبی را ایجاد کرده بود که در قالب آن، *عادیسازی گستردهتر روابط اعراب خلیج فارس با این رژیم* و به تبع آن طرح آیمک دستیافتنی به نظر میرسید. اما *از زمان حمله سال ۲۰۲۳ به رهبری حماس به این رژیم*، عملیاتهای نظامی این رژیم غاصب در غزه، لبنان، یمن و ایران باعث شده است که کشورهای خلیج فارس، از جمله شرکای کلیدی آیمک مانند عربستان سعودی، به شدت از اینکه همسو با رژیم دیده شوند، واهمه داشته باشند. نتانیاهو نیز با مطرح کردن علنی یک راهکار پس از جنگ، مبنی بر تغییر مسیر نفت و گاز خلیج فارس از طریق این رژیم برای دور زدن هرمز، *این وضعیت را پیچیدهتر کرده است*. برای عربستان و دیگر کشورهای عربی *وابستگی به زیرساختهای رژیم یک نقطه ضعف سیاسی و امنیتی به شمار میرود* که کشورهای عرب خلیج فارس زیر بار آن نخواهند رفت.
🔹 عربستان سعودی از هماکنون به دنبال *گزینههای جایگزینی است که از وابستگی به رژیم صهیونیستی رهایی یابد* و مصر (که در طرح اولیه آیمک غایب بود) اولین مقصد آن است: ریاض میخواهد مصر را به عنوان یک پایگاه مدیترانهای متصل به هاب لجستیکی «نئوم» ادغام کند. ساخت یک گذرگاه ۴ میلیارد دلاری که سواحل عربستان را به سینای مصر متصل میکند نیز در دست اجراست. در همین حال، خطوط کشتیرانی در حال راهاندازی خدمات پل زمینی سریع جدیدی *بین اروپا و بازارهای خلیج فارس از طریق مصر و اردن هستند* که تنگه هرمز را دور میزند، هرچند همچنان به کانال سوئز وابسته است.
🔹 در اقدامی بلندپروازانهتر، مقامات ریاض در حال رایزنی با دولت جدید دمشق هستند و به *سوریه به عنوان یک نقطه اتصال کلیدی در دریای مدیترانه مینگرند*. عربستان همچنین در حال پیشبرد طرح یک خط آهن است که این کشور را از طریق ترکیه، سوریه و گذرگاه «الحدیثه» اردن (که در حال حاضر به شبکه ریلی عربستان متصل است) به بازارهای اروپایی متصل میکند. با این حال، این مسیر با چالشهای زیادی همراه است: *سوریه هنوز ناپایدار است و اردن به ارتقای اساسی زیرساختها نیاز دارد*. با این وجود، عربستان سعودی تمایل کمتری برای عبور از عراق دارد، چرا که آن را تحت نفوذ ایران میداند.
🔹 اینجاست که نقش اروپا برای هماهنگی این مسیرهای پیچیده آغاز میشود. اروپا باید در بازطراحی آیمک، اصل «تابآوری از طریق ایجاد مسیرهای مازاد تعمدی» را محور قرار دهد. *یک کریدور تکمسیره به راحتی با یک جرقه تنش فلج میشود*؛ بنابراین باید چندین مسیر موازی وجود داشته باشد. *از جنبه لجستیکی نیز بنادر رژیم صهیونیستی مانند حیفا توان جابهجایی حجم بالایی از کالا را ندارند* (۱.۵ میلیون کانتینر در سال ۲۰۲۴)، در حالی که بندر اسکندریه مصر با ظرفیت ۵.۳ میلیون گزینه بسیار مناسبتری است. همچنین اروپا باید عمان (با بنادر خارج از هرمز) و قطر (با توانمندی خطوط هوایی) را به عنوان نقاط ورود آسیایی به کریدور اضافه کند.
🔹 در نهایت، توسعه این زیرساختها نباید صرفاً تجاری باشد، بلکه باید به عنوان *ابزاری برای تنشزدایی و ایجاد منافع اقتصادی مشترک استفاده شود؛* به گونهای که حمله به یک مسیر، هزینهای سنگین برای همه بازیگران منطقه در پی داشته باشد. به عنوان مثال، اروپا میتواند از نزدیکی دیپلماسی عربستان به انصارالله یمن استفاده کرده و پروژه قدیمی ساخت کریدور از عربستان به دریای عرب از طریق منطقه حضرموت یمن را احیا کند. *اما واقعیت تلخ این است که هیچ زیرساختی در فضای پر از تنش ایمن نخواهد بود*. اروپا باید پیش از آنکه حمله به مسیرهای تجاری به ابزار عادی فشار در منطقه تبدیل شود، برای ایجاد مکانیسمهای مدیریت بحران و تعیین خطوط قرمز حول زیرساختهای غیرنظامی و تجاری پافشاری کند.
#تنگه_هرمز
ایپلماسی | @eplomac
------------------------------------------------------
@Multipolar_world 🌍
🎙️🟦 گفتگوی جفری ساکس، استاد برجسته اقتصاد دانشگاه کلمبیا و یانیس واروفاکیس، اقتصاددان برجسته و وزیر سابق دارایی یونان
🔵 دگردیسی اروپا از «پروژه صلح» به «اتحادیه جنگ»؛ انقیاد نخبگان قاره سبز در برابر هژمونی لرزان واشینگتن.
🔹 کنفرانس امنیتی مونیخ نماد سقوط عقلانیت در غرب است؛ این نشست به جای ارائه طرحی برای صلح، به مکانی برای بازتولید توهم «سلطه غرب» تبدیل شده است. رهبران اروپا به جای واقعگرایی، در حال سازماندهی مجدد قاره پیر حول محور جنگ هستند تا شاید از این طریق به ثبات و اهمیتِ از دست رفته بازگردند.
🔹 سیاست خارجی آمریکا از کنترل مدنی خارج و به «دولت امنیتی» واگذار شده است؛ از زمان مرگ فرانکلین روزولت در ۱۹۴۵، آژانس اطلاعات مرکزی (CIA) و مجتمعهای نظامی-صنعتی، هدایت آمریکا را به سمت هژمونی جهانی بر عهده گرفتهاند. این ساختارِ غیرپاسخگو، حتی از زمان آیزنهاور و کِنِدی، تلاشها برای صلح را سرکوب کرده است.
🔹 آمریکا آگاهانه فرصتهای «صلح پایدار» را برای حفظ برتری خود نابود کرد؛ واشینگتن در دهه ۹۰ میلادی پیشنهادات صلح گورباچف را با هدف فروپاشی کامل روسیه رد کرد. نقض عهد صریح درباره عدم گسترش ناتو به شرق، با هدف محاصره روسیه و جلوگیری از پیوند اقتصادی آلمان و مسکو انجام شد.
🔹 اروپا همواره به عنوان «پیوست نظامی» آمریکا عمل کرده است؛ برخلاف ادعاهای استقلالطلبانه، عضویت در اتحادیه اروپا همواره مشروط به پذیرش هژمونی نظامی آمریکا از طریق ناتو بوده است. اروپا به جای حاکمیت ملی، به بازیافتکننده کسریهای تجاری ایالات متحده تبدیل شده است.
🔹 آلمان و فرانسه در تله راهبردی واشینگتن گرفتار شدهاند؛ آمریکا با فشار برای گسترش ناتو به شرق (اوکراین و گرجستان) و نادیده گرفتن مخالفتهای اولیه برلین و پاریس، عملاً محور قدرتمند «فرانسوی-آلمانی» را تضعیف کرده و اروپا را به سمت وابستگی کامل انرژی به گاز گرانقیمت آمریکا سوق داده است.
🔹 اروپا در حال ارتکاب «خودکشی اقتصادی» و صنعتزدایی است؛ کارخانههای بزرگی مانند فولکسواگن که دیگر توان رقابت با تسلا یا خودروسازان چینی را ندارند، در حال تبدیل شدن به خط تولید تانک (راینمتال) هستند. این گذار از «صنعت صلح» به «تولید جنگی»، نشانه ورشکستگی مدل اقتصادی اروپا و تبدیل آن به یک «اتحادیه جنگی» است.
🔹 نخبگان فعلی اروپا «دستنشاندههای» فاقد اراده هستند؛ رهبرانی مانند اورسولا فوندرلاین به این دلیل انتخاب شدهاند که هیچ خطری برای «بیعقلی سازمانیافته» واشینگتن ندارند. این نخبگان در اندیشکدههای آمریکایی آموزش دیدهاند تا به جای منافع مردم خود، پروژههای هژمونیک ایالات متحده را پیش ببرند.
🔹 تنها راه نجات اروپا، بازگشت به سیاست «بیطرفی» و گفتگو با روسیه است؛ هژمونی آمریکا در حال فروپاشی است و تلاش برای پیوند زدن سرنوشت اروپا به یک قدرت بیثبات و غیرمنطقی (مانند دولت فعلی آمریکا)، فاجعهبار خواهد بود. اروپا باید با خروج از سایه ناتو، معماری امنیتی جدیدی بر پایه همکاری با همسایگان اوراسیایی خود بنا کند.
🌐 فایل صوتی در روبیکا.
@Multipolar_world 🌍
🔶#هر_ماه_معرفی_یک_کتاب
✴️ «برخورد تمدنها» اثر ساموئل هانتینگتون: جهان پس از جنگ سرد، عرصه تقابل هویتهای فرهنگی
🔸پس از فروپاشی شوروی، بسیاری از نظریهپردازان گمان میکردند دوران درگیریهای ایدئولوژیک به پایان رسیده و جهان وارد عصر صلح لیبرال دموکراسی شده است. اما ساموئل هانتینگتون، جامعهشناس برجسته آمریکایی، در کتاب جنجالی خود «برخورد تمدنها و بازآفرینی نظم جهانی» (۱۹۹۶) تصویری کاملاً متفاوت ارائه داد.
🔸هانتینگتون استدلال میکند که منبع اصلی درگیری در جهانِ پس از جنگ سرد، دیگر نه رقابتهای اقتصادی یا سیاسی، بلکه تمایزات فرهنگی و دینی خواهد بود. او جهان را به هشت یا نه تمدن بزرگ تقسیم میکند: غربی، کنفوسیوسی (چینی)، ژاپنی، اسلامی، هندو، ارتدکس، آمریکای لاتین و آفریقایی. به اعتقاد او، خطوط گسل (Fault lines) میان این تمدنها جایگزین مرزهای سیاسی قدیمی خواهند شد.
🔸نقطه محوری تز هانتینگتون، هشدار نسبت به «غرب در برابر بقیه» است. او به نخبگان غربی هشدار میدهد که مدرنیزاسیون به معنای غربیشدن نیست؛ کشورها میتوانند مدرن شوند بدون آنکه ارزشهای غربی مانند فردگرایی، سکولاریسم یا دموکراسی را بپذیرند. بر این اساس، همکاری تمدن اسلامی-کنفوسیوسی بزرگترین تهدید برای سلطه غرب تلقی میشود.
🔸این کتاب که در زمان انتشارش به دلیل تعمیمهای جزمانگارانه و نادیده گرفتن همکاریهای میانتمدنی به شدت نقد شد (از جمله از سوی ادوارد سعید و نوآم چامسکی)، پس از رویدادهای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و ظهور قدرت اقتصادی چین، خوانشی دوباره یافت. منتقدان میگویند پیشبینی هانتینگتون درباره «جنگ تمدن اسلامی-غربی» خود به یک پیشگویی خودتحققبخش تبدیل شد.
🔸این کتاب با وجود جنجالهای فراوان، به یکی از تأثیرگذارترین متون علوم سیاسی در سه دهه اخیر بدل شده و مدلی کلاسیک برای تحلیل سیاست جهانی بر پایه هویت و فرهنگ ارائه میدهد – مدلی که هنوز هم در مناقشاتی مانند جنگ اوکراین (تقابل تمدن غربی با ارتدکس روسی) یا رقابت آمریکا و چین، بازتاب دارد.
🔸کتاب «برخورد تمدنها» هنوز هم برای درک تنشهای امروز جهان، از غزه تا تایوان، اثری ضروری اما بحثبرانگیز محسوب میشود.
✴️ این کتاب به فارسی هم برگردانده شدهاست.
🌐 فایل کتاب در روبیکا.
@Multipolar_world 🌍
🚨توئیت عراقچی، برای توجه فوری:
آتشبس بین ایران و آمریکا، بدون شک آتشبس در تمام جبههها، از جمله در لبنان است.
نقض آن در یک جبهه، نقض آتشبس در تمام جبههها است.
آمریکا و اسرائیل مسئول عواقب هرگونه نقضی هستند.
@Multipolar_world 🌍
🚨 پروفسور جان میرشایمر: «اگر اسرائیل جنگ را ببازد، ممکن است به ایران حمله هستهای کند. من جدا نگران این سناریو هستم.»
@Multipolar_world 🌍