eitaa logo
جهان چند قطبی 🌍
89 دنبال‌کننده
90 عکس
9 ویدیو
1 فایل
🔷 کانال «جهان چندقطبی» — دریچه‌ای به تحولات جغرافیای سیاسی، اقتصاد و امنیت جهانی در دوران گذار. 🔷 تحلیل‌های اختصاصی همراه با ترجمه‌های منتخب از اندیشمندان و راهپردازان سرشناس جهان. @Multipolar_world 🌍
مشاهده در ایتا
دانلود
🟦 🔵 پروفسور جان میرشایمر در این سخنرانی که در ۲ ژوئن ۲۰۲۶ در آتن ایراد شده است، به تبیین جایگاه نظریه رئالیسم (واقع‌گرایی) در درک سیاست جهانی و مقایسه آن با نظریات رقیب می‌پردازد. خلاصه‌ای از محورهای اصلی صحبت‌های او به شرح زیر است: 🔹 اهمیت نظریه در سیاست‌گذاری میرشایمر تأکید می‌کند که برخلاف باور برخی سیاست‌مداران، انجام سیاست‌گذاری بدون داشتن یک نظریه در ذهن غیرممکن است. او نظریه‌ها را «ساده‌سازی واقعیت» توصیف می‌کند که به ما کمک می‌کنند در دنیای بسیار پیچیده، بر چند عامل کلیدی تمرکز کنیم. او خاطرنشان می‌کند که هیچ نظریه‌ای همیشه درست نیست، زیرا گاهی عواملی که نادیده گرفته شده‌اند، بر روند رویدادها تأثیر می‌گذارند. 🔷 پنج فرض اساسی رئالیسم ساختارگرا میرشایمر نظریه خود را بر پنج ستون اصلی استوار می‌داند: ۱. آنارشی: سیستم بین‌المللی فاقد یک قدرت مرکزی یا حاکم برتر ( پلیس جهانی ) است. بنابراین جهان امروزه پر از آشوب ( آنارشیک ) است. ۲. توانمندی نظامی تهاجمی: همه کشورها تا حدی دارای قدرت نظامی برای آسیب رساندن به دیگران هستند و گاه نیاز است از این توان برای پیشبرد اهداف استفاده بشود. ۳. عدم اطمینان از نیت‌ها: هیچ کشوری نمی‌تواند با قطعیت از نیت‌های فعلی یا آینده کشورهای دیگر آگاه باشد. ۴. بقا: هدف اصلی و شماره یک هر دولتی، حفظ بقای خود است. ( و پس از بقا، توسعه و شکوفایی صورت میگیرد. ) ۵. عقلانیت: دولت‌ها بازیگرانی عقلانی هستند که به طور راهبردی، و به تناسب ساختار تصمیم‌گیری خود، محاسبات خود را انجام می‌دهند. 🔹 ترس و تلاش برای هژمونی منطقه‌ای ترکیب این پنج پنداره منجر به ایجاد دنیایی سرشار از ترس می‌شود که در آن کشورها باید برای امنیت خود به خودشان متکی باشند ( خودکفایی در اشکال مختلف). میرشایمر استدلال می‌کند که بهترین راه برای بقا در این سیستم، قدرتمند بودن و تبدیل شدن به یک «هژمون منطقه‌ای» است؛ همان‌طور که ایالات متحده در نیمکره غربی به این جایگاه رسیده است. 🔷 نقد سیاست‌های لیبرال (چین و ناتو) 🔹 چین: او معتقد است سیاست «تعامل» آمریکا با چین یک اشتباه راهبردی بود؛ زیرا کمک به رشد اقتصادی چین، این کشور را به یک رقیب قدرتمند تبدیل کرد که به طور طبیعی به دنبال تسلط بر شرق آسیا خواهد بود. 🔹 ناتو: میرشایمر و دیگر رئالیست‌ها با گسترش ناتو به سمت شرق مخالف بودند، زیرا معتقد بودند روسیه این حرکت را تهدیدی حیاتی در «حیاط خلوت» خود تلقی خواهد کرد و به آن پاسخ خواهد داد. ( برخلاف نظر برژنسکی ) 🔹 رئالیسم در مقابل نظریه ( لیبرالِ ) وابستگی متقابل اقتصادی در حالی که نظریات لیبرال بر شکوفایی و رفاه اقتصادی به عنوان عاملی برای جلوگیری از جنگ تأکید دارند، میرشایمر معتقد است در زمان بحران، منطق بقا همیشه بر منطق رفاه غلبه می‌کند. او به جنگ جهانی اول اشاره می‌کند که علی‌رغم وابستگی اقتصادی شدید، به دلیل نگرانی‌های امنیتی و تغییر توازن قوا آغاز شد. 🔹 تغییر نظم جهانی: از جهان تک‌قطبی به جهانی چندقطبی او معتقد است ما از دوران تک‌قطبی (که در آن ژئوپلیتیک اهمیت کمی داشت) عبور کرده و وارد دنیای چندقطبی با حضور سه قدرت بزرگ ( ایالات متحده، چین و روسیه ) شده‌ایم. در این دنیای جدید، ملاحظات امنیتی و اقتصادی به شدت با هم گره خورده‌اند و رقابت بر سر فناوری‌های پیشرفته و زنجیره‌های تأمین، بخشی از رقابت امنیتی است. 🔹 در نهایت، او نتیجه می‌گیرد که رئالیسم با وجود ارائه تصویری تاریک و تراژیک از جهان، قدرتمندترین ابزار برای درک چگونگی عملکرد سیاست بین‌الملل است. 🌐 ویدیو در روبیکا و آپارات. @Multipolar_world 🌍
🎙️🟦 په‌په اسکوبار، روزنامه‌نگار تحقیقی بین‌المللی و تحلیلگر ارشد حوزه جغرافیای سیاسی 🔵 خروج ایران از ابهام هسته‌ای؛ اولتیماتوم سه‌مرحله‌ای به واشینگتن و آمادگی برای نمایش «برتری در تشدید تنش». 🔹 ایران به سلاح هسته‌ای با قابلیت تحویل دست یافته است؛ این تحلیلگر بر اساس منابع اطلاعاتی موثق فاش کرد که ایران اکنون دارای بمب اتمی است و در صورت عبور آمریکا از خط قرمزها، آماده است با انجام یک آزمایش هسته‌ای در خاک خود، «برتری در تشدید تنش» را به صورت رسمی به جهان نشان دهد. 🔹 پزشکیان اولتیماتوم سه‌مرحله‌ای ایران را از طریق پاکستان به کاخ سفید ارسال کرده است؛ این شروط شامل: ۱. پایان دادن به تمام جنگ‌ها پیش از هرگونه گفتگوی هسته‌ای، ۲. رد کامل هرگونه توافقی در قالب برجام و ۳. هشدار صریح درباره آزمایش اتمی در صورت تداوم تهدیدات ایالات متحده است. 🔹 دکترین هسته‌ای ایران و «فتوا» در حال تغییر است؛ تحت هدایت رهبری عالی و با هماهنگی سید مجتبی خامنه‌ای، ایران در حال بازنگری در وضعیت هسته‌ای خود به دلیل تهدیدات وجودی است. این تغییر به معنای پایان دوران ابهام و حرکت به سمت نمایش علنی قدرت بازدارندگی در سطح جهانی است. 🔹 همکاری‌های هسته‌ای با پاکستان و کره‌شمالی وارد فاز جدیدی شده است؛ سناریوهای مختلفی از جمله توسعه بومی یا دریافت کمک از شرکای دیرینه (پاکستان و کره‌شمالی) برای دستیابی به این توانمندی مطرح است. همچنین قالیباف به عنوان فرستاده ویژه، هماهنگی‌های راهبردی سطح بالا میان ایران و چین را مدیریت می‌کند. 🔹 شکاف بی‌سابقه میان ترامپ و نتانیاهو؛ ترامپ در تماس‌های خصوصی با زبانی بسیار تند به نتانیاهو هشدار داده است که به دلیل تبدیل جنوب لبنان به «غزه دوم» منفور جهانی شده است و اگر حمایت‌های او نبود، نتانیاهو اکنون به دلیل پرونده‌های قضایی‌اش در زندان به سر می‌برد. @Multipolar_world 🌍
🎙️🟦 لری جانسون، تحلیلگر سابق سیا (CIA) و کارشناس مسائل امنیتی 🔵 خروج ایران از ابهام هسته‌ای و اولتیماتوم به واشینگتن؛ احتمال نمایش قدرت اتمی برای مهار تنش. 🔹 ایران پیامی سه‌مرحله‌ای و قاطع را از طریق پاکستان به کاخ سفید مخابره کرده است؛ پزشکیان در تماس با شریف اعلام کرد که مذاکرات هسته‌ای متوقف شده و در صورت ادامه تهدیدات، ایران با آزمایش یک بمب اتمی در خاک خود، قدرت بازدارندگی و «برتری در تشدید تنش» را به نمایش می‌گذارد. 🔹 تغییر لحن ترامپ از تهدید به سکوت، نشان‌دهنده جدی بودن این هشدار است؛ سیا و موساد احتمالاً این تماس‌ها را شنود کرده‌اند و اکنون واشینگتن با درک اینکه ایران ممکن است بیش از یک سلاح هسته‌ای داشته باشد، در حال بازنگری در محاسبات نظامی خود است. 🔹 تصمیم برای داشتن «بمب هسته‌ای» واکنشی به خیانت‌های دیپلماتیک غرب و اسرائیل است؛ پس از حملات غافلگیرانه به ایران در جریان مذاکرات صلح، رهبری جدید ایران که خود شاهد قتل‌عام خانواده‌اش توسط اسرائیل بوده، به این نتیجه رسید که تنها راه دفاع، دستیابی به بازدارندگی فعال اتمی است. 🔹 حمایت‌های فنی «دوستان ایران» در دستیابی به این فناوری کلیدی بوده است؛ لری جانسون معتقد است روسیه، چین، کره‌شمالی و حتی پاکستان ممکن است در پایدارسازی، تأمین تجهیزات نظامی و ارائه مشاوره‌های فنی به ایران برای رسیدن به این سطح از توانمندی کمک کرده باشند. @Multipolar_world 🌍
🚨 سرهنگ داگلاس مک‌گرگور، مشاور عالی وزیر دفاع آمریکا در زمان اوباما: ⭕ پنتاگون سطح ریسک ضداطلاعاتی اسرائیل را به وضعیت «بحرانی»، که بالاترین سطح ممکن است، ارتقا داده است. آن هم در میان نگرانی‌های فزاینده از اینکه اسرائیل عملیات جاسوسی تهاجمی علیه مقامات ارشد آمریکایی انجام می‌دهد. @Multipolar_world 🌍
🌍 جهان ما در حال پوست‌اندازی است؛ ما از نظم تک‌قطبی به سوی نظمی چندقطبی در حرکت هستیم. 🔷 در کانال «جهان چندقطبی»، با تحلیل‌های دست‌اول، ترجمه‌های ناب از اندیشورزان جهانی و بررسی داده‌های کلیدی همراه باشید تا عمق این تحول را باهم درک کنیم. 🖇️ پیوند کانال : @Multipolar_world 🌍 ✨ با اشتراک‌گذاری و معرفی به دوستان و آشنایان، چراغ آگاهی را روشن نگه‌دارید. @Multipolar_world 🌍 | تلگرام | بله | آپارات | روبیکا | سروش | ویراستی |
🎙️🟦 شان فو، تحلیلگر بازار و کارشناس مسائل چین در گفتگو با پروفسور گلن دیزن 🔵 زلزله در نظم اقتصادی جهان؛ از خروج چین از بازار اوراق قرضه آمریکا تا شکست راهبردی جنگ تراشه‌ها 🔹 تنش‌های اخیر در غرب آسیا و فشارهای اقتصادی واشینگتن، نه تنها باعث مهار چین نشده، بلکه فرآیند دلارزدایی و استقلال فناوری پکن را تسریع کرده است. 🔹 پایان دوران اوراق قرضه آمریکا برای چین: پکن با فروش حدود ۴۰ میلیارد دلار از اوراق قرضه آمریکا در یک ماه اخیر، عملا روند جداسازی اقتصاد خود از ایالات متحده را کلید زده و دیگر تمایلی به سرمایه‌گذاری در این بازار ندارد. 🔹 نتیجه وارون جنگ تراشه‌ها: تلاش آمریکا برای قطع دسترسی چین به فناوری‌های پیشرفته باعث شده است تا شرکت هوآوی به پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ای دست یابد؛ به طوری که پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۱ تراشه‌هایی در سطح انویدیا تولید کند. این موضوع باعث شده انویدیا نیمی از بازار جهانی خود را از دست داده و به دنبال بازارهای جایگزین مانند لپ‌تاپ‌های شخصی باشد. 🔹 بحران در اقتصاد داخلی آمریکا: برخلاف تصور واشینگتن، افزایش قیمت انرژی به دلیل تنش‌ها در منطقه، باعث جهش تورم در آمریکا (از ۲.۴٪ به ۳.۸٪) شده است. این موضوع فشار شدیدی بر مصرف‌کنندگان آمریکایی وارد کرده و باعث ایجاد شکاف‌های جدی در اقتصاد این کشور شده است. 🔹 از دست رفتن اعتماد متحدان در خلیج فارس: مصادره دارایی‌های ایران (از جمله ارزهای دیجیتال) توسط آمریکا، زنگ خطر را برای کشورهای حاشیه خلیج فارس به صدا درآورده است. این کشورها اکنون برای محافظت از ثروت خود به دنبال جایگزین‌هایی مثل طلا و سرمایه‌گذاری در اقتصادهای رقیب آمریکا (مانند چین) هستند. 🔹 انبساط افسارگسیخته نظامی آمریکا: درگیری‌های همزمان در اوکراین و تنش‌های غرب آسیا باعث شده آمریکا مجبور شود تسلیحات خود را از شرق آسیا و اروپا به این مناطق منتقل کند. این موضوع به متحدان آمریکا ثابت کرده که واشینگتن دیگر قادر به تامین چتر حمایتی برای همه آن‌ها نیست. 🔹 بدهی ۴۰ تریلیون دلاری و بن‌بست مالی: با رسیدن بدهی ملی آمریکا به مرز ۴۰ تریلیون دلار، بانک مرکزی این کشور (فدرال رزرو) در بن‌بست قرار گرفته است؛ کاهش نرخ بهره باعث انفجار تورم می‌شود و افزایش آن، خدمت‌رسانی به بدهی‌ها را غیرممکن می‌کند. 🔹 ائتلاف پولادین پکن و مسکو: فشارهای آمریکا باعث شده چین و روسیه بیش از هر زمان دیگری به هم نزدیک شوند. پکن در حال حاضر سرمایه‌گذاری‌های خود را به سمت متحدان بریکس و کشورهای مسیر کمربند-راه سوق داده و در حال حصارکشی به دور جریان‌های سرمایه خود است. 🔹 جهان در حال ورود به دوره‌ای از بی‌ثباتی مالی و تغییر قدرت از غرب به شرق است، جایی که اعتماد به دلار و چتر امنیتی آمریکا به شدت کاهش یافته است. @Multipolar_world 🌍
📄 فاز جدید ( The New Phase ) ایران دیگر برای بقای خود نمی‌جنگد. بلکه برای سلطه میجنگد. 🖊️ پروفسور رابرت پِیپ، ۶ ژوئن ۲۰۲۶ ⬛ پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا ایران باقی می‌ماند یا نه. بلکه این است که ایران قصد دارد با این بقا چه بکند. ➖ در هفته گذشته، توجهات بر نقض مکرر آتش‌بس و این پرسش متمرکز بود که آیا جنگ ایران پایان مییابد. گرچه پرسش مهمتر این است که چگونه جنگ تغییر میکند. ➖ شواهد جهت‌گیری روشنی را نشان می‌دهند. به جای حرکت به سمت یک راه حل پایدار، این منازعه به چیزی بدل میشود که در تاریخ جنگ های طولانی آشناتر است: گذار از یک آرامش موقت به فاز جدیدی از رویارویی نظامی. فازی از فشار راهبردی از سوی ایران. ➖ ایران از بقا به هژمونی منطقه‌ای تغییر مسیر می‌دهد. برای ایران، ماه‌های آغازین جنگ تحت سلطه یک مسئله‌ی واحد بود: بقای رژیم. اسرائیل و ایالات متحده به دنبال تضعیف توانمندی‌های نظامی ایران، فشار بر اقتصاد و ایجاد تنش‌های سیاسی در داخل جمهوری اسلامی بودند. با این حال، با وجود آسیب‌های شدید، رژیم ایران باقی ماند – و نیز نیروهای پهپادی و موشکی‌اش. و بخش کافی از زیرساخت‌های هسته‌ای‌اش دست‌نخورده باقی ماند تا وضعیت آستانه‌ای ایران حفظ شود. ◾تعجب‌آورتر نتیجه‌ تحلیل من بود : ایران با کنترل بر تنگه هرمز ظاهر شد. ➖ این وضعیت راهبرد ایران و مشوق‌های پیش روی آن را تغییر میدهد. هنگامی که بقا تضمین شد، دولتها شروع به طرح پرسش دیگری میکنند: چگونه میتوان بقای فوری را به امنیت و قدرت بلندمدت تبدیل کرد؟ ◾ توالی که اکنون نمایان میشود چنین است: بقا → اهرم → قدرت منطقه‌ای ➖ این هفته، محسن رضایی، مشاور ارشد نظامی علی خامنه‌ای، خواستار آزادی ۲۴ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده‌ی ایران شد، امکان دیدار ترامپ و خامنه‌ای را رد کرد و هشدار داد که درگیری تجدید شده میتواند فراتر از خلیج فارس گسترش یابد. ➖ اهمیت این اظهارات صرفا در لحن آنها نیست. آنها نشان می‌دهند که تهران به طور فزاینده‌ای خود دیپلماسی را عرصه‌ای دیگر برای اعمال اهرم می‌بیند. هدف دیگر صرفا کاهش تحریم‌ها نیست. بلکه تبدیل بقای نظامی به امتیازات سیاسی و اقتصادی است. ➖ از زمان انقلاب، بسیاری از تحلیلگران غربی راهبرد ایران را عمدتا از دریچه‌ی بازدارندگی تفسیر کرده‌اند. اما رفتار ایران در دو دهه‌ی گذشته همواره فراتر از بازدارندگی فوری بوده است. حقایق فردی به خوبی شناخته‌شده‌اند: حزب‌الله در لبنان؛ نفوذ در عراق و سوریه پس از ۲۰۰۳؛ حمایت از حوثی‌ها در یمن. و اکنون، تلاش‌های مکرر برای شکل‌دهی به جهت‌گیری سیاسی خلیج فارس. همه‌ی اینها به هدفی گسترده‌تر اشاره دارند. ➖ به نظر نمیرسد ایران به دنبال فتح سرزمینی باشد. و نه تلاش برای احیای یک امپراتوری پارسی. شواهد به هدف دیگری اشاره دارند: برتری منطقه‌ای. در عمل، این به معنای تبدیل شدن به دولتی است که بیشترین نفوذ را بر امنیت، جریان انرژی و تصمیمات سیاسی همسایگانش دارد. ➖ هدف هژمونی منطقه‌ای الگویی رایج در سیاست جهانی است. ایالات متحده به دنبال این جایگاه در نیمکره‌ی غربی بود. چین به دنبال آن در آسیاست. روسیه به دنبال آن در اروپای شرقی است. اکنون به نظر می‌رسد ایران از همین الگو در خلیج فارس پیروی میکند. ◾ چرخه متوالی در حال ظهور به طور فزاینده‌ای شبیه این است: . قابلیت هسته‌ای آستانه‌ای · نفوذ بر مسیرهای انرژی · فشار بر اتحادهای آمریکا = هژمونی منطقه‌ای ➖ اینکه آیا ایران در نهایت موفق میشود، پرسش جداگانه‌ای است. آنچه اهمیت دارد این است که خود هدف به طور فزاینده‌ای قابل مشاهده میشود. ➖ کارزار فشار متوجه کشورهای خلیج فارس است در هفته گذشته، موشک‌ها و پهپادهای ایران دوباره کویت و بحرین را هدف گرفتند، هر دو کشوری که تأسیسات نظامی مهم آمریکا را میزبانی می‌کنند. نیروهای آمریکایی بیشتر حملات را خنثی کردند. اما خود اهداف گویا هستند. ➖ برای روشن شدن مطلب: ایران عمدتا اسرائیل را هدف قرار نمی‌دهد. و نه عمدتا بر نیروهای دریایی آمریکا تمرکز دارد. بلکه بر کشورهایی که میزبان قدرت آمریکا هستند فشار می‌آورد. این نشاندهنده‌ی هدف راهبردی است که مدتها پیش از جنگ کنونی وجود داشته است. ➖ هدف لزوما اخراج فوری نیست. بلکه افزایش هزینه‌ها، ایجاد اضطراب و تشویق دولت‌های خلیج فارس به این پرسش است که آیا میزبانی از نیروهای آمریکایی همچنان ارزش ریسک را دارد. از همه مهمتر، نشان دادن این است که آمریکا دیگر نمی‌تواند در برابر قدرت رو به رشد ایران امنیت فراهم کند. ◾ در واقع، منطق قهری چنین است: فشار بر کشورهای خلیج فارس → اصطکاک در اتحادها → کاهش حضور آمریکا 📄 ۱ @Multipolar_world 🌍
➖ تنگه هرمز همچنان مرکز ثقل باقی می‌ماند. جنگ به طور فزاینده‌ای حول تنگه‌ی هرمز می‌چرخد. حملات آمریکا به تأسیسات راداری ایران در نزدیکی جزیره‌ی قشم تنها پس از آن رخ داد که پهپادهای ایران ترافیک دریایی را تهدید کردند. ➖ ایران سپس به مواضع آمریکا در کویت و بحرین حمله تلافی‌جویانه کرد. این تصادفی نیست. ➖ کنترل هرمز همواره جایگاهی مرکزی نه تنها در تفکر راهبردی ایران، بلکه در منطق تعهد آمریکا به خلیج فارس داشته است. از اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ سرد، تا عراق پس از جنگ سرد، تا ایران امروز، هدف اصلی آمریکا جلوگیری از تبدیل هر دولت منفردی به هژمون منطقه‌ای در ثروتمندترین منطقه‌ی جهان از نظر انرژی بوده است. ◾ هژمونی منطقه‌ای در خلیج فارس در نهایت بر سه پایه استوار است: • نفوذ بر جریان انرژی؛ • حفظ وضعیت آستانه‌ای هسته‌ای؛ • برتری نظامی در داخل خود خلیج فارس. ➖ ایران هنوز به طور کامل به اینها دست نیافته است. اما ایران به سرعت در هر سه بعد در حال حرکت است. ◾چرا جنگ پایان نمی‌یابد؟ بسیاری از جنگ‌ها وقتی درگیری‌ها فروکش میکند به پایان نمی‌رسند. آنها تکامل می‌یابند. اهداف جابه‌جا میشوند. درگیری فراتر از اهداف فوری مرحله‌ی آغازین گسترش می‌یابد. این اتفاق میافتد زیرا جنگ ادامه‌ی ژئوپلیتیک با ابزارهای دیگر است. ➖ جنگ ایران به طور فزاینده‌ای شبیه گذار از رویارویی نظامی کوتاه‌مدت برای بقا به رقابت راهبردی بلندمدت برای قدرت است. این تغییر ممکن است از خود مراحل آغازین مهمتر باشد. ◾ منطق عمیق‌تر در حال نمایان شدن است: بازداری نظامی → فشار اقتصادی → اهرم دیپلماتیک ➖ فشار نظامی در اطراف هرمز، فشار اقتصادی بر کشورهای خلیج فارس و بازارهای جهانی ایجاد میکند. اهرم اقتصادی ایران بر کشورهای خلیج فارس صرفا مربوط به گردشگری یا اختلالات موقت نیست. با به خطر افتادن ۲۰ تا ۳۰ درصد از تولید ناخالص داخلی خلیج فارس، این مسئله به قلب امنیت خلیج فارس میرود. ➖ و در نهایت به یک پرسش بزرگتر: آیا کشورهای خلیج فارس با پایگاه‌های آمریکایی امنیت بیشتری دارند یا بدون آنها؟ ⬛ این همان فاز جدید جنگ است. 📄 ۲ @Multipolar_world 🌍
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 بِسِنت، وزیر خزانه‌داری همجنسگرای رژیم آمریکا به نقل از گروه مذاکره‌کننده آمریکایی با ایران میگوید که در این مذاکرات تحریم‌های ایران لغو نخواهد شد و پول بلوکه شده ایران پس داده نخواهد شد، فقط محاصره دریایی ایران در مقابل بازگشایی تنگه هرمز برداشته خواهد شد. @Multipolar_world 🌍
🔺 مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین در گفتگو با «خانه اقتصاد»: 📌 آقایان شانس آوردند، هر چه میشود گردن جنگ می‌اندازند. آشفتگی‌هایی که امروز در اقتصاد ما می‌بینید، بخاطر جراحی اقتصادی زمستان پارسال است و ربطی به جنگ ندارد. @Multipolar_world 🌍
🔺 در گفتگوی سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجه روسیه، سیگنال روشنی در مورد برنامه هسته ای ایران است. در آن‌ خط قرمزی ( برای ساخت سلاح ) دیده نمی‌شود. 📌 «قذافی از برنامه هسته‌ای خود دست کشید و در تلویزیون بصورت زنده مورد تمسخر قرار گرفت و کشته شد، در حالی که هیلاری کلینتون، که به معنای واقعی کلمه جلوی صفحه نمایش کف می‌زد، از او استقبال کرد. کره شمالی به سادگی به این نتیجه رسید که بدون سلاح‌های هسته‌ای، از روی زمین محو خواهد شد. آنها بر اساس این انتخاب عمل می‌کنند و هیچ کس به آنها دست نمی‌زند. 📌 در مورد ایران، همه اینها به این دلیل آغاز شد که به ظاهرا ( به گفته غربی ها ) ایران ۴۷ سال است که تروریسم بین‌المللی را ترویج می‌کند. خیلی سریع مشخص شد که دلیل آن دوباره نفت است. آمریکایی‌ها پیشنهاد دادند که آنها و ایران تنگه هرمز را به صورت ۵۰/۵۰ کنترل کنند. همه چیز دوباره در مورد نفت است - همه چیز در مورد بازارهای انرژی جهان است». @Multipolar_world 🌍
🎙️🟦 چَز فریمن، معاون سابق وزیر دفاع آمریکا و سفیر پیشین در عربستان سعودی 🔵 فروپاشی پروژه «اسرائیل بزرگ»؛ انزوای جهانی تل‌آویو و شکل‌گیری معماری امنیتی جدید در اوراسیا. 🔹 پروژه «اسرائیل بزرگ» در آستانه فروپاشی است؛ این طرح که ریشه در ناسیونالیسم افراطی مذهبی دارد، بدون حمایت قدرت‌های خارجی (به‌ویژه آمریکا) عملا غیرممکن است. با کاهش شدید ذخیره حمایت‌های بین‌المللی، حتی کشورهای اروپایی در حال بررسی تحریم وزرای فاشیست و افراطی کابینه اسرائیل هستند. 🔹 اسرائیل به یک «منزوی جهانی» (Pariah) بدل شده است؛ جایگاه بین‌المللی اسرائیل در حال سقوط آزاد است و وضعیتی مشابه پایان «پادشاهی‌های صلیبی» در قرن ۱۱ و ۱۲ میلادی دارد که با از دست دادن حمایت خارجی، خیلی زود منحل شدند. اکنون در سطح جهانی، این پرسش که «آیا اصلا اسرائیل حق وجود داشتن دارد؟» با پاسخ‌های منفی شدیدی روبرو شده است. 🔹 تلاش برای ادغام ساختاری ارتش اسرائیل در ارتش آمریکا؛ برخی اعضای کنگره که «زرخرید لابی صهیونیسم شده‌اند»، به دنبال ادغام نیروهای مسلح دو کشور در تمام حوزه‌ها (تحقیق، توسعه و تدارکات) هستند تا مخالفت با کمک به اسرائیل عملا غیرقانونی شود. این در حالی است که آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا (DIA) سطح هشدار جاسوسی و خرابکاری اسرائیل علیه ایالات متحده را به بالاترین رده افزایش داده است. 🔹 دکترین «امنیت مطلق» اسرائیل، ریشه اصلی ناامنی منطقه است؛ مفهوم امنیت از نظر تل‌آویو یعنی «ناامنی مطلق» برای تمام کشورهای دیگر است. اسرائیل هر کشوری را که توان مقابله داشته باشد (مانند ایران و ترکیه) به عنوان هدف می‌بیند و در ۷۸ سال گذشته هیچ راهبرد دیپلماتیک یا طرح صلحی برای همزیستی ارائه نداده است. 🔹 شکل‌گیری معماری امنیتی جدید با مشارکت ایران و بدون قدرت‌های بزرگ؛ کشورهای حوزه خلیج‌فارس (GCC) با درک این واقعیت که واشینگتن تنها به منافع اسرائیل توجه دارد، در حال چرخش به سمت همکاری با ایران هستند. هسته‌ای از قدرت‌ها شامل پاکستان، مصر، عربستان و ترکیه در حال ایجاد یک سیستم امنیتی خودکفا و مستقل از حضور نظامی آمریکا در منطقه هستند. 🔹 گزینه نظامی علیه ایران از بین رفته است؛ تلاش‌های گذشته برای ضربه زدن به ایران باعث تخلیه ذخایر تسلیحاتی و دفاعی آمریکا و اسرائیل شده است. واشینگتن دیگر توان نظامی برای حمله به ایران ندارد که هزینه‌هایش بیش از منافع آن نباشد. ایران اکنون تنها مانع کارا در برابر جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای اسرائیل است. 🔹 ترامپ؛ استاد «اخاذی» و زندانیِ فشارهای داخلی؛ رفتار متناقض ترامپ در مذاکرات و نقض عهد‌های پی‌درپی، اعتبار دیپلماتیک او را نزد ایران و روسیه نابود کرده است. او نه یک معامله‌گر، بلکه استاد «اخاذی و قلدری» است که به دلیل ترس از افشای «پرونده‌های اپستین» و فشار حامیان مالی صهیونیست، در بن‌بست گرفتار شده است. 🔹 نتانیاهو در پی خودپایداری و اسرائیل در مسیر «تخلیه جمعیت»؛ نخست‌وزیر اسرائیل بیش از آینده کشورش، نگران بقای شخصی خود برای فرار از زندان است. در درازمدت، اسرائیل با خطر «مهاجرت معکوس» و خروج نخبگانی مواجه است که ستون فقرات این دولت را تشکیل می‌دادند. @Multipolar_world 🌍