🔶 موازنه قدرت جدید در غرب آسیا؛ تحلیل توافق ژوئن ۲۰۲۶ و نظم پسا-آیتالله خامنهای
🟠 تلخیص گفتگوی پروفسور جان میرشایمر و دکتر سید محمد مرندی در برنامه
Community Alliance for Peace and Justice
🔸 نشست اخیر با حضور دو چهره برجسته علمی، ابعاد جدیدی از جایگاه منطقهای ایران را پس از امضای یادداشت تفاهم در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ و در آستانه تشییع پیکر آیتالله خامنهای بررسی کرد. محور اصلی این گفتگو، شکست ابزارهای فشار نظامی آمریکا، و تثبیت ایران به عنوان یک قدرت برتر منطقهای است.
🔸۱. پایداری سیاسی و پیام تشییع تاریخی
حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع، فراتر از یک آیین مذهبی، به عنوان نمادی از ثبات داخلی و مشروعیت نظام تلقی شد که محاسبات واشینگتن درباره «شکنندگی ایران» را به چالش کشید.
▪️ دکتر مرندی:
➖«فکر میکنم امروز یک رویداد تاریخی بود... این حضور بیسابقه پیامی قوی به دشمنان و دوستان ایران درباره قدرت، تابآوری و اقتدار جمهوری اسلامی و درجه بالای مشروعیت حکومت در چشمان مردم عادی ایران ارسال میکند.»
🔸۲. آیا یادداشت تفاهم ژوئن ۲۰۲۶، "سند تسلیم" آمریکا هست؟
تحلیلگران معتقدند که این توافق پس از شکست «جنگ هوایی ۴۰ روزه» و بیاثر بودن محاصره دریایی آمریکا علیه ایران حاصل شده است. از منظر واقعگرایی ساختاری، ایران موفق شده است اراده خود را بر ابرقدرت جهانی تحمیل کند.
▪️پروفسور میرشایمر:
➖«به نظر من، این یادداشت تفاهم از دیدگاه آمریکاییها شبیه به یک سند تسلیم است. ایرانیها تقریبا در هر موردی پیروز شدند... ایالات متحده هیچ گزینه نظامیای ندارد؛ به همین دلیل بود که این توافق را امضا کرد چون نه بمباران جواب داد و نه محاصره.»
🔸۳. فرسایش ائتلافهای سنتی آمریکا در خلیج فارس
یکی از پیامدهای راهبردی درگیریهای اخیر، تغییر نگاه کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به چتر حمایتی آمریکا بوده است. آنها اکنون پایگاههای نظامی آمریکا را نه یک مزیت امنیتی، بلکه «آهنربایی» برای جذب موشکهای ایران میبینند.
▪️ پروفسور میرشایمر:
➖ «اعتماد به ایالات متحده به عنوان یک متحد امنیتی برای شش کشور حاشیه خلیج فارس از بین رفته است... آنها اکنون علاقهمندند به نوعی از "مودوس ویوندی" (همزیستی مسالمتآمیز) با ایران دست یابند و خود را از ایالات متحده دور کنند.»
🔸۴. نقش مخرب اسرائیل در توافقات دیپلماتیک
هر دو کارشناس بر سر این موضوع توافق داشتند که تلآویو بزرگترین مانع در برابر بهبود روابط تهران و واشینگتن است و رژیم صهیونیستی برای تضعیف هرگونه توافق، از جمله در خصوص لبنان، از هیچ تلاشی فروگذاری نخواهد کرد.
▪️دکتر مرندی:
➖ «اسرائیلیها خواهان بهبود رابطه ایران و آمریکا در هیچ سطحی نیستند و هر کاری بتوانند برای تضعیف این توافق انجام میدهند... آنها حتی حاضر نیستند از لبنان عقبنشینی کنند تا توافق به نتیجه نرسد.»
🔸۵. تبلور بلوک غیرغربی (روسیه، چین و ایران)
جنگ در اوکراین و غزه باعث شده است که روسیه و چین، ایران را به عنوان یک متحد طبیعی در برابر آنچه «دشمن مشترک» (آمریکا) مینامند، ببینند.
▪️پروفسور میرشایمر:
➖«چین، روسیه و ایران همگی منافع عمیقی در همکاری با یکدیگر برای مقابله با ایالات متحده دارند... با گذشت زمان، کمکهای چین و روسیه به ایران افزایش خواهد یافت.»
🔸۶. درسهایی برای سیاست خارجی آینده آمریکا
شکست راهبرد «فشار حداکثری» و مداخلات نظامی، ضرورت بازنگری در دکترینهای واشینگتن در آستانه ۲۵۰ سالگی استقلال آمریکا را دوچندان کرده است.
▪️پروفسور میرشایمر:
➖ «ایالات متحده باید از کسبوکارِ "تغییر نظام" و "مهندسی اجتماعی" خارج شود و محدودیتهای قدرت نظامی خود را درک کند... ما باید اجازه دهیم مردمِ آن کشورها خودشان تصمیم بگیرند چه نوع سیستم سیاسی میخواهند.»
🔸 ایرانِ پسا-آیتالله خامنهای، نه تنها دچار فروپاشی نشد، بلکه با تکیه بر توان بازدارندگی موشکی و پهپادی و پیوندهای راهبردی با قدرتهای شرق، جایگاه خود را به عنوان قطب تأثیرگذار در نظم چندقطبی تثبیت کرده است. موفقیت نهایی توافق اخیر، منوط به توانایی واشینگتن در مهار نفوذ لابیهای تندرو و پذیرش واقعیتهای جدید میدانی است.
@Multipolar_world 🌍
⬛ گذار به نظم چندقطبی؛ بازخوانی مفهوم «دولت-تمدنی» و ضرورت استعمارزدایی ذهنی با تمرکز بر مسئله هند
◼️ گفتوگوی پروفسور الکساندر دوگین در برنامه اختصاصی دکتر آنکیت شاه
➖ گفتگوی اخیر پروفسور دوگین، دریچهای نو به سوی معماری جدید امنیت جهانی میگشاید. او معتقد است جهان از نظم تکقطبی عبور کرده و به سوی ساختاری متشکل از چندین «دولت-تمدن» (Civilization State) در حال حرکت است که در آن روسیه، چین و هند نقشهای محوری ایفا میکنند.
◾نقد ساختار وستفالی و ظهور دولت-تمدنها
➖ دوگین استدلال میکند که مفاهیمی مانند «دولت ملت» (National State) با مرزهای خطی و دقیق، محصول سیستم استعماری غرب (وستفالی) است که با هدف ایجاد درگیریهای ابدی میان همسایگان طراحی شده است.
مرزهای تمدنی: برخلاف دولتهای ملی، یک «دولت-تمدنی» دارای مرزهای صلب نیست، بلکه دارای حوزههای نفوذ و کمربندهای فرهنگی است.
◾مصداق هند (بهارات):
➖ دوگین تقسیم هند و تشکیل پاکستان و بنگلادش را کاملا مصنوعی و ابزاری برای تضعیف تمدن واحد هندی میداند. او معتقد است هند فراتر از یک کشور، یک تمدن باستانی است که باید آگاهی تمدنی خود را بازیابی کند.
◾آغاز استعمارزدایی از ذهن: گذار از پارادایمهای غربی
➖ یکی از نکات کلیدی این گفتگو، ضرورت «استعمارزدایی ذهنی» (Decolonization of the Mind) در قدرتهای نوظهور است.
جایگزینی الگوها: دوگین تأکید دارد که ما اکنون در «اشغالِ» مفاهیم غربی مانند لیبرالدموکراسی، اقتصاد بازار و حقوق بشر (به تعریف غرب) هستیم.
➖ رسالت هند: او از هند میخواهد که الگوهای غربی را با هویت و پارادایمهای اصیل «بهارات» جایگزین کند. حضور هند در جبهه چندقطبی میتواند آخرین استدلال برای تغییر پارادایم جهانی باشد.
◾ جنگ اوکراین؛ نبردی وجودی با جبهه غرب
➖ دوگین بحران اوکراین را فراتر از یک درگیری منطقهای و نبردی میان روسیه و «جبهه غرب» (Collective West) توصیف میکندـ
مسئله بودن یا نبودن: برای روسیه، این جنگ یک مسئله وجودی است و عقبنشینی در آن به معنای نابودی کامل فدراسیون روسیه خواهد بود.
هدف نهایی، پیروزی در اوکراین که به معنای شکست هژمونی غرب و به رسمیت شناخته شدن روسیه به عنوان یک «دولت-تمدنی» مستقل و دارای حاکمیت است، خواهد بود.
◾قطبهای قدرت در جهان آینده
➖ از منظر دوگین، جهان آینده شامل چندین قطب قدرتمند خواهد بود:
▪️غرب: که باید از یک الگوی جهانی به یک قدرت منطقهای تقلیل یابد.
▪️چین، روسیه و هند: قطبهای تثبیت شده.
▪️جهان اسلام ( به رهبری ایران )، آفریقا و آمریکای لاتین: که به عنوان قطبهای در حال ظهور توصیف میشوند. او اتحاد جهان اسلام را اجتنابناپذیر میداند و برزیل را سنگر مقاومت چندقطبی در آمریکای لاتین برمیشمارند.
◾نگاه تردیدآمیز به دونالد ترامپ
➖ این فیلسوف روسی برخلاف تصورات رایج، نسبت به دونالد ترامپ بدبین است و او را فردی میداند که همواره دروغ میگوید و به وعدههای خود (مانند خروج از اوراسیا) عمل نمیکند. او بر این باور است که سیاستهای ترامپ در حمایت از اسرائیل علیه ایران و فشار بر بریکس، عملا در تضاد با رشد نظم چندقطبیگرایی است.
➖ به گفته وی، نظم نوین جهانی نیازمند «هماهنگی میان قطبهای آینده» است. در این مسیر، روسیه میتواند به عنوان وزنهای برای حل تنشهای مصنوعی (مانند اختلافات مرزی هند و چین) عمل کند. موفقیت این نظم در گرو آن است که تمدنهای بزرگی مانند هند، جرات عبور از الگوهای فکری تحمیلی غرب را داشته باشند و بر پایه هویت تاریخی خود به ایفای نقش بپردازند.
@Multipolar_world 🌍