✅ آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا در دولت بایدن:
🔺 اگر ما بهصورت یکبهیک با چین رقابت کنیم، ممکن است در آن بازی شکست بخوریم.
📌 بازار آنها بسیار بزرگتر است، تولید و زیرساخت صنعتیشان ( حداقل) سه برابر تولید صنعتی ماست.
📌 برابری قدرت خریدشان از ما بیشتر است، اسناد و مقالات بیشتری دارند، ثبت اختراعات بیشتری دارند، نیروی دریایی بزرگتری دارند.
🔺 اما وقتی با بازیگرانی مانند اروپا، ژاپن، کره، هند، استرالیا و کانادا متحد بشویم، بازی عوض میشود.
@Multipolar_world 🌍
✅ ولادیمیر پوتین:
🔺 روسیه و چین بیوقفه جهانی چندقطبی خواهند ساخت.
‼️بریکس (که توسط روسیه، چین، هند، برزیل تأسیس شد):
50%+ از جمعیت جهان
40% تولید ناخالص داخلی جهانی
🔺تسلط غرب در حال محو شدن است. یک دوره نوین در افق نزدیک ما است.
@Multipolar_world 🌍
🔺*محور آهنین رسما چفت و بست شد!*
📌در میان تشویق های پرطنین در پکن، پوتین و شی جین پینگ بیانیه مشترک تعمیق مشارکت جامع راهبردی روسیه و چین را امضا کردند.
*@Multipolar_world* 🌍
✅ چِنک اویغور، فعال سیاسی در حوزه رسانه، در واکنش به حذف توماس مَسی در انتخابات کنگره آمریکا:
🔺 به ترامپ و اسرائیل تبریک می گویم - اکنون بقیه پرونده های اپستین قطعاً منتشر نمی شود!
🔺شما باید خیلی به خودتون افتخار کنید! حال دیگر همه پدوفیل ها ( کودک آزاران جنسی ) محافظت خواهند شد! و عملیات باج گیری فاش نخواهد شد! پول به خوبی در کنتاکی خرج شد!
@Multipolar_world 🌍
🔺 اختصاصی:
📌 شی جین پینگ برای دومین سفر دولتی خود به کره شمالی آماده خواهد شد، شاید در اوایل هفته آینده، دو منبع آگاه از این سفر به من گفتند.
–چارلی کمپبل
@Multipolar_world 🌍
✅ فیلیپ جرالدی، افسر سابق سیآیای (CIA) و تحلیلگر مسائل امنیتی
🔺 آیا حاکمیت ایالات متحده و فرآیندهای دموکراتیک آن به گروگان منافع اسرائیل و میلیاردرهای صهیونیست درآمده است؟
📌 شکست اخیر توماس مَسی در انتخابات مقدماتی تحت فشار مالی بیسابقه لابیهای خارجی، نشاندهنده نفوذ مخرب میلیاردرهای صهیونیست در مهندسی سیستم سیاسی و رسانهای آمریکا به نفع یک کشور بیگانه است.
📌 لابیهای حامی اسرائیل باید طبق قانون ثبت کارگزاران خارجی (FARA) دارای شفافیت مالی کامل باشند، اما مصونیت غیرقانونی آنها باعث شده است که بدون نظارت، سیاستهای واشینگتن را به سمت اهداف جنایتکارانه سوق دهند.
📌 تلاشهای دیپلماتیک ترامپ برای پیدا کردن راه خروج از بنبست جنگ با ایران از طریق چین شکست خورده است؛ پکن و مسکو با درک دقیق از تلههای واشینگتن، در بیانیهای مشترک جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را محکوم کردهاند.
📌 چتر امنیتی ایالات متحده در غرب آسیا به یک افسانه و ابزاری برای ایجاد ویرانی تبدیل شده است؛ کشورهای منطقه دریافتهاند که تکیه بر قدرت نظامی آمریکا دیگر تضمینکننده امنیت داخلی آنها در برابر همسایگان نیست.
📌 مقامات ارشد نظامی پنتاگون با استفاده از واژگان مبهمی مانند تضعیف قابل توجه توانمندیهای ایران، در حال فروش یک روایت جعلی به افکار عمومی هستند تا واقعیت شکستهای میدانی و غیرقانونی بودن جنگ را پنهان کنند.
📌 دکترین نظامی فعلی با طرح مفاهیمی مانند عدم پذیرش تسلیم دشمن (No Quarter)، در حال نقض صریح قوانین بینالمللی جنگ است؛ وضعیتی که نشاندهنده سقوط اخلاقی و حرفهای در سطوح بالای فرماندهی ارتش آمریکاست.
📌 برخلاف جنگهای ویتنام و افغانستان، واشینگتن توان پذیرش یا نادیده گرفتن شکست در برابر ایران را ندارد، زیرا سیاست خارجی و وزارت دفاع آمریکا عملاً بر اساس اولویتها و تهدیدات وجودی اسرائیل بازتعریف شدهاند.
📌 نفوذ قدرتهای مالی خارجی نه تنها باعث انحراف در سیاستهای فرامرزی شده، بلکه به تدریج در حال سلب حقوق اساسی شهروندان آمریکایی و تبدیل این کشور به سیستمی است که تنها به منافع حامیان مالی پاسخگوست.
📌 تداوم مسیر فعلی و تبعیت محض از خواستههای تلآویو، ایالات متحده را در موقعیتی خطرناک قرار داده که خروج از آن بدون بازنگری بنیادین در ساختار قدرت و نفوذ لابیهای خارجی غیرممکن خواهد بود.
@Multipolar_world 🌍
🎙️✅ Max Blumenthal
🎙️✅ مکس بلومنتال، سردبیر گریزون
📌 مصرفکنندگان آمریکایی اکنون هزینه سنگین جنگهای ترامپ را با بنزین بالای ۶ دلار و افزایش نرخ بهره پرداخت میکنند؛ بحرانی که ریشه در سیاستهای «اول اسرائیل» و مسدود شدن تنگه هرمز دارد.
📌 برآورد واقعی هزینههای جنگی دولت ترامپ میتواند به یک تریلیون دلار برسد که نتیجه آن فروپاشی طبقه متوسط، بحران در تولید غذا و کمبود شدید کالاهای اساسی مانند روانکنندههای صنعتی و روغن موتور است.
📌 شکست توماس مَسی در انتخابات مقدماتی، نمونه بارز مهندسی سیستم سیاسی آمریکا توسط میلیاردرهای صهیونیست است؛ رقابتی که با هزینه ۳۵ میلیون دلاری به گرانترین رقابت تاریخ کنگره تبدیل شد تا هرگونه صدای منتقد اسرائیل سرکوب شود.
📌 دونالد ترامپ بسیاری از شعارهای انتخاباتی خود مانند اخراج دستهجمعی مهاجران را رها کرده و اکنون تنها خط قرمز واقعی او، وفاداری مطلق به میلیاردرهای لکودنیک و پیشبرد جنگ علیه ایران است.
📌 ارتش ایالات متحده با وجود بودجه تریلیون دلاری، در برابر تاکتیکهای نامتقارن ایران زمینگیر شده است؛ مقامات پنتاگون اعتراف میکنند که توانایی باز کردن تنگه هرمز در برابر قایقهای تندرو و حملات ایذایی ایران را ندارند.
📌 ایران در فاصله زمانی بین درگیریها، نسل جدیدی از موشکهای بالستیک خود را توسعه داده است که در صورت حمله آمریکا، زیرساختهای حیاتی انرژی و بنادر امارات را ویران کرده و به حیات سیاسی این پادشاهیها پایان میدهد.
📌 نفوذ لابیهای صهیونیستی در حزب جمهوریخواه به حدی رسیده که این حزب از یک نهاد سیاسی به جبههای برای پیشبرد منافع طبقه سرمایهدار میلیتانت و وفادار به اسرائیل تبدیل شده است.
📌 وزارت دادگستری آمریکا به ابزاری برای نمایشهای سیاسی تبدیل شده است؛ کیفرخواست علیه رائول کاستروی ۹۵ ساله برای حوادث ۳۰ سال پیش، تنها با هدف مسدود کردن هرگونه مسیر دیپلماتیک و معامله با کوبا انجام میشود.
📌 روبیو و جریانهای تندرو در میامی، به دنبال تحمیل یک دولت موازی و خصوصیسازی گسترده در کوبا هستند که عملاً حاکمیت ملی این کشور را هدف قرار داده و رنج مردم کوبا را تشدید میکند.
📌 در حالی که ترامپ مدعی نابودی نیروی دریایی ایران است، واقعیتهای میدانی و تصاویر منتشر شده نشاندهنده توانایی ایران در هدف قرار دادن مراکز حساس نظامی و هستهای در عمق اراضی اشغالی است.
@Multipolar_world 🌍
📄 بحران واقعیت The crisis of reality
📌 رونویس زیر از تازهترین قسمت برنامه «نمایش تشدید» (Escalation Show) در رادیو اسپوتنیک با حضور پروفسور الکساندر دوگین است.
🖋️ الکساندر دوگین، ۲۱ مه
🔸 مجری برنامه «نمایش تشدید»، رادیو اسپوتنیک: برای امروز دو موضوع اصلی در نظر گرفتهایم که بیتردید به هم مرتبطاند، هرچند شاید فقط بهطور غیرمستقیم. بنابراین پیشنهاد میکنم بخش نخست برنامه را به مسائل سیاسی، پیچیدگیها و پرسشهایی اختصاص دهیم که در حال حل شدناند یا هنوز حل نشدهاند. و در بخش دوم، درباره جهان مدرن، چشماندازهای دیجیتال و همان «دیپفیک»هایی صحبت کنیم که طی چند سال اخیر به عاملی جدی در سیاست بینالملل و سیاست داخلی، در سطح چالشها و روندها، تبدیل شدهاند. این دو موضوع را جدا نگه میداریم تا با یکدیگر خلط نشوند.
🔸 بهطور دقیق اگر بگوییم، موضوع کلیدی که امروز، همچون هفته گذشته و نیز در آینده نزدیک، بهطور ویژه و فعال مورد بحث قرار خواهد گرفت، سفر رهبران کشورهای پیشرو جهان به چین است. دونالد ترامپ و هیئت همراهش پیشتر به آنجا رفتهاند. ارزیابیهای گوناگونی پس از این سفر مطرح شده، اما در مجموع، رسانههای غربی نوعی سرخوردگی و ناامیدی را ابراز کردهاند. و همه اینها در پسزمینه انتظار برای سفر ولادیمیر پوتین به چین رخ میدهد؛ سفری که با دهمین سالگرد نمایشگاه هاربین (Harbin EXPO) همزمان شده است؛ جایی که مناطق مختلف روسیه به شکلی جالب توجه نمایندگی میشوند. درباره این سفر بسیار سخن گفته شده و پیشبینیها فراوان بوده است، و همه منتظرند ببینند «بالاخره چه زمانی رخ خواهد داد».
🔸 انتظار شما از این هفته، در سطح روابط روسیه و چین، در چارچوب مثلث روسیه–چین–ایالات متحده، و بهطور کلی در مقیاس جهانی چیست؟
🔹 الکساندر دوگین: ما در عصری زندگی میکنیم (درباره این موضوع پیوسته سخن گفتهایم و در سالهای اخیر با مسئولیت و ژرفبینی بیشتری به آن پرداختهایم) که اهمیت تاریخیاش در گذار از جهان تکقطبی به جهان چندقطبی است. این گذار دشوار و تراژیک است. ما پیوسته بر لبه پرتگاه جنگ هستهای در نوسانیم، زیرا غرب از چشمپوشی بر هژمونی جهانی خود که از سال ۱۹۹۱ به این سو آن را تحکیم کرده، سر باز میزند. در آن زمان، پس از فروپاشی روسیه بهعنوان یک دولتِ واقعاً مستقل، ما جهان غرب را بهمنزله «متروپل» خود به رسمیت شناختیم و عملاً جایگاه یک مستعمره را پذیرفتیم. ما میخواستیم واسال های ( فرستادگان که به نیابت کسی عازم میشوند) وفادار باشیم، اما با ما همچون برده رفتار شد.
🔹 غرب به احساس کنترل کامل عادت کرده است؛ وضعیتی که در آن، تنها اوست که قواعد همه چیز را تعیین میکند: از اقتصاد و فناوری گرفته تا اخلاق و فرهنگ. او نزدیک به چهل سال بدون رقیب حکم رانده است، اما اکنون نشانههای فزایندهای وجود دارد که نشان میدهد دیگر از عهده این جایگاه برنمیآید. در تلاشهای نومیدانه برای حفظ تکقطبی در حال احتضار خود، غرب به اقدامات افراطی متوسل میشود: جنگ به راه میاندازد، هرجومرج میپراکند و نسلکشی را تشویق میکند. ما به «استدلال نهایی» نزدیک میشویم—نوعی تازه از جنگ با تلفات عظیم، یا حتی یک درگیری هستهای.
🔹با این همه، دو قطب دیگر—روسیه و چین—با سماجت و پیوستگی، حضور خود را تثبیت میکنند و حوزه نفوذ غرب را محدود میسازند.
🔹 مثلث امروز، خودِ معماری جهان چندقطبیِ از پیش موجود است. از این رو، دیدارهای ترامپ با شی جینپینگ، دیدارهای پوتین با شی جینپینگ، و گفتوگوهای اخیر در آنکوریج، صرفاً دیپلماسی نیستند، بلکه تعیین این است که آینده بشریت چه سیمایی خواهد داشت.
🔹 ترامپ پیچوتاب میخورد، حمله میکند و عقبنشینی؛ گاه وانمود میکند آماده گفتوگو با جهان چندقطبی است، و گاه به آن اعلان جنگ میدهد—همچون ماجرای بریکس یا فشار بر ایران. او نقاط ضعف ما را جستوجو میکند، از هر فرصت بهره میگیرد و میکوشد میان مسکو و پکن شکاف بیندازد. این، کانون تلاشهای دیپلماتیک و نیز عملیات اطلاعاتی است—تمام زرادخانه «جنگ شبکهای»—برای جلوگیری از تثبیت جهان چندقطبی.
🔹 با این حال، چین و روسیه با دقت و انسجام فراوان به سوی این هدف پیش میروند. این مسیر دشوار است و گاه مستلزم عقبنشینیهای تاکتیکی، اما از نظر راهبردی، مسیر درست است. ما خواهان نابودی بشریت نیستیم، اما هژمونی غرب را بهطور قاطع به رسمیت نمیشناسیم. این خط قرمز واقعی ماست.
🔹 وقتی از انبوهی از «خطوط قرمز» کوچک سخن میگویند—نمیخواهم اکنون وارد این بحث شوم که چرا به همه آنها پاسخ نمیدهیم—اما پرسش «جهان تکقطبی یا جهان چندقطبی» همانجایی است که مهمترین، بنیادیترین و جسورانهترین خط قرمز کشیده میشود. این خط، یک خط قرمز تمام عیار است.
📄 ۱
@Multipolar_world 🌍
🔹 اگر غرب تصمیم بگیرد هژمونی خود را به هر قیمتی تحمیل کند، ما نیز به اقدامات افراطی متوسل خواهیم شد—استفاده نهفقط از سلاحهای هستهای تاکتیکی، بلکه از سلاحهای هستهای راهبردی، حتی اگر به معنای کشاندن جهان تا آستانه نابودی باشد. همانگونه که رئیسجمهور ما بهدرستی گفته است: یا جهان چندقطبیای که در آن روسیه یک قدرتِ مستقل است، یا اصلاً جهانی در کار نخواهد بود. این تنها خط واقعاً مهم است، و هیچ بدیلی برای ساختن جهان چندقطبی وجود ندارد. ما آن را به هر قیمتی بنا خواهیم کرد، با هر میزان فداکاری که لازم باشد. و خوشبختانه، در این راه تنها نیستیم—بهتنهایی احتمالاً اکنون توان ایستادگی در این رویارویی را نداشتیم.
🔹 چین نیز به سوی همین پارادایم بینالمللی حرکت میکند. کلیپ جالبی بود که با هوش مصنوعی ساخته شده بود: ترامپ با شی جینپینگ گفتوگو میکند. شی با چهرهای کاملاً بیتفاوت نشسته است، و هر کاری که ترامپ میکند—فشار آوردن، لاس زدن، پیشنهاد دادن، سرگرم کردن، شوخی کردن، وعده دادن یا باجخواهی—چهره شی جینپینگ تغییر نمیکند. نگاه او تنها یک چیز را منتقل میکند: چین یک قطبِ مستقل در جهان چندقطبی است، و باقی همه جزئیاتاند—بعداً به آنها خواهیم پرداخت.
🔹 این اراده خللناپذیر، خاموش و کنفوسیوسیِ بزرگترین حاکم، شی جینپینگ، در جریان این سفر با تلاشهای ترامپ برای رفتار محتاطانه، حتی تا حدی هراسان، روبهرو شد. به همین دلیل، ترامپ از سوی حامیان جهانیسازی و هژمونی رادیکال مورد سرزنش قرار گرفت: «چه شد، جا زدی؟ در برابر شی جینپینگ کوتاه آمدی؟ در برابر شکوه یک امپراتوری حقیقی عقب نشستی؟» اما ترامپ چیزی برای گفتن ندارد: او آمد و «قطب» را دید. میتوانی هرچقدر میخواهی سرت را به دیوار بکوبی، اما چین یک قطب است.
🔹 اگر ترامپ به روسیه میآمد، همان احساس را پیدا میکرد. بله، ما مؤدب و آرامیم، آماده گفتوگوی عقلانی هستیم، اما ما نیز یک قطبیم. و هرقدر هم که «اسب مرده» را شلاق بزنی، ما کماهمیتتر نیستیم، و بنابراین کاملاً مستقلایم. ما سیاست خود را در راستای منافع خود و بر پایه ارزشهای خود دنبال خواهیم کرد، فارغ از آنکه دیگران چه میگویند و این کار چه بهایی برای ما دارد.
🔹 مسئله دیگر این است که وقتی پوتین به آلاسکا آمد، خوب، شاید «قطب» خود را با خود نیاورده بود... بههرحال، وقتی ترامپ به چین میآید، کافی است فقط بر فراز کشور، بر فراز این سرزمین پرواز کند، به این جامعه بنگرد—و همه چیز روشن میشود. روشن میشود که این بازی هیستریکِ بالا و پایین بردن مداومِ سطح تنش در شبکههای اجتماعی، که ترامپ به استفاده از آن برای مدیریت سیاست جهانی خو گرفته، اینجا اصلاً کار نمیکند. نگاه فولادین و آرام شی جینپینگ با تغییر لحن، پیشنهادها، تهدیدها، باجگیری یا وعدهها دگرگون نمیشود.
🔹 و ما نیز دقیقاً همانگونه یک قطب هستیم. میان ما و چین توافقی کامل وجود دارد که ما در حال ساختن جهانی چندقطبی هستیم، هر یک در حوزه خود. حوزههایی که منافعمان در آنها تلاقی میکند—و ممکن است در آنجا تعارضهایی پدید آید—در برابر عزم اصولی ما، بسیار جزئی و ثانویاند. پکن و مسکو بیتردید موجودیتهایی مستقلاند: نه واسال ( نماینده گسیل شده )، نه برده، نه عضو استانهای حاشیهای، بلکه امپراتوریهایی مستقل. غرب هرچه بیشتر خود را «امپراتوری» مینامد—بسیار خوب، باشد: ما یک امپراتوری هستیم و «سرزمین میانه» (چین) نیز یک امپراتوری است.
🔹 اگر هندیها خود را برسانند—و پیششرطهای آن را دارند، هرچند فعلاً متواضعانهتر رفتار میکنند و به غرب وابستهاند—آنگاه چهار قطب خواهیم داشت. در آن صورت، گفتوگوی رهبران غربی دیگر فقط با دو قدرت نخواهد بود، بلکه با سه قدرت خواهد بود، اگر مودی نیز همانگونه رفتار کند که پوتین یا شی جینپینگ رفتار میکنند. مسیر امور به همین سمت است.
🔹 به همین دلیل است که سفر ترامپ به پکن و دیدار پیشِ رو میان پوتین و شی جینپینگ—همه اینها در متنِ چندقطبی بودن جهان معنا پیدا میکند. این سه قطب همین حالا نیز وجود دارند: زیر ضربهاند، زیر فشار و باجگیریاند. اما هر روزی که ما بر موضع خود پای میفشاریم، هر روزی که مستقل باقی میمانیم و هر روزی که چین شکوفا میشود، جهان در عمل چندقطبی است. ما آماده نیستیم در جهت معکوس حرکت کنیم، و تحت هیچ شرایطی چنین نخواهیم کرد. همراه با چین، اکنون این خط قرمزِ پررنگ را ترسیم میکنیم: جهان یا چندقطبی خواهد بود، یا اصلاً وجود نخواهد داشت. دقیقاً در همین چارچوب تند و تیز، زیر ضربات پیوسته غرب و دستنشاندگانش، زندگی میکنیم. جهان چندقطبی تنها معماریِ سیاست بینالملل است که ما آمادهایم آن را بپذیریم و به رسمیت بشناسیم.
📄 *۲
@Multipolar_world* 🌍
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ برنی سندرز، سناتور مستقل آمریکایی:
📌 «در زمانی که دولت ایالات متحده بهتدریج به یک شرکتِ تمامعیارِ تحت مالکیت طبقهٔ میلیاردرها و اَبَرکمیتههای مالی آنان تبدیل میشود، ما باید پولهای کلان را از فرایند سیاسی بیرون برانیم.»
@Multipolar_world 🌍
✅ پروفسور رابرت پیپ : شوک اقتصادی جهانی بعدی از جنگ ایران در شرف آغاز است
🔺 نه صرفا فقط کمبود، بلکه کمبود همراه با انقباض. و اکثر تحلیلها هنوز از آنچه در آینده رخ خواهد داد، بیخبرند.
📌 دو ماه پیش، به مشترکین پولی خود در سابستک هشدار دادم که جنگ ایران صرفاً باعث افزایش ناگهانی قیمت نفت نمیشود. بلکه شرایطی را برای کمبود، اختلال در عرضه و در نهایت انقباض اقتصادی ایجاد میکند.
📌 این گذار اکنون آغاز شده است.
📌 نکته بحرانی دیگر فقط قیمت نفت نیست. ضربهگیرهای اضطراری جهان - موجودیها، ذخایر، یارانهها و راهحلهای لجستیکی - همزمان شروع به شکست میکنند.
📌 در اشتراک پولی خود توضیح میدهم:
۱. اشتباهی که رسانهها و بازارها در تخمین تأثیر جنگ ایران مرتکب شدهاند و اینکه چرا اکنون این وضعیت تغییر خواهد کرد.
۲. چه چیزی شوک جهانی بعدی را هدایت میکند و چرا زودتر از آنچه اکثر مردم فکر میکنند، از راه میرسد.
۳. چگونه این شوک در نقاط مختلف جهان در زمانهای مختلف آشکار میشود و تأثیر تجمعی و نه جداگانهای ایجاد میکند.
@Multipolar_world 🌍
📄 *پاکسازی مین در تنگه هرمز: پرسش و پاسخ با اسکات ساویتز*
🖋️ _موسسه رند_
🔹در ماههای اخیر، صدها حمله هوایی آمریکا یکی از نقاط قوت کلیدی ایران را هدف قرار داده است: مینهای دریایی. مقامات آمریکایی معتقدند این حملات ۹۰ درصد از انبار زمانی عظیم ایران را نابود کرده است. اما این تنها آمار مهم در حال حاضر نیست. این خطر که حتی تعداد کمی از مینهای ایرانی ممکن است در تنگه هرمز کار گذاشته شده باشند، به فلج شدن ترافیک کشتیرانی در یکی از مهمترین آبراههای جهان کمک کرده است.
🔹اسکات ساویتز، مهندس ارشد در مؤسسه رند، متخصص در عملیات و فناوریهای دریایی، و کارشناس جنگ مین است. تحقیقات او بر قابلیتهای کشتیهای بدون سرنشین دریایی، آینده گارد ساحلی ایالات متحده، رقابت در قطب شمال، و تهدید همیشگی مینها در طول نسلها متمرکز شده است.
🔹او میگوید پاکسازی تنگه هرمز میتواند سریع و ساده باشد - اگر ایران به سمت کشتیهای مینیاب شلیک نکند. اما اگر چنین نباشد، این تلاش ممکن است ماهها طول بکشد. ساویتز افزود: «به خاطر داشته باشید، تعداد مینهایی که برای ایجاد یک میدان مین مؤثر نیاز دارید، صفر است. فقط کافی است مردم درک کنند که یک تهدید در آنجا وجود دارد.»
---
🔸ارزیابی شما از مقیاس و پیچیدگی تهدید مین در تنگه هرمز چیست؟
🔹ایران از دهه ۱۹۸۰ بر مینها به عنوان یک راه موثر برای مختل کردن ترافیک تجاری و نظامی تمرکز کرده است. ایران مینهای فراوانی داشت - تخمینها در هزاران عدد بود. اما در سطح عمومی مشخص نیست که چه تعداد از آن مینها، یا چه انواعی، را موفق به کار گذاشتن در تنگه شده است. ایالات متحده شناورهای مینگذار را هدف قرار داده و سعی کرده از ورود مینها به آب جلوگیری کند. اما به نظر میرسد که ایران موفق شده تهدید قابل توجهی از مین ایجاد کند.
🔸چه انواع مختلفی از مینها ممکن است ایران استفاده کرده باشد؟
🔹ایران زرادخانهای از مینهای لنگرگذار (معلق) دارد، همان توپهای تیغداری که همه تصور میکنند. این مینها به لنگر متصل هستند و وقتی کشتی به آنها برخورد میکند منفجر میشوند. اما ایران تعدادی مین تأثیری (انفجاری با حسگر) نیز دارد. این مینها در کف دریا قرار میگیرند و تشخیص آنها دشوارتر است. زمانی که وجود یک کشتی را در بالای خود حس کنند، منفجر میشوند.
🔸چقدر دشوار خواهد بود که مسیری را آنقدر پاکسازی کنید که شرکتهای کشتیرانی دوباره آن را ایمن درک کنند؟
🔹دقیقاً به نکته درستی اشاره کردید: مردم باید درک کنند که به اندازه کافی امن است. ما فکر میکنیم ایران تعداد نسبتاً کمی مین کار گذاشته است. اما تلاش برای پاکسازی مین زیر آتش، بسیار دشوار و کند است. تجهیزات مقابله با مین به آرامی حرکت میکنند، در الگوهای قابل پیشبینی، و عمدتاً فاقد توانایی دفاع از خود هستند. همه اینها آنها را به اهدافی عالی تبدیل میکند. بنابراین، اگر ایران همچنان در حال شلیک پرتابهها یا فرستادن قایقهای تهاجمی کوچک باشد، این میتواند جدول زمانی را برای ماهها طولانی کند. از سوی دیگر، اگر اوضاع آرام باشد، ممکن است کار چند روزه انجام شود.
📄* ۱
@Multipolar_world* 🌍