eitaa logo
جهان چند قطبی 🌍
90 دنبال‌کننده
91 عکس
9 ویدیو
1 فایل
🔷 کانال «جهان چندقطبی» — دریچه‌ای به تحولات جغرافیای سیاسی، اقتصاد و امنیت جهانی در دوران گذار. 🔷 تحلیل‌های اختصاصی همراه با ترجمه‌های منتخب از اندیشمندان و راهپردازان سرشناس جهان. @Multipolar_world 🌍
مشاهده در ایتا
دانلود
📄 بحران واقعیت The crisis of reality 📌 رونویس زیر از تازه‌ترین قسمت برنامه «نمایش تشدید» (Escalation Show) در رادیو اسپوتنیک با حضور پروفسور الکساندر دوگین است. 🖋️ الکساندر دوگین، ۲۱ مه 🔸 مجری برنامه «نمایش تشدید»، رادیو اسپوتنیک: برای امروز دو موضوع اصلی در نظر گرفته‌ایم که بی‌تردید به هم مرتبط‌اند، هرچند شاید فقط به‌طور غیرمستقیم. بنابراین پیشنهاد می‌کنم بخش نخست برنامه را به مسائل سیاسی، پیچیدگی‌ها و پرسش‌هایی اختصاص دهیم که در حال حل شدن‌اند یا هنوز حل نشده‌اند. و در بخش دوم، درباره جهان مدرن، چشم‌اندازهای دیجیتال و همان «دیپ‌فیک»هایی صحبت کنیم که طی چند سال اخیر به عاملی جدی در سیاست بین‌الملل و سیاست داخلی، در سطح چالش‌ها و روندها، تبدیل شده‌اند. این دو موضوع را جدا نگه می‌داریم تا با یکدیگر خلط نشوند. 🔸 به‌طور دقیق اگر بگوییم، موضوع کلیدی که امروز، همچون هفته گذشته و نیز در آینده نزدیک، به‌طور ویژه و فعال مورد بحث قرار خواهد گرفت، سفر رهبران کشورهای پیشرو جهان به چین است. دونالد ترامپ و هیئت همراهش پیش‌تر به آنجا رفته‌اند. ارزیابی‌های گوناگونی پس از این سفر مطرح شده، اما در مجموع، رسانه‌های غربی نوعی سرخوردگی و ناامیدی را ابراز کرده‌اند. و همه این‌ها در پس‌زمینه انتظار برای سفر ولادیمیر پوتین به چین رخ می‌دهد؛ سفری که با دهمین سالگرد نمایشگاه هاربین (Harbin EXPO) هم‌زمان شده است؛ جایی که مناطق مختلف روسیه به شکلی جالب توجه نمایندگی می‌شوند. درباره این سفر بسیار سخن گفته شده و پیش‌بینی‌ها فراوان بوده است، و همه منتظرند ببینند «بالاخره چه زمانی رخ خواهد داد». 🔸 انتظار شما از این هفته، در سطح روابط روسیه و چین، در چارچوب مثلث روسیه–چین–ایالات متحده، و به‌طور کلی در مقیاس جهانی چیست؟ 🔹 الکساندر دوگین: ما در عصری زندگی می‌کنیم (درباره این موضوع پیوسته سخن گفته‌ایم و در سال‌های اخیر با مسئولیت و ژرف‌بینی بیشتری به آن پرداخته‌ایم) که اهمیت تاریخی‌اش در گذار از جهان تک‌قطبی به جهان چندقطبی است. این گذار دشوار و تراژیک است. ما پیوسته بر لبه پرتگاه جنگ هسته‌ای در نوسانیم، زیرا غرب از چشم‌پوشی بر هژمونی جهانی خود که از سال ۱۹۹۱ به این سو آن را تحکیم کرده، سر باز می‌زند. در آن زمان، پس از فروپاشی روسیه به‌عنوان یک دولتِ واقعاً مستقل، ما جهان غرب را به‌منزله «متروپل» خود به رسمیت شناختیم و عملاً جایگاه یک مستعمره را پذیرفتیم. ما می‌خواستیم واسال های ( فرستادگان که به نیابت کسی عازم می‌شوند) وفادار باشیم، اما با ما همچون برده رفتار شد. 🔹 غرب به احساس کنترل کامل عادت کرده است؛ وضعیتی که در آن، تنها اوست که قواعد همه چیز را تعیین می‌کند: از اقتصاد و فناوری گرفته تا اخلاق و فرهنگ. او نزدیک به چهل سال بدون رقیب حکم رانده است، اما اکنون نشانه‌های فزاینده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد دیگر از عهده این جایگاه برنمی‌آید. در تلاش‌های نومیدانه برای حفظ تک‌قطبی در حال احتضار خود، غرب به اقدامات افراطی متوسل می‌شود: جنگ به راه می‌اندازد، هرج‌ومرج می‌پراکند و نسل‌کشی را تشویق می‌کند. ما به «استدلال نهایی» نزدیک می‌شویم—نوعی تازه از جنگ با تلفات عظیم، یا حتی یک درگیری هسته‌ای. 🔹با این همه، دو قطب دیگر—روسیه و چین—با سماجت و پیوستگی، حضور خود را تثبیت می‌کنند و حوزه نفوذ غرب را محدود می‌سازند. 🔹 مثلث امروز، خودِ معماری جهان چندقطبیِ از پیش موجود است. از این رو، دیدارهای ترامپ با شی جین‌پینگ، دیدارهای پوتین با شی جین‌پینگ، و گفت‌وگوهای اخیر در آنکوریج، صرفاً دیپلماسی نیستند، بلکه تعیین این است که آینده بشریت چه سیمایی خواهد داشت. 🔹 ترامپ پیچ‌وتاب می‌خورد، حمله می‌کند و عقب‌نشینی؛ گاه وانمود می‌کند آماده گفت‌وگو با جهان چندقطبی است، و گاه به آن اعلان جنگ می‌دهد—همچون ماجرای بریکس یا فشار بر ایران. او نقاط ضعف ما را جست‌وجو می‌کند، از هر فرصت بهره می‌گیرد و می‌کوشد میان مسکو و پکن شکاف بیندازد. این، کانون تلاش‌های دیپلماتیک و نیز عملیات اطلاعاتی است—تمام زرادخانه «جنگ شبکه‌ای»—برای جلوگیری از تثبیت جهان چندقطبی. 🔹 با این حال، چین و روسیه با دقت و انسجام فراوان به سوی این هدف پیش می‌روند. این مسیر دشوار است و گاه مستلزم عقب‌نشینی‌های تاکتیکی، اما از نظر راهبردی، مسیر درست است. ما خواهان نابودی بشریت نیستیم، اما هژمونی غرب را به‌طور قاطع به رسمیت نمی‌شناسیم. این خط قرمز واقعی ماست. 🔹 وقتی از انبوهی از «خطوط قرمز» کوچک سخن می‌گویند—نمی‌خواهم اکنون وارد این بحث شوم که چرا به همه آن‌ها پاسخ نمی‌دهیم—اما پرسش «جهان تک‌قطبی یا جهان چندقطبی» همان‌جایی است که مهم‌ترین، بنیادی‌ترین و جسورانه‌ترین خط قرمز کشیده می‌شود. این خط، یک خط قرمز تمام عیار است. 📄 ۱ @Multipolar_world 🌍
🔹 اگر غرب تصمیم بگیرد هژمونی خود را به هر قیمتی تحمیل کند، ما نیز به اقدامات افراطی متوسل خواهیم شد—استفاده نه‌فقط از سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی، بلکه از سلاح‌های هسته‌ای راهبردی، حتی اگر به معنای کشاندن جهان تا آستانه نابودی باشد. همان‌گونه که رئیس‌جمهور ما به‌درستی گفته است: یا جهان چندقطبی‌ای که در آن روسیه یک قدرتِ مستقل است، یا اصلاً جهانی در کار نخواهد بود. این تنها خط واقعاً مهم است، و هیچ بدیلی برای ساختن جهان چندقطبی وجود ندارد. ما آن را به هر قیمتی بنا خواهیم کرد، با هر میزان فداکاری که لازم باشد. و خوشبختانه، در این راه تنها نیستیم—به‌تنهایی احتمالاً اکنون توان ایستادگی در این رویارویی را نداشتیم. 🔹 چین نیز به سوی همین پارادایم بین‌المللی حرکت می‌کند. کلیپ جالبی بود که با هوش مصنوعی ساخته شده بود: ترامپ با شی جین‌پینگ گفت‌وگو می‌کند. شی با چهره‌ای کاملاً بی‌تفاوت نشسته است، و هر کاری که ترامپ می‌کند—فشار آوردن، لاس زدن، پیشنهاد دادن، سرگرم کردن، شوخی کردن، وعده دادن یا باج‌خواهی—چهره شی جین‌پینگ تغییر نمی‌کند. نگاه او تنها یک چیز را منتقل می‌کند: چین یک قطبِ مستقل در جهان چندقطبی است، و باقی همه جزئیات‌اند—بعداً به آن‌ها خواهیم پرداخت. 🔹 این اراده خلل‌ناپذیر، خاموش و کنفوسیوسیِ بزرگ‌ترین حاکم، شی جین‌پینگ، در جریان این سفر با تلاش‌های ترامپ برای رفتار محتاطانه، حتی تا حدی هراسان، روبه‌رو شد. به همین دلیل، ترامپ از سوی حامیان جهانی‌سازی و هژمونی رادیکال مورد سرزنش قرار گرفت: «چه شد، جا زدی؟ در برابر شی جین‌پینگ کوتاه آمدی؟ در برابر شکوه یک امپراتوری حقیقی عقب نشستی؟» اما ترامپ چیزی برای گفتن ندارد: او آمد و «قطب» را دید. می‌توانی هرچقدر می‌خواهی سرت را به دیوار بکوبی، اما چین یک قطب است. 🔹 اگر ترامپ به روسیه می‌آمد، همان احساس را پیدا می‌کرد. بله، ما مؤدب و آرامیم، آماده گفت‌وگوی عقلانی هستیم، اما ما نیز یک قطبیم. و هرقدر هم که «اسب مرده» را شلاق بزنی، ما کم‌اهمیت‌تر نیستیم، و بنابراین کاملاً مستقل‌ایم. ما سیاست خود را در راستای منافع خود و بر پایه ارزش‌های خود دنبال خواهیم کرد، فارغ از آن‌که دیگران چه می‌گویند و این کار چه بهایی برای ما دارد. 🔹 مسئله دیگر این است که وقتی پوتین به آلاسکا آمد، خوب، شاید «قطب» خود را با خود نیاورده بود... به‌هرحال، وقتی ترامپ به چین می‌آید، کافی است فقط بر فراز کشور، بر فراز این سرزمین پرواز کند، به این جامعه بنگرد—و همه چیز روشن می‌شود. روشن می‌شود که این بازی هیستریکِ بالا و پایین بردن مداومِ سطح تنش در شبکه‌های اجتماعی، که ترامپ به استفاده از آن برای مدیریت سیاست جهانی خو گرفته، اینجا اصلاً کار نمی‌کند. نگاه فولادین و آرام شی جین‌پینگ با تغییر لحن، پیشنهادها، تهدیدها، باج‌گیری یا وعده‌ها دگرگون نمی‌شود. 🔹 و ما نیز دقیقاً همان‌گونه یک قطب هستیم. میان ما و چین توافقی کامل وجود دارد که ما در حال ساختن جهانی چندقطبی هستیم، هر یک در حوزه خود. حوزه‌هایی که منافع‌مان در آن‌ها تلاقی می‌کند—و ممکن است در آنجا تعارض‌هایی پدید آید—در برابر عزم اصولی ما، بسیار جزئی و ثانوی‌اند. پکن و مسکو بی‌تردید موجودیت‌هایی مستقل‌اند: نه واسال ( نماینده گسیل شده )، نه برده، نه عضو استان‌های حاشیه‌ای، بلکه امپراتوری‌هایی مستقل. غرب هرچه بیشتر خود را «امپراتوری» می‌نامد—بسیار خوب، باشد: ما یک امپراتوری هستیم و «سرزمین میانه» (چین) نیز یک امپراتوری است. 🔹 اگر هندی‌ها خود را برسانند—و پیش‌شرط‌های آن را دارند، هرچند فعلاً متواضعانه‌تر رفتار می‌کنند و به غرب وابسته‌اند—آنگاه چهار قطب خواهیم داشت. در آن صورت، گفت‌وگوی رهبران غربی دیگر فقط با دو قدرت نخواهد بود، بلکه با سه قدرت خواهد بود، اگر مودی نیز همان‌گونه رفتار کند که پوتین یا شی جین‌پینگ رفتار می‌کنند. مسیر امور به همین سمت است. 🔹 به همین دلیل است که سفر ترامپ به پکن و دیدار پیشِ رو میان پوتین و شی جین‌پینگ—همه این‌ها در متنِ چندقطبی بودن جهان معنا پیدا می‌کند. این سه قطب همین حالا نیز وجود دارند: زیر ضربه‌اند، زیر فشار و باج‌گیری‌اند. اما هر روزی که ما بر موضع خود پای می‌فشاریم، هر روزی که مستقل باقی می‌مانیم و هر روزی که چین شکوفا می‌شود، جهان در عمل چندقطبی است. ما آماده نیستیم در جهت معکوس حرکت کنیم، و تحت هیچ شرایطی چنین نخواهیم کرد. همراه با چین، اکنون این خط قرمزِ پررنگ را ترسیم می‌کنیم: جهان یا چندقطبی خواهد بود، یا اصلاً وجود نخواهد داشت. دقیقاً در همین چارچوب تند و تیز، زیر ضربات پیوسته غرب و دست‌نشاندگانش، زندگی می‌کنیم. جهان چندقطبی تنها معماریِ سیاست بین‌الملل است که ما آماده‌ایم آن را بپذیریم و به رسمیت بشناسیم. 📄 *۲ @Multipolar_world* 🌍
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ برنی سندرز، سناتور مستقل آمریکایی: 📌 «در زمانی که دولت ایالات متحده به‌تدریج به یک شرکتِ تمام‌عیارِ تحت مالکیت طبقهٔ میلیاردرها و اَبَرکمیته‌های مالی آنان تبدیل می‌شود، ما باید پول‌های کلان را از فرایند سیاسی بیرون برانیم.» @Multipolar_world 🌍
✅ پروفسور رابرت پیپ : شوک اقتصادی جهانی بعدی از جنگ ایران در شرف آغاز است 🔺 نه صرفا فقط کمبود، بلکه کمبود همراه با انقباض. و اکثر تحلیل‌ها هنوز از آنچه در آینده رخ خواهد داد، بی‌خبرند. 📌 دو ماه پیش، به مشترکین پولی خود در سابستک هشدار دادم که جنگ ایران صرفاً باعث افزایش ناگهانی قیمت نفت نمی‌شود. بلکه شرایطی را برای کمبود، اختلال در عرضه و در نهایت انقباض اقتصادی ایجاد می‌کند. 📌 این گذار اکنون آغاز شده است. 📌 نکته بحرانی دیگر فقط قیمت نفت نیست. ضربه‌گیرهای اضطراری جهان - موجودی‌ها، ذخایر، یارانه‌ها و راه‌حل‌های لجستیکی - همزمان شروع به شکست می‌کنند. 📌 در اشتراک پولی خود توضیح می‌دهم: ۱. اشتباهی که رسانه‌ها و بازارها در تخمین تأثیر جنگ ایران مرتکب شده‌اند و اینکه چرا اکنون این وضعیت تغییر خواهد کرد. ۲. چه چیزی شوک جهانی بعدی را هدایت می‌کند و چرا زودتر از آنچه اکثر مردم فکر می‌کنند، از راه می‌رسد. ۳. چگونه این شوک در نقاط مختلف جهان در زمان‌های مختلف آشکار می‌شود و تأثیر تجمعی و نه جداگانه‌ای ایجاد می‌کند. @Multipolar_world 🌍
📄 *پاکسازی مین در تنگه هرمز: پرسش و پاسخ با اسکات ساویتز* 🖋️ _موسسه رند_ 🔹در ماه‌های اخیر، صدها حمله هوایی آمریکا یکی از نقاط قوت کلیدی ایران را هدف قرار داده است: مین‌های دریایی. مقامات آمریکایی معتقدند این حملات ۹۰ درصد از انبار زمانی عظیم ایران را نابود کرده است. اما این تنها آمار مهم در حال حاضر نیست. این خطر که حتی تعداد کمی از مین‌های ایرانی ممکن است در تنگه هرمز کار گذاشته شده باشند، به فلج شدن ترافیک کشتیرانی در یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان کمک کرده است. 🔹اسکات ساویتز، مهندس ارشد در مؤسسه رند، متخصص در عملیات و فناوری‌های دریایی، و کارشناس جنگ مین است. تحقیقات او بر قابلیت‌های کشتی‌های بدون سرنشین دریایی، آینده گارد ساحلی ایالات متحده، رقابت در قطب شمال، و تهدید همیشگی مین‌ها در طول نسل‌ها متمرکز شده است. 🔹او می‌گوید پاکسازی تنگه هرمز می‌تواند سریع و ساده باشد - اگر ایران به سمت کشتی‌های مین‌یاب شلیک نکند. اما اگر چنین نباشد، این تلاش ممکن است ماه‌ها طول بکشد. ساویتز افزود: «به خاطر داشته باشید، تعداد مین‌هایی که برای ایجاد یک میدان مین مؤثر نیاز دارید، صفر است. فقط کافی است مردم درک کنند که یک تهدید در آنجا وجود دارد.» --- 🔸ارزیابی شما از مقیاس و پیچیدگی تهدید مین در تنگه هرمز چیست؟ 🔹ایران از دهه ۱۹۸۰ بر مین‌ها به عنوان یک راه موثر برای مختل کردن ترافیک تجاری و نظامی تمرکز کرده است. ایران مین‌های فراوانی داشت - تخمین‌ها در هزاران عدد بود. اما در سطح عمومی مشخص نیست که چه تعداد از آن مین‌ها، یا چه انواعی، را موفق به کار گذاشتن در تنگه شده است. ایالات متحده شناورهای مین‌گذار را هدف قرار داده و سعی کرده از ورود مین‌ها به آب جلوگیری کند. اما به نظر می‌رسد که ایران موفق شده تهدید قابل توجهی از مین ایجاد کند. 🔸چه انواع مختلفی از مین‌ها ممکن است ایران استفاده کرده باشد؟ 🔹ایران زرادخانه‌ای از مین‌های لنگرگذار (معلق) دارد، همان توپ‌های تیغ‌داری که همه تصور می‌کنند. این مین‌ها به لنگر متصل هستند و وقتی کشتی به آنها برخورد می‌کند منفجر می‌شوند. اما ایران تعدادی مین تأثیری (انفجاری با حسگر) نیز دارد. این مین‌ها در کف دریا قرار می‌گیرند و تشخیص آنها دشوارتر است. زمانی که وجود یک کشتی را در بالای خود حس کنند، منفجر می‌شوند. 🔸چقدر دشوار خواهد بود که مسیری را آنقدر پاکسازی کنید که شرکت‌های کشتیرانی دوباره آن را ایمن درک کنند؟ 🔹دقیقاً به نکته درستی اشاره کردید: مردم باید درک کنند که به اندازه کافی امن است. ما فکر می‌کنیم ایران تعداد نسبتاً کمی مین کار گذاشته است. اما تلاش برای پاکسازی مین زیر آتش، بسیار دشوار و کند است. تجهیزات مقابله با مین به آرامی حرکت می‌کنند، در الگوهای قابل پیش‌بینی، و عمدتاً فاقد توانایی دفاع از خود هستند. همه اینها آنها را به اهدافی عالی تبدیل می‌کند. بنابراین، اگر ایران همچنان در حال شلیک پرتابه‌ها یا فرستادن قایق‌های تهاجمی کوچک باشد، این می‌تواند جدول زمانی را برای ماه‌ها طولانی کند. از سوی دیگر، اگر اوضاع آرام باشد، ممکن است کار چند روزه انجام شود. 📄* ۱ @Multipolar_world* 🌍
🔸شده است بنویسید که مین‌ها می‌توانند نقش مهمی در دفاع از تایوان در برابر تهاجم احتمالی چین ایفا کنند. تایوان از آنچه اکنون در تنگه هرمز می‌گذرد چه درسی می‌تواند بگیرد؟ 🔹این فقط یادآوری تأثیری است که مین‌ها می‌توانند داشته باشند. اگر چین بخواهد دست به یک تهاجم آبی-خاکی بزند، باید مقادیر عظیمی از نیرو و تجهیزات را در فواصل زمانی کوتاه جابه‌جا کند. مین‌ها می‌توانند این روند را مختل کنند. می‌توانند ایجاد تأخیر کنند. می‌توانند باعث تلفات شوند. همچنین می‌توانند کشتی‌ها را مجبور به ماندن در کانال‌های پاکسازی شده کنند و در نتیجه هدف‌گیری آنها را آسان‌تر کنند. همه اینها کار را برای چین دشوار می‌کند که یک نیروی مؤثر در ساحل مستقر کند. 🔸شما همچنین جنگ تاریخی با مین را مطالعه کرده‌اید. چه درس‌هایی از درگیری‌های گذشته برای اینجا مرتبط است؟ 🔹در طول جنگ کره، ایالات متحده آماده می‌شد تا یک حمله آبی-خاکی به ونسان انجام دهد، اما استفاده کره شمالی از مین‌های دریایی این نقشه را خنثی کرد. یک دریاسالار در آن زمان اشاره کرد: «ما کنترل دریاها را به یک کشور بدون نیروی دریایی واگذار کرده‌ایم.» 🔹جنگ مین هیجان‌انگیزترین حوزه نیروی دریایی نیست. شامل پیشرفته‌ترین فناوری‌ها نمی‌شود. اما اینها می‌توانند سلاح‌هایی استثنایی برای ایجاد اختلال باشند. 🔸شما قبل از پیوستن به مؤسسه رند در اوایل دهه ۲۰۱۰، با فرماندهی جنگ مین نیروی دریایی کار می‌کردید. این تجربه چگونه تحقیقات شما را شکل داده است؟ 🔹من مطالب زیادی در مورد چالش‌هایی که اپراتورها در حوزه‌ای از جنگ که همیشه توجه یا منابع مورد نیاز خود را دریافت نمی‌کند، با آن مواجه هستند، یاد گرفتم. من از تمرینات جنگ مین در سراسر جهان - در خاورمیانه، شرق آسیا، ایالات متحده - پشتیبانی کردم. و به اهمیت گوش دادن به این اپراتورها پی بردم تا بهتر درک کنم چگونه می‌توان فرصت‌هایی برای آنها ایجاد کرد تا کارشان را بهتر انجام دهند. 📄 *۲ @Multipolar_world* 🌍
📄 *«به طرز متناقض گونه‌ای ، ترس پایه‌ی ثبات است؛ بازدارندگی کار می‌کند.» * 🖋️_ الیستر کروک_ 📌 پروفسور سرگئی کاراگانوف مقاله‌ای با عنوان «چگونه در یک جنگ جهانی پیروز شویم» نوشته است که در آن حمله‌ی هسته‌ای محدود روسیه به یک دشمن را به عنوان راهی برای جلوگیری از جنگ جهانی مطرح می‌کند. 📌 این گزاره در نگاه اول پارادوکسیکال ( متناقض ) به نظر می‌رسد — یک حمله‌ی هسته‌ای که دقیقاً برای جلوگیری از جنگ جهانی انجام می‌شود. شماری از مفسران غربی با خصومت تمام به آن واکنش نشان داده‌اند و کاراگانوف را یک نظریه‌پرداز حاشیه‌ای معرفی کرده‌اند که از سیاست‌های افراطی حمایت می‌کند و می‌تواند جعبه‌ی پاندورای گسترش درگیری هسته‌ای را بگشاید. 🔺 آیا این یک بلوف است یا بازنگری انقلابی در راهبرد دفاعی روسیه؟ 📌 با این حال، غرب باید تز پروفسور کاراگانوف را بسیار جدی بگیرد به دو دلیل: اول اینکه این تز ماهیت دارد و به روانِ زیربنای عصر ما و همچنین تناقضات سمی اجتماعی‌ای که این عصر زاده است اشاره می‌کند؛ و به‌طور مستقیم‌تر، زیرا مقاله‌ی او و مصاحبه‌های متعددی که از آن برخاسته، تغییر قابل توجهی در تفکر سیاسی و امنیتی روسیه ایجاد کرده است. 🔺 پس چگونه این موضوع نباید موضوع تأمل جدی باشد، به‌ویژه برای اروپایی‌هایی که ممکن است مستقیماً تحت تأثیر آن قرار گیرند؟ 📌 در هسته‌ی این تز، یک گزاره‌ی بسیار آشکار وجود دارد: روسیه، پس از آنکه مورد حمله‌ی آلمان و تقریباً تمام اروپا قرار گرفت، از اواسط دهه‌ی ۱۹۵۰ با تلاشی عظیم، سلاح هسته‌ای را «برای تضمین حاکمیت و امنیت خود» خلق کرد و بدین‌ترتیب به برابری هسته‌ای دست یافت. ... بی‌آنکه در آن زمان متوجه باشیم، بدین وسیله برتری نظامی اروپا/غرب را که پایه‌ی استعمار و سلطه‌ی ایدئولوژیک آن بود، برچیدیم.» 📌 بازدارندگی روسیه اثر خود را گذاشته بود — ترس از جنگ هسته‌ای شروع به تغییر موازنه‌ی قدرت کرد ... برای مدتی. اما فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، این موازنه را دوباره به عقب بازگرداند. 📌 اما سپس از سال ۲۰۰۰ به بعد، در حالی که آمریکا به دنبال انتقام‌جویی برای احیای سلطه‌ی خود بود، باورپذیری واقعی بازدارندگی هسته‌ای روسیه به‌تدریج کاهش یافت. هیچ دولت غربی واقعاً از زرادخانه‌ی هسته‌ای روسیه نمی‌ترسید، زیرا نومحافظه‌کاران غربی با صدای بلند اعلام می‌کردند که این یک بلوف است و روسیه هرگز جرات استفاده از آن را نخواهد داشت. «روایت بلوف» از یک روسیه‌ی بیش از حد محتاط و ضعیف در ذهنها تثبیت شد. 📌 پروفسور کاراگانوف آشکارا می‌پذیرد که روسیه نیز تا حدی در از دست رفتن بازدارندگی مقصر است. او از زوال آن، اشتباهات انجام‌شده و این حقیقت می‌گوید که روسیه در نهایت با تحمیل چارچوبی از فرسایش اقتصادی و نظامی از طریق نیابتی اوکراینی غرب مواجه شده است. 📌 با این حال، این درگیری اوکراین فقط بخش مرئی کوه یخ است که توده‌ی عظیم زیرآبی آن جنگ است — از جمله وسواس اروپا برای درهم شکستن و شکست روسیه، محدود کردن چین، و تلاش آمریکا-اسرائیل برای متلاشی کردن خاورمیانه. 🔺 کاراگانوف نتیجه می‌گیرد که روسیه «به سیاست جدیدی نیاز دارد». 📌 اولاً، او به عنوان پیش‌شرط خاطرنشان می‌کند که لازم است تشخیص دهیم این عصر پست‌مدرن نیهیلیستی ( پوچ‌گرایانه) چگونه «ذات انسان» را تضعیف کرده و تمدن بشری را به خطر انداخته است. تمدن‌هایی که فراتر از ماده هستند و معماری اخلاقی‌ای ارائه می‌کنند که به مردم معنا و ثبات می‌بخشد. 📌 ثانیاً، پروفسور کاراگانوف استدلال می‌کند که تا زمانی که تکبر و خودبزرگ‌بینی غرب باقی است، توافق مذاکره‌شده با غرب اصلاً روی میز نیست — هرچقدر هم جذاب به نظر برسد. بازدارندگی مستلزم آن عنصر ترس واقعی است. او استدلال می‌کند که باید این باور که «روسیه هرگز جرات نمی‌کند...» از بین برود. 🔺او می‌گوید: «استفاده از سلاح‌های هسته‌ای گناهی بزرگ است. اما چشم‌پوشی عملی از استفاده از آنها، گناهی نابخشودنی، مرگبار و جنایتکارانه است، زیرا راه را برای گسترش و تشدید جنگ جهانی‌ای هموار می‌کند که غرب به راه انداخته است. اگر جلوی آن گرفته نشود، به طور حتم به نابودی بشریت، از جمله کشور خودمان منجر خواهد شد. سؤال ولادیمیر پوتین که "جهان بدون روسیه چه معنایی دارد؟" همچنان معتبر باقی است.» 📌 سوم، او استدلال می‌کند که این رویکرد باید با آزمایش و به‌روزرسانی قابل مشاهده‌ی سه‌گانه‌ی هسته‌ای همراه باشد، و در عین حال «نسل جدیدی از بوروِستنیک‌ها، اُرِشُنیک‌ها و سایر وسایل پرتاب هیپرسونیک باید توسعه یابد تا آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها از "خیال تحمیل اراده‌ی خود با زور" دست بردارند.» آنچه کاراگانوف طرفداری می‌کند این است که ابتدا اهداف اروپایی با سلاح‌های متعارف هدف قرار گیرند و تنها در صورت مؤثر نبودن این کار، از سلاح‌های هسته‌ای استفاده شود. 📄 *۱ @Multipolar_world *🌍
📌 این مطلب امروز و با توجه به حملات پهپادی تسهیل‌شده توسط اروپا در عمق خاک روسیه که ظاهراً از کنترل خارج شده‌اند، به‌ویژه مرتبط است. به نظر نمی‌رسد که روسیه تداوم این وضعیت را تحمل کند. 🔺 در نهایت، پروفسور کاراگانوف پیشنهاد می‌کند: «ما باید از تجربه‌ی ایران در دفاع از خود در برابر تجاوز استفاده کنیم. تهران نقاط ضعف دشمنان را هدف قرار داد؛ آنها درد را احساس کردند و عقب‌نشینی کردند ... اروپایی‌ها باید بدانند که نمی‌توانند در پناهگاه‌ها یا در جزیره‌هایی بنشینند و انتظار بکشند. وزارت دفاع ما اخیراً فهرستی از شرکت‌های اروپایی که برای رژیم کی‌یف سلاح تولید می‌کنند منتشر کرده است؛ این فقط یک گام بسیار کوچک است، اما در جهت درست.» 📌 زمینه‌ای که (در مسکو قابل چشم‌پوشی نیست) این است که اروپایی‌ها مدام از جنگ با روسیه حرف می‌زنند. روایت عمومی اروپا عبارت است از جنگ، جنگ و جنگ با روسیه، حداقل تا سال ۲۰۳۰. چارلز پادشاه انگلستان نیز اخیراً در سخنرانی نابجای خود در کنگره‌ی آمریکا خواستار پیوستن آمریکا به اروپا برای آماده‌سازی جنگی علیه روسیه شد. 📌 با این حال، اروپا نه توان نظامی و نه توان مالی برای یک جنگ بزرگ با روسیه را دارد. شاه چارلز، احتمالاً با احساس نزدیک شدن به پایان دوران ترامپ، زمینه‌سازی می‌کرد تا اروپا تلاش کند اولاً یک دولت جدید آمریکا را دوباره به اروپا بکشاند و ثانیاً (با تکرار تاریخ) به جنگ علیه روسیه بکشاند. 📌 جریان‌های مالی و دولت امنیتی دائمی اروپا هرگز این پروژه را رها نخواهند کرد. 🔺 کاراگانوف می‌گوید: «الان نخبگان غربی تظاهر می‌کنند از ما می‌ترسند، اما در واقع این ترس را ندارند، زیرا مطمئن هستند که روسیه هرگز آنها را با سلاح‌های هسته‌ای تنبیه نخواهد کرد. ما [اما] باید ترس اولیه و غریزی را در آنها ایجاد کنیم. شاید آن وقت عقب‌نشینی کنند، یا اربابان دولت عمیقشان آنها را اخراج کنند. شاید جوامع به پا خیزند.» 📌 «تقویت باورپذیری هسته‌ای روسیه برای بیدار کردن جوامع اروپایی از "انگل‌استراتژیک"‌شان نیز ضروری است — این باور که جنگی در کار نیست و همه چیز به بهترین شکل حل می‌شود. ما باید حس حفظ خود را به کسانی بازگردانیم که جنگ‌ها و جنایت‌های گذشته‌ی خود را فراموش کرده‌اند.» 📌 پس جای شگفتی نیست که همکار کاراگانوف، دیمیتری ترِنین، که اخیراً به عنوان رئیس شورای امور بین‌الملل روسیه منصوب شده، مطلب جدیدی با عنوان «ثبات استراتژیک اکنون بر ترس استوار است» نوشته است: 📌 عصر کنترل تسلیحات، که اغلب با ثبات راهبردی برابری می‌شد، ترنین می‌نویسد، «در واقع مدتها پیش به پایان رسید — با تمایل روزافزون واشنگتن به پایبند نماندن به تعهداتی که در یک زمینه‌ی تاریخی متفاوت صورت گرفته بود: اواخر جنگ سرد و پیامدهای آن» — «اکنون نظم هسته‌ای واقعی فرا می‌رسد.» 🔺 ترنین می‌نویسد: «در بهار ۲۰۲۲، در حالی که پیمان استارت نو هنوز به طور رسمی معتبر بود، آمریکا آشکارا هدف خود را تحمیل شکست استراتژیک بر روسیه در مناقشه‌ی نیابتی اوکراین اعلام کرد. همزمان، واشنگتن مشورت‌هایی را درباره‌ی "ثبات استراتژیک" پیشنهاد می‌کرد. در عمل، آمریکا به دنبال تضعیف یک ابرقدرت هسته‌ای در یک جنگ متعارف بود، در حالی که مکانیسم‌های کنترل تسلیحاتی را حفظ می‌کرد که خود را از پیامدهای [چنین] افزایش تنشی مصون نگه می‌داشت. این تناقض، پوچی چارچوب قدیمی را آشکار کرد.» 📌 در هماهنگی با پیشنهاد کاراگانوف — «دشمنان بالقوه باید بدانند که مسابقه‌ی تسلیحاتی بی‌معنا و حتی خودکشنده است: گفت‌وگو، حداقل با آمریکایی‌ها، باید بر این اساس انجام شود» — ترنین نیز نتیجه می‌گیرد که «گفت‌وگوی پایدار دوجانبه و چندجانبه، اقدامات شفاف‌ساز، و کانال‌های ارتباطی دائمی مورد نیاز است.» 🔺 با این حال، هسته‌ی اصلی نسبت به نیم قرن پیش بدون تغییر مانده است. 📌 ثبات راهبردی در نهایت بر بازدارندگی هسته‌ای باورپذیر استوار است — یک زرادخانه‌ی کافی و آمادگی اثبات‌شده برای استفاده از آن در صورت لزوم. ارعاب، هرچند این واژه ناخوشایند باشد، همچنان پایه‌ی صلح میان قدرت‌های هسته‌ای باقی می‌ماند. 📌 آیا بازدارندگی هسته‌ای باورپذیر روسیه پس به نفع اروپا نیز هست؟ بله، به وضوح. کانال‌های ارتباطی ضروری هستند — باید این موضوع به خوبی مدیریت شود. 📄 ۲ @Multipolar_world 🌍
🌍 جهان ما در حال پوست‌اندازی است؛ ما از نظم تک‌قطبی به سوی نظمی چندقطبی در حرکت هستیم. 🔷 در کانال «جهان چندقطبی»، با تحلیل‌های ناب، ترجمه‌های دسته اول از اندیشورزان جهانی و بررسی داده‌های کلیدی همراه باشید تا عمق این تحولات را باهم درک کنیم. 🖇️ پیوند کانال : @Multipolar_world 🌍 ✨ با اشتراک‌گذاری و معرفی به دوستان و آشنایان، چراغ آگاهی را روشن نگه‌داریم. @Multipolar_world 🌍
🎙️✅ *Col. Douglas Macgregor 🎙️✅ سرهنگ داگلاس مک‌گرگور، کارشناس ارشد مسائل نظامی* 📌 توافق احتمالی ایران و آمریکا که شامل آتش‌بس جامع، تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و لغو تدریجی تحریم‌هاست، از نظر منافع ملی آمریکا و ایران بسیار معقول است؛ اما نتانیاهو احتمالاً با تمام توان برای نابودی آن تلاش خواهد کرد، زیرا آتش‌بس در تمامی جبهه‌ها به معنای توقف عملیات اسرائیل در لبنان و غزه نیز خواهد بود. 📌 گزارش‌های دریافتی از تماس تلفنی اخیر میان ترامپ و نتانیاهو نشان‌دهنده تنش بسیار شدید است؛ نتانیاهو ممکن است با شروع مجدد جنگ، آمریکا را تحت فشار لابی‌های قدرتمند در کنگره، مجبور به مداخله و همراهی با اسرائیل کند. 📌 شکست توماس مَسی در انتخابات مقدماتی، بار دیگر این سوال حیاتی را مطرح می‌کند که «چه کسی بر ایالات متحده حکومت می‌کند؟»؛ نفوذ بی‌سابقه گروه‌های ذینفع و میلیاردرها در واشینگتن، یادآور دوران راکفلرها و کارنگی‌هاست که پیش از جنگ جهانی اول، حتی رئیس‌جمهورها را تعیین می‌کردند. 📌 بسیاری از مقامات واشینگتن به دلیل وجود نامشان در فایل‌های اپستین، عملاً گروگان و تحت کنترل موساد و نفوذ اسرائیل هستند؛ این وابستگی مانع از اتخاذ تصمیماتی می‌شود که به نفع واقعی مردم آمریکا باشد. 📌 درگیری نظامی با ایران می‌تواند خساراتی به بار آورد که جبران آن سال‌ها زمان ببرد؛ ایران صراحتاً اعلام کرده که در صورت حمله، زیرساخت‌های نفتی و تاسیسات آب‌شیرین‌کن امارات را نابود خواهد کرد که نتیجه آن تخلیه کامل منطقه از جمعیت خواهد بود. 📌 برخلاف ادعاهای تبلیغاتی، گزارش‌های اطلاعاتی سیا نشان می‌دهد که ۹۰ درصد توانمندی نظامی ایران پس از حملات اولیه همچنان دست‌نخورده باقی مانده است؛ ایران از هر درگیری درس‌های جدیدی آموخته و اکنون با تسلیحات جدید روسی و چینی، از جمله موشک‌های کروز هایپرسونیک که قادر به غرق کردن کشتی‌های بزرگ هستند، قدرتمندتر از قبل شده است. 📌 ادعاهای دونالد ترامپ مبنی بر نابودی نیروی دریایی ایران و محاصره کامل تنگه هرمز با واقعیت تضاد دارد؛ در حالی که او از «دیوار فولادی» سخن می‌گوید، کشتی‌های تجاری همچنان با پرداخت عوارض و تحت اسکورت ایرانی‌ها از تنگه هرمز عبور می‌کنند. 📌 پنتاگون و فرماندهان نیروی هوایی آمریکا همچنان به اشتباه تصور می‌کنند که «حملات قطع سر» (Decapitation Strikes) و افزایش شدت بمباران‌ها می‌تواند ایران را به تسلیم وادارد؛ در حالی که تجربه‌های تاریخی مانند جنگ کوزوو ثابت کرده است که قدرت هوایی به تنهایی هرگز به اهداف نظامی دست نمی‌یابد. 📌 فساد در رده‌های بالای ارتش آمریکا باعث شده فرماندهانی مانند دریادار کوپر و ژنرال کوریلا، به جای صداقت نظامی، به مجریان فرامین نتانیاهو تبدیل شوند؛ ژنرال کوریلا پس از بازنشستگی بلافاصله در یک شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی پاداش خدمات خود در جنگ علیه ایران را دریافت کرد. 📌 پرونده‌سازی علیه رائول کاسترو و مقامات ونزوئلا، مشابه استراتژی آمریکا علیه صدام حسین در دهه ۹۰ است؛ هدف واقعی این اقدامات، مسدود کردن مسیر دیپلماتیک و ایجاد بهانه برای مداخله نظامی میلیاردرها جهت تبدیل کوبا به بهشتِ خصوصی کازینوها و هتل‌های لوکس است. 📌 واقع‌گرایی جدید در قبال چین نشان می‌دهد که دفاع از تایوان در فاصله ۱۰۰ مایلی چین برای آمریکا که فرسنگ‌ها دورتر است، غیرممکن است؛ ترامپ با درک این واقعیت، گامی درست برداشته که باید با توقف طبل جنگ علیه چین توسط جریان‌های تندرو همراه شود. 🖇️ پیوند فایل صوتی در [روبیکا](rubika.ir/Multipolar_world). *@Multipolar_world* 🌍
✅ سرهنگ داگلاس مک‌گرگور، کارشناس ارشد مسائل نظامی 📌 درگیری نظامی با ایران می‌تواند خساراتی به بار آورد که جبران آن سال‌ها زمان ببرد؛ ایران صراحتاً اعلام کرده که در صورت حمله، زیرساخت‌های نفتی و تاسیسات آب‌شیرین‌کن امارات را نابود خواهد کرد که نتیجه آن تخلیه کامل منطقه از جمعیت خواهد بود. 📌 برخلاف ادعاهای تبلیغاتی، گزارش‌های اطلاعاتی سیا نشان می‌دهد که ۹۰ درصد توانمندی نظامی ایران پس از حملات اولیه همچنان دست‌نخورده باقی مانده است؛ ایران از هر درگیری درس‌های جدیدی آموخته و اکنون با تسلیحات جدید روسی و چینی، از جمله موشک‌های کروز هایپرسونیک که قادر به غرق کردن کشتی‌های بزرگ هستند، قدرتمندتر از قبل شده است. @Multipolar_world 🌍